هدف مدیریت توأمان لبخند دیپلماتیک درخارج و اعمال خشونت در داخل است!

همه بیاد داریم که در دوره خاتمی چگونه قوه قضائیه به ستادمقابله با دولت توسط  بیت و بارگاه خامنه ای و  اصول گرایان و نیروهای افراطی و فاشیستی امنیتی- نظامی سپاه و سایرباندها تبدیل شد تا با بکارانداختن چماق قانون و تشکیل دولت موازی و باصطلاح در سایه و با رصدکردن هرگونه تحرک  نیروهای مستقل و مردمی و سرکوب کردن آن ها و بطورکلی با ایجاد فضای اختناق و سرکوب اوضاع را تحت کنترل خود بگیرند. چنان که توقیف باصطلاح فله ای روزنامه ها ( از نظرآن ها موسوم به زنجیره ای)  تنها یکی از این اقدامات  بود و البته به موازات “چماق قانون”  آنها به وفور از “قانون چماق” و حزب الهی ها و قتل های زنجیره ای و غیره بهره برداری می کردند.  اکنون  نیز با  توقیف روزنامه بهار و بویژه سخنان اخیرقوه قضائی به نظرمی رسد  که حاکمیت دارد گام مهمی درایجاد دولت موازی و ستاد عملیاتی این نیروها برمی دارد. آن زمان هدف فلج کردن آندسته از اقدامات دولت رسمی بود  که به توسعه سیاسی مربوط می شد. هم چنین  ممانعت از شکل گیری قدرت باصطلاح دوگانه  در بالا و مهمتراز همه ایجاد فضای سرکوب و امنیتی در جامعه برای جلوگیری از نفس تازه کردن جنبش های اجتماعی و شکل گیری جریان ها و  نهادهای مستقل مردمی و مستقل اهداف دیگر ستادعملیاتی دولت پنهان بود.  

از سخنان لاریجاتی* نیز آشکارا بوی تشکیل  ستادعملیاتی دولت پنهان به مشام می رسد: خشم نهفته دراین سخنان و تأکید او مبنی براین که  قوه قضائیه حرکت های خزنده ای را که پس از انتخابات و در رسانه ها- و از جمله دستاویز قراردادن مقاله ای که  انتخابی بودن خلفاء دراسلام را با نرمترین زبان بیان  کرده است – زیرنظردارد و این که این قوه  کلیه تحرکات و اقدامات دشمنان و  اصحاب فتنه را رصدکرده  و تهدید آن ها  به مقابله کاملامقتدرانه و اینکه این سخن او را به مثابه اخطارتلقی کنند،  نشان دهنده آن است که باندهای حاکم پس از تکمیل مهندسی  کابینه ،  گام تازه ای را در تشکیل ستادعملیاتی دولت سایه و هدف گرفتن بقول خودشان فضائی که عده ای گمان می کنند درپی انتخابت وتلاش برای گشایش دیپلماسی بوجود آمده است برداشته اند. بی گمان این سطح ازسخنان رئیس قوه قضائیه و تحت کنترل رهبری ازآن نوع سخنانی نیست که بدون  هم آهنگی با رهبرنظام و سایر سرجنبانان باندهای حاکم  برزبان آمده  باشد.  

اگراین اخطاررئیس قوه قضائیه  در کنارلغوآزادی زندانیان سیاسی را که بقول خاتمی  درعید غذیر صد درصد انتظارش می رفته است و سخنان عبداله نوری مبنی برتذکربه دولت دراین مورد، و این عقب نشینی  دولت روحانی که درامور زندانیان و حصرمداخله نمی کند، و توقیف روزنامه بهار و اعدام جنایتکارانه و بدون محاکمه ۱۶ بلوچ و یا ایجاد منشورحجاب مدارس، تدارک برنامه رسمی و سیعی برای سیزده آبان و بالأخره تهاجم و حملات تبلیغاتی و رسانه ای  گسترده اخیر در نظربگیریم،   شاهد نشانه های بارزی از تصمیمات و عزم جناح حاکم در ایجاد ستادعملیاتی دولت پنهان و واقعی    باهدف گسترش فضای اختناق و سرکوب خواهیم بود.  ایجاد چنین فضائی باتوجه به بحران های شدید اقتصادی و حذف یارانه ها و روشدن ورشکستی و بیلان دولت مورد حمایت خانه ای و خطربروز و گسترش اعتراضات مردمی، برای حاکمیت هم چون یک کابوس است. تهدیدهای صادق لاریجانی هم مطابق معمول این جناح درزدن نعل وارونه منعکس کننده  برنامه ریزی ستادبحران است.

هدف رژیم آن است که پنجره ای  کنترل شده برای گشایش دیپلماسی باهدف  بیرون کشیدن چاشنی انفجاری بحران فلج کننده اقتصادی بگشاید، بدون آن که هیچ  روزنه ای درداخل برای نفس کشیدن مردم فراهم شود و هیچ کس گمان برد که گویا تغییرو تزلزلی درکشور و ارکان قدرت ایجاد شده است و یا امکان تحمیل تغییراتی فراهم آمده است. بهمین دلیل برای مدیریت گذار از بحران  چنین هدفی بطور سیاست  لبخند دیپلماسی و اخم داخلی را بطورتوأمان ترکیب کرده است. بدیهی است درشرایطی که ایجاد فضای اختناقی و سرکوب بیشتر برای حفظ ارکان قدرت دردستورکارقرارگرفته است، آزادی زندانیان ولو آن که رژیم بهرحال ناچاراست آن ها را آزاد کند، نباید به معنی گشوده شدن پنجره ای در داخل برای نفس تازه کردن تعبیرشود.

بی تردید جناح حاکم از تجربیات وسیع  خود درمدیریت فضاهائی که با بهم خوردن تعادلش درنتیجه بحران بوجود آمده است ورزیده شده و از آنها به نحواحس بهره می گیرد. درچنین وضعی جنبش های اعتراضی و جریانات حامی آزادی نیزبدون بهره گیری کامل از تجربیات گذشته و شکست های خود قادرنخواهند بود که تصمیمات دولت پنهان و حاکمیت را فلج کرده و راه پیشروی خود بسوی آزادی و رهائی از زنجیرهای حکومت اسلامی را بگشایند. روشن است که به  دولتی که ازهم اکنون وعده های داده شده خود را رسما پس گرفته و گفته است دراین گونه موارد مداخله ای نمی کند، نمی توان درمقابله با این تعرض ها دخیل بست. گرچه فشاربه آن  و تحمیل مطالباتی وعده داده شده به آن همواره یکی از یک عرصه های اقدام متقابل است. اما عرصه اصلی را اقدامات مستقل و شکل دادن به نیروی جمعی و مطالبات جمعی  وفراگیرو مقاومت و ازپا نایستادن برای تأمین آزادی ها و انتشارآزادانه روزنامه ها و بهره گیری از عدم  تعادلی تشکیل می دهد  که خواه ناخواه رژیم علیرغم ژست های اقتدارمأبانه بخودمی گیرد. سخن نهائی را مقاومت و ایستادگی، همبستگی و هم صداشدن مدافعان آزادی و عدالت اجتماعی تشکیل می دهد.  

صادق لاریجانی: گمان کرده‌اند فضای دیگری در کشور به‌وجود آمده

http://www.radiofarda.com/content/f12_sadegh_larijani_warns_reformists/25153725.html

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)