افزایش بزه در حاکمیت ولایت فقیه
به رغم انکارهای مقامات و سران حکومت ولایت فقیه، رسانههای حکومت ولایت فقیه از افزایش بزه در جامعهی شهروندی ایران خبر میدهند، سوالی که باقی میماند این است که آیا این معضلات اجتماعی را میتوان تنها به جامعه تقلیل داد یا نقش حاکمیت ولایت فقیه در این موضوع برجستهتر است؟
با وجود این که مقامات و سران حکومت ولایت فقیه سعی میکنند تصویری رویایی از جامعه ایران ارائه دهند، اما واقعیات جامعه چیز دیگری را حکایت میکند.
در برخی موارد رسانههای حکومت ولایت فقیه مجبور میشوند به برخی از گوشههای این معضلات و بزهکاریها در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه اذعان کنند.
اخیرا رسانههای حکومت ایران مطالبی را به نقل از عباس مسجدی آرانی، رئیس سازمان پزشکی قانونی حکومت ایران منتشر کردهاند که در نوع خود تاسفبار است.
از جمله این که تنها در سال ۱۴۰۱ در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه، ۶۶۴ نفر بر اثر مصرف الکل تقلبی و یا صنعتی جان خود را از دست دادهاند.
مسجدی آرانی افزوده است در سال ۱۴۰۱ همچنین ۱۹ هزار و ۴۹۰ نفر بر اثر تصادفات رانندگی جان خود را از دست داده و در همین بازه زمانی، ۹۱۳ نفر نیز جان خود را بر اثر مسمومیت ناشی از استنشاق گاز منوکسید کربن از دست دادهاند.
مسجدی همچنین آمار قربانیان استفاده از انواع مواد مخدر در سال ۱۴۰۱ را برابر با ۵۵۲۸ نفر اعلام کرد.
در زمینه قصور پزشکی مسجدی افزوده است که تنها در سال ۱۴۰۱ برای این موضوع ۱۲ هزار و ۴۴۵ پرونده تشکیل شده است.
وی همچنین پیرامون «نزاع و درگیری» اعلام کرد که در سال ۱۴۰۱، برابر با ۵۹۱ هزار و ۸۰۷ نزاع رخ داده است. [آسیبهای اجتماعی در ایران]
چیستی و چرایی افزایش بزهکاری در جامعهی ایران
در نگاهی سطحی و تکبعدی میتوان معضلات و بزه در یک جامعه را تنها به مردم آن جامعه تقلیل داد. اما این نگاهی کامل و همه جانبه نخواهد بود.
پر واضح است که در کشورهایی که دارای حاکمیتی مستقل، دمکراتیک و مردمی هستند و فساد و دیگر معضلات حاکمیتی در رأس هرم حاکمیتی جایی ندارد یا به ندرت یافت میشود، سلامت روانی و اجتماعی جامعه نیز تضمین شده و معضلات اجتماعی و بزهکاری در چنین جوامعی به طور قطع در حداقلها میباشد.
حال با برهان خلف به این پدیده بنگریم، در جامعهیی که قوای حاکمیتی و رأس حاکمیت آن آکنده از فساد، رانت، تخلف، اختلاس، تبعیض، نابرابری، و… نمودهای دیگر تبهکارانه باشد، قطعا دامنهی این معضلات اجتماعی دامنگیر افراد آن جامعه نیز میشود.
شاید نیاز به توضیح اضافی نباشد چنان چه به جامعه ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه نگاهی بیندازیم.
در بیش از ۴۴ سالی که از عمر حاکمیت ولایت فقیه میگذرد، هیچ اقدام تبهکارانهیی نبوده است که در بالای هرم حاکمیتی وجود نداشته باشد؛ قتل عام، اعدام، فساد، اختلاس، رشوه، قاچاق مواد مخدر، تروریسم، دزدیها و حقوقهای نجومی و… سیاههیی طولانی که شاید شمارش از حوصله این مقال خارج باشد.
قطع یقین اولین سرریزگاه چنین معضلاتی، بستر جامعه خواهد بود و به عبارت دیگر در چنین جامعهیی، حاکمیت در پی آن نیست ارزشها و هنجارهای مبتنی بر راستی و درستکرداری را ترویج کند بلکه بالعکس، رفتار و کردار حاکمان، بازتاب خود را در جامعه گذاشته و در ذیل چتر از بین رفتن ارزشهای انسانی، بزهکاری، جرم و جنایت و دیگر معضلات اجتماعی به وفور گسترش مییابند.
گسترش فقر، اعتیاد، تنفروشی، نزاع، کودکان کار، کارتنخوابی، افزایش ۳۰۰ درصدی سرقت در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه تنها در ۵ سال گذشته و دیگر معضلات اجتماعی در کشوری که بنا به اذعان مراکز رسمی آماری در حکومت ولایت فقیه، به تنهایی ۵۶ برابر کل اروپا نفت و گاز کشفشده و ۳۸ برابر کل اروپا، ذخائر معدنی دارد و در حالی که با وجود اسکان ۱ درصد جمعیت جهان در ایران، ۱۰ درصد ثروتهای طبیعی جهان را در اختیار دارد، خود بهترین گواه بر وضعیت تبهکاری و فساد حاکمیتی است که به جامعه نیز سرایت کرده و جامعهی شهروندی ایران را نیز آلوده به بزهکاری و دیگر معضلات اجتماعی کرده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.