ادوارد عزیز سلام

امیدوارم از قطعات زیبای واکابایاشی که برایت فرستادم لذت برده باشید. 

ادوارد، همانطور که در نامه‌ی قبلی برایت نوشتم، کلمات و معانی که در ذهن افراد ساخته می‌شود بسیار وضعیتِ پیچیده‌ای به خود گرفته است. 

یکی از کلماتی که ذهن من را خیلی درگیر کرده است، کلمه‌ی “وارستگی” است. 

وارستگی در وضعیتِ پُست-اورینتالیسم به چه معنی است؟ 

من از این کلمه، تعاریف فردیت‌محور ندارم. اجازه بده راحت برایت بگویم، منظور من از وارستگی، بسیار متفاوت‌ است از معنی این کلمه در بین فلاسفه‌ی بودیسم، اکهارت، مولانا، غزالی و …

من کلمه‌ی وارستگی را کاملا در وضعیتِ پالتیک-استتیک درک می‌کنم. وارستگی را نه در حوزه‌ی واکنشی اخلاقی بلکه کُنشی آگاهانه و سیاسی فهم می‌کنم. وارستگی را صفتِ انسانی نیک نمی‌دانم. بلکه آن را فعل و سوژه‌ی متکثر از اندیشه‌ی جمعی می‌دانم.

اجازه بده برای اینکه منظور خودم را بهتر بیان کنم، با هم در تاریخ سفر کنیم. بیا برویم به فرانسه. سال ۱۹۶۸ است. ماه می!

سر و کله‌ی دانشجویانِ معترض از هر طبقه‌ در کل شهر‌ها پیدا شده است. می‌خواهند نابود کنند هر آن چه روبه‌روی‌شان ایستاده است. به نظرم تا اینجا ایده‌ی قشنگی دارند. هیجانِ همراه اعتماد به نفس گروهی آنها به اینجا می‌رسد، که کل دولت را ساقط کنند. 

ادوارد! بهتر از من دستاورد‌ها و شکست‌های جنبش می ۶۸ را می‌دانی.

ادوارد عزیز می‌دانی به چه فکر می‌کنم؟ می ۶۸ تقریبا نقطه‌‌ی اوجِ شکل‌گیری و منسجم‌ترین تشکلاتِ دانشجویی است که بعد آن دیگر نتوانست، به آن صورت یکپارچه شود و مقاومتِ خود را متکثر کند.

به نظرت آیا در آن سال می‌توانست خواسته‌ی تشکلات، جای خود را از کنش‌های رادیکال محور به کنش‌های وارسته محور دهد؟

به طور مثال اگر خواسته‌های تشکل‌های دانشجویی، شامل موارد زیر بود، به نظرت نتیجه‌ی می ۶۸ امروز چگونه رقم می‌خورد؟

۱. ما دانشجویان خواهان داشتن تشکل‌های صنفی مستقل از دولت هستیم.

۲. ما دانشجویان خواهان برگزاری انتخاباتِ ازاد، بدون نظارت دولت، برای انتخاب رئیس و دبیر تشکل‌های دانشجویی می‌باشیم.

۳. ما دانشجویان خواهانِ استعفای تمامی اساتید و اعضای هیات علمی منتخبِ دولت هستیم.

۴. اساتید و هیات علمی دانشگاه، باید توسط انتخابات آزاد توسط دانشجویان بدون نظارت دولت انتخاب شوند.

۵. بدیهی است هر زمانی که اکثریت تشکل‌های دانشجویی خواهان استیضاح و برکناری هیات علمی باشد، رئیس دانشگاه موظف به برگزاری انتخابات می‌باشد.

۶. رئیس دانشگاه، توسط نماینده‌‌گان هیات علمی و نمایندگان تشکل‌های دانشجویی بدون دخالت دولت، انتخاب خواهد شد.

۷. رئیس دانشگاه موظف به برگزاری انتخابات در هر ۲ سال است.

۸. تنها وظیفه‌ی دولت، پرداخت حقوق هیات علمی و تامین امکانات رفاهی و درمانی تا زمان فارع تحصیلی دانشجویان است و حق هیچگونه دخالتی در دانش و علم نخواهد داشت.

امضاء دانشجویان می ۶۸

ادوارد! اگر اساتید در کُنشی رخدادی، وارستگی می‌کردند و می‌پذیرفتند که از هژمونِ “قُدرت-دانش” خداحافظی کنند، آیا سرنوشتِ می ۶۸ بهتر نمی‌شد؟

اگر دولت، وارستگی می‌کرد و از انباشت و سرریز شدن قدرت انحصاری در آن سال چشم می‌پوشید، سرنوشت بهتری رقم نمی‌خورد؟

اگر دانشجویان آن سال، خواهانِ قدرتِ جدید نبودند و در وضعیتِ مقاومت باقی می‌ماندند، جنبش‌های دانشجویی امروز سرپا و سرحال‌تر نبود؟

ادوارد، خودم امروز خیلی سرپا و سرحال نبودم. می‌دانم باید با جزئیاتِ دقیق، هر کدام را توضیح می‌دادم. تنبلی کردم. مفصل و جزئیات دقیق، آخر هفته برایت نامه خواهم نوشت.

ادوارد عزیز! حقیقتا نمی‌دانم آیا دانشگاهی وجود دارد که چنین سازو‌کاری داشته باشد؟

آه راستی ادوارد! عجیب چند وقت است، فکر می‌کنم آیا اثری شگرف‌تر از رکوئیمِ موتزارت در تاریخ نوشته شده است؟ می‌دانم که خیلی دوست داری آن را. با آن تنهایت خواهم گذاشت.

 

دوستِ کوچک تو

-احسان

۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)