هاشمی طبا: انتظار هیچ تحول مثبتی در حکومت ولایت فقیه نیست
مصطفی هاشمی طبا از مهرههای حکومت ایران از مهرههای جناح مغلوب حاکمیت ولایت فقیه، در مطلبی در سایت حکومتی شرق تحت عنوان «حسن یا احسن» اعلام کرده است که برای ایران، تحت حاکمیت ولایت فقیه، هیچ تحول مثبتی متصور نیست.
تضادهای انباشتشدهی مختلف در عرصههای مختلف از قبیل زمامداری، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… در این روزها باعث شده است که بسیاری از کارگزاران حال حاضر و سابق حکومت ایران به این نتیجه برسند که هیچ کورسویی از امید برای اصلاح امور نیست.
هاشمی طبا در مطلبی یادشده، ذیل سه دستهبندی «نظام»، «جامعه» و «کشور» نارساییها و وضعیت نابسامان ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه، به بررسی تضادهای لاینحل ایران پرداخته است و ناکارآمدی ارگانهای مختلف حکومتی را برجسته کرده است.
وی با اشاره به سخنرانی نوروزی خامنهای در مشهد که «قانون اساسی» و «نظام جمهوری اسلامی» را تغییرناپذیر دانسته، اعلام کرده که خامنهای خواستار «تحول» در سه مقولهی «جامعه، نظام و کشور» شده است.
هاشمی طبا در ادامه، ایجاد «تحول» در مقولات یاد شده را کار «افراد جامع» ذکر کرده است.
وی ضمن تکرار ادعاهای دیگر سران نظام، مبنی بر دشمنتراشی، اعلام کرده است که در مرزهای ایران، همسایگانش و شاید «مردمان آنها» در تضاد منافع با کشور ایران هستند! حال آنکه در دهههای اخیر بیشترین ضرر را کشورهای همسایه از قبل دخالتهای حکومت ایران متحمل شدهاند.
نگاهی به وضعیت کشورهای همجوار مانند عراق، افغانستان، افغانستان و… و برخی کشورهای همسایه در منطقهی خاور میانه که مرز مشترک با آنها وجود ندارد مانند کشورهای فلسطین، لبنان، سوریه، یمن و… به روشنی بر هر ناظر بیطرف عیان میسازد که این کشورها و مردمان آنها از سوی حاکمیت ولایت فقیه تهدید شدهاند.
اما اشارات وی تنها به کشورهای همسایه محدود باقی نمانده است و وی ضمن برشمردن بحرانهای داخلی کشور از حیثهای مختلف، اقتصادی، زیست محیطی، سیاست داخلی، ساختار نامأنوس حاکمیت ولایت فقیه و تعارض آن با یک حکومت مردمی، نابسامانیهای داخلی کشور و تضادهای لاینحل را برشمرده است که نیاز به تحول در آنها وجود دارد. [هاشمیطبا، یک مقام سابق حکومتی؛ ایران در حال متلاشی شدن است]
ایجاد چند قطبی به جای دو قطبی مورد انکار خامنهای از زبان هاشمی طبا
در بخش جامعه، هاشمی طبا ضمن برشمردن تقسیمبندیهای مختلف جامعهی ایران از نظرهای مختلف، مطرح میدارد که برخی (اشاره به سخنرانی اخیر خامنهای که برای چندمین بار نسبت به خطر دوقطبی شدن جامعه هشدار داد) منکر دو قطبی بودن جامعه هستند، وی میافزاید که جامعهی ایران در حال حاضر چندقطبی شده است و این سوال را بر روی میز میگذارد که آیا در این زمینه تحولی لازم است و اگر هست به چه سو و چه سمتی؟
اما اصل دعوا در این جا توسط هاشمی طبا مغالطه شده است و دعوای اصلی و دوقطبی اصلی به تفسیر دیگری در جامعهی ایران در جریان است و در حالی که خامنهای و کارگزاران ارشد حکومتی، جنگ قدرت در درون جناح خامنهای و یا سهمخواهی جریان مغلوب حاکمیت از «سفره انقلاب» را به «دوقطبی» تعبیر میکنند، در واقعیت عینی جامعهی ایران، جدا از سلایق و تفاوتها در امور مختلف چون امور دینی، زبانی، قومی، ملیتی، طبقاتی و… که از سوی هاشمی طبا در یادداشت مذکور یاد شده، یک دوقطبی فراتر از این دستهبندیها وجود دارد و آن دوقطبی بین مردم ایران یا جبههی خلق در یک سو و حاکمیت ولایت فقیه با تمامی دستهجات و دستهبندیهای درونی به عنوان جبههی ضدخلق در سوی دیگر میباشد.
این جبهه است که در نهایت و در تفیسر و تبیین کلی رویدادها و سمت سوی تاریخ معاصر ایران در جامعهی ایران نقشآفرینی میکند و در نهایت یک سوی این جبهه محکوم به شکست در مقابل جبهه مقابل است و تاریخ همواره نشان داده است که آن که رو به زوال و شکست میباشد، دیکتاتوری است و در ایران امروز ما، دیکتاتوری دینی که باید پایان پذیرد و تحول واقعی در ایران، یعنی استقرار یک حاکمیت مردمی و دمکراتیک صورت پذیرد و احسنالحال مردم ایران آن روز خواهد بود.
هاشمی طبا: انتظار هیچ تحولی را نمیتوان داشت!
در پایان یادداشت، نویسنده مطرح میسازد که «متاسفانه باید گفت انتظار هیچ تحولی را نمیتوان داشت»! و میافزاید سیاستهای دولت رئیسی بر ترس استوار شده و از هر گونه تحول خودداری میکند… و میماند کشوری که هیچ چیز در آن تغییر مثبتی نمیکند و هرگز تحولی برای آن متصور نیست.
مختصری بر قلمفرسایی هاشمی طبا به وضوح مشخص میسازد که آیندهی ایران تحت حاکمیت خامنهای و ولایت فقیه و نه چنان که وی میخواهد القاء کند دولت رئیسی، در دیکتاتوری و با بقای دیکتاتوری موجود، به همین وضعیت فعلی خواهد بود مگر آن که مردم ایران خود سازندهی موج تغییر و تحول و پیش از هر تحول دیگر، خواهان و سازندهی تحول سیاسی و حاکمیتی در کشور باشند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.