عباس عبدی و سیاستگذاری خطی ابراهیم رئیسی
عباس عبدی از مهرههای مغلوب حاکمیت در مطلبی در روزنامه اعتماد سیاستگذاریهای دولت ابراهیم رئیسی و مدیران ناقصالذهن آن را مورد هجمه قرار داده است.
سوء مدیریت و بهتر است بگوییم بیکفایتی دولت رئیسی در اداره امور کشور که از همان ابتدای روی کار آمدنش محرز مینمود، حتی مهرههای جناح مغلوب حاکمیت و یا همان اصلاحطلبان قلابی را خیرهسر کرده تا به سیاستهای دولت رئیسی و وزرایش بتازند.
در همین راستا عباس عبدی از مهرههای اصلاحطلبان قلابی در حاکمیت ولایت فقیه، اخیرا و در روز چهارشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۲، در مطلبی در روزنامهی حکومتی اعتماد با عنوان «سیاستگذاری خطی» به سیاستهای دولت رئیسی تاخته است.
عبدی ضعیفترین ویژگی دولت رئیسی را سیاستگذاری آن اعلام کرد و افزوده است که سیاستگذاری آنها بر اساس سیاستگذاری خطی میباشد که از بالا و مبتنی بر ذهن مدیران دولت است که تضادها و مشکلات را بسیار ساده و خطی میبیند و اولین چیزی را که به ذهن ناقص مدیر میآید را به عنوان سیاستگذاری انتخاب میکند.
عبدی سپس نمودهای این سادهسازی و سیاستگذاری خطی را در برخورد دولت رئیسی با موضوعاتی چون اینترنت، حملات شیمیایی به مدارس، حجاب، شبکههای اجتماعی و… برمیشمارد که ویژگی بارز و برجسته این نوع سیاستگذاری را تمرکز امور در مدیریت رسمی و به کارگرفتن ابزار قدرت و رسانهی یک سو میباشد.
در این نوع نگاه نویسنده میافزاید که دولت رئیسی چنین میپندارد که میتوانند همه چیز را کنترل کنند و همه چیز را به دست بیاورند و هیچ هزینهیی ندهند، اما در نهایت همه این موارد از کنترل آنها خارج میشود و علاوه بر این که هیچ چیز به دست نمیآورند کلی هزینه نیز متحمل میشوند.
تعیین سیاست از نوع رئیسی و از نگاه عبدی
عبدی سپس برخی نمونههای برخورد دولت رئیسی و حکومت ولایت فقیه در پدیدههایی چون نوع پوشش و «فرزندآوری» اشتغالزایی و ساخت یک میلیون مسکن را برمیشمارد که حکومتگران ولایت فقیه با سیاستهای دستوری و تکبعدی میخواهند برای آنها راه چارهیی پیدا کنند و راههایی مانند افزایش «گشت ارشاد» و وامدهی برای فرزندآوری و وام خود اشتغالی و محاسبات ساده برای مسکن با قیمتهای ۲ سال پیش را برای پیشبرد این سیاستهای برمیگزینند اما در نهایت هیچ طرفی از این سیاستها نمیبندند!
عبدی سپس سیاستهای رئیسی و دولتش پیرامون فیلتر کردن شبکههای اجتماعی و محدود کردن اینترنت را در بگیر و ببند و سیاستهای دستوری خلاصه میکند که در یک جمع در پشت درهای بسته مینشینند و کار را تمام میکنند و حتی قانون فرزندآوری را خارج از صحن مجلس مینویسند و معلوم نیست در کجا به تصویب میرسانند و در ابتدا گزارشهای مثبت میدهند که انگار خوب پیش میرود ولی کمکم «تق» ماجرا در میآید و معلوم میشود که در موضوعات یاد شده وضع نه تنها بهتر نشده است که وضعیت به کلی بدتر و وخیمتر نیز شده است!
عبدی سپس نتیجهگیری میکند که در این هنگام سیاستگذاران در دولت و حاکمیت به این نقطه میرسند که «پس دست بیگانگان در کار است»! و سپس ادامه میدهد این در حالی است که سیاستگذاری کاری پیچیده است و باید ابتدا مسئله بررسی شود و همین طور نمیشود هر موضوعی را تبدیل به مسئله کرد آن هم با اولویت و دوم اینکه باید گزارشهای دقیق و تشریح مسئله و راههای موجود قابل تحقق، هزینههای آن اثرات و هزینههای مستقیم و غیرمستقیم هر سیاست احتمالی تهیه شده و به افکار عمومی ارجاع داده شده و مورد نقد قرار گیرد و در مرحله بعد امکان اجرایی و ظرفیت تحقق آن روشن شود. نمیشود که بدون توجه به منابع سیاستگذاری کرد و منابع یک جای دیگر را برای جای دیگری هزینه کرد.
عبدی سپس دولت رئیسی را به کلاهبردارانی تشبیه میکند که مدعی سیاست بیهزینه و مجانی هستند و سیاستهای شکستخورده بسیار پیشین را به حکومتگران یادآوری میکند که باید از آن استفاده کنند و نباید چرخ را از نو اختراع کرد برای چندمین بار. [عباس عبدی از ادامه بقای حکومت ایران ناامید شد!]
سیاست رئیسی یا سیاست همهی دولتهای حکومت خامنهای
عبدی در این نقطه بنبست کلیت حکومت ولایت فقیه و سیاستگذاریهای دولتهای پیشین را مطرح میسازد که اگر همه دولتها در پیش بردن سیاستها طرح شده موفق بودند که کشور در حال حاضر شاهد چنین وضعیتی نبود.
وی در پایان، کار دولت رئیسی را بدون ارزیابی هزینه و فایده میداند و برای آن مثالی میزند که اگر یک کارآفرین بخواهد به عنوان مثال یک میلیارد تومان وام بگیرد حتما باید ارزیابی هزینه و فایده ارائه دهد اما دولت رئیسی و در مقیاس کلیتر حکومت ولایت فقیه با صرف هزینههایی هزاران هزار بالاتر از این، حتی یک برگ ارزیابی از هزینهها و منافع مادی، اجتماعی و سیاسی تضادها ارائه نمیکنند.
حرفها همه عیان هستند و بیان و بدون نیاز به تفسیر و تبیین. اما آنچه عبدی به آن نمیپردازد عملکرد مشابه دولتهای جناح مغلوب حاکمیت است که از جناح وی بودند و اکنون تنها برای سهمخواهی اقدام به جنگ درونی حکومت کرده است. با این وجود واقعیتهای بیان شده از سوی عبدی را نمیتوان غیرواقعی پنداشت، واقعیتی ملموس که شاید سال جاری را تبدیل به سال پایانی دولت رئیسی و حکومت ولایت فقیه کند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.