درست زمانی که جنایت مسموم کردن دختران دانش‌آموز دوباره از سر گرفته شده است، رییس نیروی انتظامی می‌گوید از فلان روز با تجهیزات پیشرفته، زنان بی‌حجاب را شناسایی می‌کنیم و بعد هم لابد جریمه و دادگاه و هزار جور بدبختی دیگر بر سرشان خراب می‌کنیم.

اگر جنایت مسموم کردن دختران دانش‌آموز کار عوامل نظام یا دست‌کم نیروهای آتش‌به‌اختیارِ مورد وثوقِ نظام نیست، چرا سیستمی که برای شناسایی تار موی زنان، به امکانات پیشرفته‌ی شناسایی، مجهز است، برای شناسایی تروریست‌های عامل جنایت مسمومیت‌ دانش‌آموزان دست روی دست گذاشته است؟

احتمالا پاسخ آن روشن‌تر از آن است که در آن تردیدی وجود داشته باشد. جمهوری اسلامی با حاکمیتی مردسالار و ضد زن، تیغ تیز دستگاه قهری خود را بر گردن زنان گذاشته است چرا که صریح‌ترین فریادهای مترقیِ نه به جمهوری اسلامی با شعارهایی انسانی، از دل جنبش زن، زندگی، آزادی برآمده است.

از این جهت، عاملان جنایت مسموم کردن دختران، با گذشت چهار ماه از آغاز آن، و با وجود تداوم این جنایت، همانند جنایت اسیدپاشی بر صورت زنان در اصفهان، زیر چتر حمایتی نظام جمهوری اسلامی، آزادانه به جنایتِ خویش مشغولند و جمهوری اسلامی به جای برخورد با جانیان، سرسختانه مشغول رسیدگی به موی زنان است؛ چرا که اگر هم خودش عامل جنایتِ مسمومیت نباشد، بی‌تردید با آن جنایتکاران همدست و هم‌پیاله است.

اما آنچه جمهوری اسلامی آن را سیاستی برای تثبیت خود می‌داند -یعنی حمله به زنان و سرکوبی بیشتر آنان- بیش از آنکه به افزایش عمر نظام منجر شود، عاملی خواهد شد که فروپاشی حاکمیت را سرعت می‌بخشد؛ سیاست‌های بگیر و ببند و خشونت‌های گشت ارشاد در گذشته اگر چه در ظاهر برخورد با بی‌حجابی را دنبال می‌کرد اما عملا همان سیاست، آتش انقلابی مترقی به نام «زن، زندگی، آزادی» را روشن کرد که جامعه را به سوی رهایی پیش راند؛ حرکتی که دیگر به عقب باز نخواهد گشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)