بیش از سه ربع قرن از عمر سازمانی می گذرد که با سرمایه ی مستقیم کارگران بنا شده است؛ سازمانی که طی این مدت فراز و نشیب های فراوانی را گذرانده است و هیچگاه نتوانسته است به نیازها و توقعات کارگران از این سازمان پاسخ عملی شایسته بدهد.

اصلی ترین و مهم ترین سوال ما کارگران از مدیران و مسئولان سازمان تامین اجتماعی از آغاز تا به امروز این بوده و هست که: «چرا هیچگاه ما را در برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های سازمانی که با سرمایه ی خودمان بنا شده است بازی نمی دهند»! آن زمان که پدران ما در کارخانجات و شرکتها کار می کردند و هر پانزده روز به آنها حقوق می دادند، قبل از آنکه دستمزدشان را بدهند سهم بیمه را از آن کسر می کردند و امروزه هم پیش از پرداخت کامل حقوق ماهیانه، سهم بیمه ی ما را کسر می کنند و مطمئناً در آینده نیز همین روال را با فرزندان مان پی خواهند گرفت. طی این سالیان طولانی هر وقت بر سر حق و حقوق صحبتی شده، کارفرما با حالتی طلبکارانه اعلام کرده که: «من بابت حقوق شما ۲۳٪ ماهیانه به سازمان تأمین اجتماعی پول می دهم» و از آن طرف دولتها نیز مدام گفته اند که: «دو سه درصدی را نیز ما پرداخت می کنیم» و در آخر معلوم می شود که معادل یک سوم از حقوق ماهیانه ی ما به سازمان تأمین اجتماعی واریز می شود! از عمر این پرداختها سالیان طولانی می گذرد و با این پولها سرمایه گذاری های فراوانی صورت گرفته، کارخانجات زیادی در بخش‌های صنعتی مختلف، زمین، باغ و . . . خریداری شده است و مطمئناً تأمین اجتماعی امروزه به یکی از بزرگترین و ثروتمندترین سازمانها تبدیل شده است و به قول یکی از مسئولان «به یکی از غولهای بزرگ اقتصادی تبدیل شده است»! حال این سؤال پیش می آید که چه اتفاقی افتاده که سازمانی با این عظمت به جای ارائه ی خدمات بیشتر و بهتر به صاحبان اصلی سرمایه، که همان کارگران باشند، روز به روز از خدمات خود کاسته و همیشه با گفتن جملاتی، کارگران و بازنشستگان را در اضطراب و دلهره نگه می دارد. با هر بار مراجعه به دکتر، آزمایشگاه، داروخانه و … شاهد دریافتی بیشتر از کارگران بوده ایم. زمانی برای اعزام بیمار از شهرستانها به تهران انواع و اقسام خدمات را ارائه می دادند ولی امروزه کوفت هم نمی دهند. هر بار که بر سر اضافه حقوق سالیانه ی بازنشستگان صحبتی به میان می آید با مطرح کردن جملاتی نظیر: «کمبود منابع»، «کف گیر به ته دیگ خورده»، «سازمان ناتوان است» و همیشه هم بعد از سه چهار ماه تأخیر، خیلی کمتر از میزان تورم سالیانه را مد نظر قرار داده و اعمال کرده اند.

آنان تا جایی پیش رفته بودند که در سال ۱۳۹۱ طرحی را برای افزایش سقف بیمه ی کارگران از ۷٪ به ۹٪ مطرح کردند که خوشبختانه در حد طرح باقی ماند؛ از یک طرف اعلام می کنند که سازمان بسیار ثروتمند است و از طرفی دیگر می گویند به تدریج مصارف بر منابع پیشی می گیرد و ممکن است سازمان ورشکسته شود و در آینده پرداخت حقوق بازنشستگان با مشکل مواجه شود! از طرفی طرح و نظر می دهند که بیمه ها یکی شود و سازمان تامین اجتماعی باید سازمانهای دیگری نظیر بهزیستی و افراد نیازمند را نیز تحت پوشش قرار دهد  و از طرف دیگر کارگران فولاد را جدا کرده و بیمه ی جداگانه ای برای آنان تشکیل می دهند؛ از آن طرف تعداد زیادی را در سراسر کشور، که هیچگونه ربطی به تأمین اجتماعی و کارگران ندارند، تحت پوشش این سازمان قرار می دهند و از طرف دیگر در سال ۹۱ اعلام کردند که چرا فقط تأمین اجتماعی، ما می توانیم صندوقهای بازنشستگی متعددی داشته باشیم و کارگران نیز بیمه ی خودشان را داوطلبانه انتخاب کنند. بابا دست مریزاد صاحبان اصلی سازمان تأمین اجتماعی (کارگران) از همه جا بی خبر و شما هم هر جور که دلتان بخواهد تصمیم می گیرید و طرح و نظر می دهید!

ما کارگران و بازنشستگان که یکپارچه تحت پوشش تأمین اجتماعی خودمان هستیم وضعمان این است، حالا اگر چند تیکه می شدیم چه بلائی سرمان می آوردند؟ آیا تا به حال شده یکبار از کارگران نظر بخواهید؟ شماها چه کاره هستید که براساس منافع خودتان برای زندگی ما تصمیم می گیرید.

در گذشته ای نه چندان دور رسم و قانون بر این بود که اگر کارگری ده سال سابقه ی پرداخت حق بیمه داشته باشد  و به سن شصت سالگی نیز رسیده باشد می تواند از مزایای مستمری بازنشستگی استفاده کند و ناگهان تصمیم می گیرند که عدد ده را به بیست تغییر دهند و برای شان اصلاً مهم نیست که با این تغییر چه بلایی سر آن کارگر بالای ۶۰ سال می آورند تا بتواند بیست سال سابقه ی کار را فراهم کند! باز چند صباحی است که بحث ۱۰ سال سابقه ی کار و ۶۰ سال سن را مطرح کرده اند و هر بار اعلام می کنند که تمدید شده ولی هیچگاه شرایط این نوع مستمری و بازنشستگی را مطرح نکرده اند اما خودشان می دانند که این افراد مطابق با ۱۰ سال پرداخت، مستمری دریافت می کنند که مبلغی بسیار ناچیز است.

همچنان با مطرح کردن این قانون و کش و قوس دادن به آن، بر سر صاحبان اصلی این سرمایه منت گذاشته و گویا سازمان تامین اجتماعی زیر بار نمی رود و برای اجرای این قانون درخواست منابع مالی می کند و ما به التفاوت تا سقف ده سال را از جیب کارگران درخواست می کند. سؤال اینجاست: فردی که به سن شصت سالگی و ناتوانی رسیده اگر وضع مالی خوبی داشت که اصلاً دنبال این مستمری ناچیز ماهیانه راه نمی افتاد و چشم امیدی به آن نمی دوخت!

مگر شما می خواهید چقدر مستمری بازنشستگی به این افراد پرداخت کنید که این همه آن را کش و قوس می دهید؟  به نظر شما این افراد، گیرم کمتر از ده سال حق بیمه پرداخت کرده اند و حتی حاضر شده اند که علیرغم وضعیت فلاکت بارشان ما به التفاوت آن را تا سقف ده سال پرداخت کنند، حق استفاده از سرمایه ی خود را که طی سالیان طولانی در این سازمان انباشته اند را ندارند؟ چگونه است که برای تأمین مالی سازمان پیشنهاد می دادید که سهم کارگر از ۷٪ به ۹٪ تغییر یابد، حالا ما کارگران پیشنهاد می کنیم که برای تأمین منابع مالی سازمان سهم دولت و چتر حمایتی دولت از سازمان تأمین اجتماعی را یکی دو درصد اضافه کنید تا مشکلات این همکاران سابق ما نیز برطرف شود.

درست است که ما کارگران شاغل به خاطر شکاف بزرگ بین دخل و خرج زندگیمان مجبور به اضافه کاری، دو شیفت کار و شغل دوم هستیم و کمترین رمقی برای زندگی در خانه و فکر کردن برایمان باقی نمی ماند و این که ما بازنشستگان با عمری کار کردن و زحمت کشیدن و با هربار دریافت مستمری بازنشستگی شرمنده زن و بچه هایمان می شویم و مشکلات فراوان دیگر، ولی باز به خوبی می فهمیم و آگاه هستیم که اگر ما کارگران در تصمیم گیری های این سازمان  سهیم باشیم، اگر اطلاعات مالی سازمان و سودهای سرشار و انباشته شده در این سازمان شفاف سازی شود و دخل و خرجهای آن برای صاحبانش (کارگران) روشن و شفاف باشد، اگر اختلاس های چندین هزار میلیاردی از سازمان برچیده شود، اگر ریخت و پاشها، حیف و میلها، هزینه ی جشنهای آنچنانی، رشوه گیری ها، رشوه دادنها، پاداشهای نجومی و صدها آفت و اگرهای دیگر از سر این سازمان برداشته شود و اگر دولتها نیز همانند کارگران اول هر ماه سهم دو سه درصدی خود را به سازمان تامین اجتماعی پرداخت کنند و اگر توانستند – که حتماً می توانند – سهم و چتر حمایتی خود را اندکی افزایش دهند و دیگر بدهی هیچ دولتی به سازمان رقم  شصت هزار میلیارد تومان نشود، ما کارگران اطمینان داریم نه تنها سهم درمان، نه تنها افزاش حقوق سالیانه ی بازنشستگان، که حتی بدون هیچ منتی حق و حقوق افرادی را نیز که زیر ۱۰ سال حق بیمه پرداخت کرده اند به طور تمام و کمال پرداخت خواهد شد. معادله نه سخت است و نه پیچیده، کافی است که این اگرها به واقعیت تبدیل شوند.

سهراب عباسی

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)