حکومت ولایت فقیه و آستانه‌ی سقوط!

در حالی که بسیاری مقامات و سران حکومت ولایت فقیه می‌خواهند تصویری رویایی از خلافت اسلامی! خامنه‌ای ارائه دهند اما آمار و واقعیت‌های اقتصادی حاکم بر کشور و افزون بر آن، این روزها برخی رسانه‌های حکومت ایران ساز دیگری کوک کرده و احتمال سقوط حکومت را مطرح می‌سازند.

برخی در درون حکومت ایران می‌پنداشتند که با جراحی بزرگ خامنه‌ای، ابتدا در مجلس و سپس در دولت و روی کار آوردن ابراهیم رئیسی، تشتت و تناقض بین دولت و ارگان‌‌های ثروت و قدرت در کشور هم آمده و با این استراتژی، مجموعه ارکان حکومت ولایت فقیه خواهند توانست بر مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… کشور فائق آمده و کشتی خلافت را به سرمنزل مقصود برسانند.

پیش از این همیشه هسته‌‌ی سخت قدرت در پوشش ارگان‌های عظیم مالی، نظامی، سیاسی و… تحت نظر خامنه‌ای در قامت «دولت سایه»، قدرت اصلی را در حکومت ولایت فقیه در اختیار داشت و در عرصه‌های مختلف پیشبرنده‌ی مطامع خامنه‌ای بود و می‌توانست کاسه و کوزه‌های کمبودها و معضلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بر سر جناح مغلوب بشکند. [این سرطان چگونه در اقتصاد ایران ریشه دوانده است؟]

ناکارآمدی حکومت خامنه‌ای با وجود انقباض و یکپایگی

اما با یکپایگی قدرت در سه قوه حکومت و با روی کار آمدن رئیسی در تابستان ۱۴۰۰، دوران این فرصت‌طلبی برای جناح خامنه‌ای به پایان رسید.

دولت رئیسی ماند و انبوه معضلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… که دیگر کسی نبود که تقصیرها را بر گردن او انداخت، هر چند در ابتدای روی کار آمدن دولت رئیسی، مجلس ولایی! خامنه‌ای وانمود می‌کرد که در یکپایگی قوا، کمک‌کار دولت رئیسی خواهد بود اما به زودی متوجه شد که حجم معضلات و مشکلات اقتصادی کشور خیلی بزرگتر از آن است که بشود از پس آن برآمد و در نتیجه به آهستگی راه خود را از دولت رئیسی جدا کرده و در برخی مواقع نیز به عنوان مانع، بر سر دولت رئیسی عمل کرده است.

حال با اوج‌گیری بحران‌های سیاسی و اقتصادی در سال ۱۴۰۱ و در حالی که صدای زنگ سقوط حکومت ولایت فقیه با اعتراضات شش‌ماهه‌ی اخیر به صدا در آمده است، نگرانی و وحشت در اردوگاه ولایت فقیه خیمه زده است.

روزنامه «جمهوری اسلامی» ضمن اشاره به وضعیت مصیبت‌بار اقتصادی کشور در گزارشی نوشته است بحران اقتصادی کشور… موجب فقر و فلاکت توده مردم و ثروت‌اندوزی بی‌حد و مرز عده‌یی خاص شده و این فاصله طبقاتی هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود… ارزش پول ملی به اندازه‌یی کاهش پیدا کرده است که مردم نمی‌توانند برای زندگی روزمره خود برنامه‌ریزی کنند و بحران اقتصادی «اعتقاد مردم» را به حکومت ولایت فقیه را به طور کامل از بین برده است.

البته این روزنامه حکومتی معلوم نیست از کدام اعتماد مردمی به حکومت دم و قلم می‌زند، آنچه که به مردم و رابطه آنها با حکومت ولایت فقیه مربوط می‌شود اعتراضات گسترده در کمیت و کیفیت سال جاری بوده است که با هر افت و خیزی هنوز هم ادامه دارد و مرزبندی خود را اول از همه، با خامنه‌ای و حکومتش کشیده است.

خطر جدی در انتظار حکومت ولایت فقیه

روزنامه «جمهوری اسلامی» با این مانور در ادامه می‌افزاید ادامه این وضعیت نظام را با خطر جدی (بخوانید سقوط) مواجه خواهد کرد.

روزنامه شرق نیز ضمن اشاره به سیاست یکدست‌سازی خامنه‌ای در مطلبی با عنوان «آزمون دولت مقتدر»! که به نظر می‌رسد در آستانه سقوط قرار دارد؛ می‌نویسد یکدستی در دولت رئیسی و ارکان آن و هماهنگی با دیگر قوای حاکمیتی که همگی بدون شکاف جناح خامنه‌ای را نمایندگی می‌کنند طبعا باید تاثیر خود را از نظر اقتصادی در وضعیت معیشت و زندگی مردم بگذارد و سبب «بهبود خدمات عمومی، امکانات و شکوفایی اقتصادی» شود! اما با گذشت بیش از ۱.۵ سال از روی کار آمدن دولت رئیسی، داده‌ها و آمار خلاف این موضوع را ثابت می‌کنند!

شرق می‌افزاید این به رغم تمامی ادعاهای دولت و حامیان آن است که اصرار دارند به مردم بقبولانند که در این ۱.۵ ساله، دستاوردهای بزرگی! نصیب کشور و مردم شده است!

شرق در ادامه اظهارات اخیر رئیسی مبنی بر تحقق ایجاد یک میلیون شغل، کاهش نرخ بیکاری، کاهش نرخ تورم را زیر علامت سوال برده و می‌افزاید اما واقعیت به نظر چنین نیست و مشاهدات عینی و نظرات کارشناسان مستقل چنین ادعاهایی را ثابت نمی‌کند!

این اظهارات نه از جبهه مخالف و آنچه خامنه‌ای و کارگزارانش آن را «دشمن» جلوه می‌دهند ارائه، بلکه توسط روزنامه‌های حکومتی و از سوی کسانی ارائه می‌شود که عملا تحت حاکمیت خامنه‌ای و ولایت فقیه قرار دارند و برای گفتن حداقل بخشی از واقعیت، ابایی ندارند.

اما بخش عمده و ناگفته واقعیت که این روزنامه‌ها و کارگزاران حکومتی، جرات نزدیک‌شدن به آن را ندارند پدیده‌یی به نام سقوط حکومت ولایت فقیه است.

بدین معنا که با مولفه‌‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… و وضعیت وخیمی که از شرایط کشور توصیف و با چشم نابینا نیز قابل رویت! است، وقتی دولت رئیسی که تمام قامت، خامنه‌ای و حکومت ولایت فقیه و هسته سخت قدرت در این حکومت را نمایندگی می‌کند، قادر به پاسخگویی به معضلات و مشکلات جامعه ایران نیست، آن «خطر جدی» که توسط رسانه‌های ولایت بیرونی می‌شود چیزی جز سقوط دولت رئیسی نیست و سقوط دولت رئیسی نیز لاجرم در همگرایی و پیوستگی، سقوط خامنه‌ای و سقوط حاکمیت ولایت فقیه را در پی خواهد داشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)