بحران در پی بحران، آیا این چارهی کار برای ولی فقیه است؟
یکی از ترفندهای حکومت ولایت فیه از ابتدای تاسیسش، ایجاد بحران و تفرقهافکنی بین مردم برای پوشاندن مسئله اصلی و فرار از پاسخگویی درباره آن و یا به فراموشیسپردن آن است.
این فریب و تاکتیک نه یک بار، بلکه صدها و شاید هزاران بار تا کنون به اجراء گذاشته شده است از بزرگترین آن یعنی ورود به جنگ ضد میهنی با عراق که بزرگترین «نعمت» برای خمینی و ملایان بود که در زیر لوای آن، تمامی گروههای سیاسی مخالف را سرکوب و قلع و قمع کنند تا انواع و اقسام بحرانهای دیگری که به تناسب اوضاع و شرایط ایجاد کرده و میکند.
در هر مرحله زمانی بحران و ترفندی که حکومت ولایت فقیه اقدام به ایجاد آن میکند متناسب با شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و… فرق دارد.
این روزها صحنه اجتماعی کشور شاهد حملات شیمیایی به مدارس دخترانه است. مقامات و سران حکومت ولایت فقیه انواع و اقسام توجیهات، بهانهها، انکارها و اعلامها و… را پیشه کرده و میکنند اما این جنایت سازمانیافته علیه دختران دانشآموز همچنان ادامه دارد. [ادامه حمله شیمیایی به مدارس، زنگ اعتراضات مردمی را بصدا در آورد]
در این هیچ شکی نمیتوان کرد که حملات شیمیایی به مدارس دخترانه که در اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ نقش جدید، گسترده و بیبدیلی داشتند، حکومت ولایت فقیه را به وحشت انداخته و در پی هراسافکنی و رعب در بین جامعه دانشآموزی کشور و خانوادههای آنها است.
حملات شیمیایی انتقام از مردم و تحت تاثیر قرار دادن قیام و اعتراضات
بسیاری از تحلیلگران این حملات شیمیایی و بحران کنونی را انتقامگیری حکومت ولایت فقیه از دختران دانشآموز به خاطر شرکت گسترده در اعتراضات میدانند.
اما هر چه که باشد حکومت ولایت فقیه با این بحرانسازی، قطع یقین به طور همزمان سعی در پوشاندن اعتراضات و تحت تاثیر قرار دادن آن را دارد به بیان دیگر با خلق یک بحران میخواهد از بحران بزرگتری بگریزد.
آش به قدری شور شده است که رسانههای حکومت ولایت فقیه نیز انگشت بر روی بحرانزی بودن حکومت ولایت فقیه گذاشتهاند.
از جمله روزنامه اعتماد در روز دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۴۰۱ با عنوان «بحران بس!» به این مقوله پرداخته است که وقت زندگی عادی مردم کی فرا میرسد؟
هر چند خود این مطلب، تیتر و سوال آن، میخواهد انگشت صحه بر پایان اعتراضات بگذارد و شرایط کشور را عادیسازی و به نفع حکومت سفیدسازی کند اما در برخی از قسمتهای گزارش مذکور مجبور شده است به گوشههایی از ابعاد بحرانزی بودن حکومت ولایت فقیه اعتراف و اذعان کند.
گزارش اعتماد در ادامه این سوال را بر روی میز گذاشته است که چرا مردم ایران باید بیوقفه در معرض انواع بحرانها قرار گیرند و آیا راهی نیست که مردم حداقل برای چند صباحی هم که شده از شر بحرانها رها شده و یک زندگی معمولی داشته باشند؟!
پاسخ به یک سوال
قبل از ادامه پرداختن به ادامه مطلب روزنامه اعتماد به این سوال در همین جا میتوان پاسخ داد و آن اینکه بحرانهای مورد اشاره این روزنامه، همگی ناشی از علت و بحران بزرگتری به نام ابربحران حکومت ولایت فقیه است که کشور را بعد از ۴۴ سال حکومت، به نقطه فعلی رسانده که هر روز باید شاهد بحرانی باشد و تا این ابربحران رفع و ریشهکن نشود، متصوربودن شرایط بیبحران برای مردم ایران بعید مینماید؛ امری که سرآغاز اعتراضات اخیر شده و از قضا حملات شیمیایی اخیر برای پایاندادن به این اعتراضات طراحی و اجراء شده و میشوند!
مطلب اعتماد در ادامه به بحرانهایی که حکومت ولایت فقیه برای مردم ایران ایجاد کرده و یا باعث و بانی آن بوده و یا بحرانهایی که به خاطر رفتارهای حکومت ایران به مردم کشور روا داشته شده است ادامه میدهد که در پس از سر گذراندن هر یک از این بحرانها نباید این طور انگاشت که از سر گذراندن این بحرانها بدون هزینه و خسارت بوده است و اگر همه خسارتهای مستقیم و غیرمستقیم بحرانها را حساب کنیم اعداد و مقولات بسیار بزرگی را به چشم خواهیم دید!
این بخشی از واقعیت کنونی جامعه ایران است و چه بسا ادامه حملات شیمیایی به مدارس دخترانه «خسارت» دیگری برای حکومت، مانند سر باز کردن مجددا و با ابعاد بیشتر اعتراضات باشد
مطلب اعتماد در ادامه با حیلهگری بخشی از بحرانهای ایجادشده برای مردم ایران را به «دشمن خارجی» موهوم احاله داده و راهنمایی کرده است که باید از دشمنان خود در منطقه و سطح بینالمللی بکاهیم! این پنداری عبث است که قلمزنان اعتماد سعی در خوراندن آن به مخاطب دارند چرا که مردم ایران از سالها پیش شعارهای رادیکالی را سر دادند که راهبند ارائه چنین تئوریهای توطئهیی شد وقتی که فریاد زدند «دشمن ما همینجاست دروغ میگن آمریکاست».
مخلص کلام اینکه بحرانسازی و بحرانزی بودن از مولفهها و ویژگیهای ذاتی حکومت ولایت فقیه است تا در زیر سایهی آن از پاسخگویی به مطالبات اصلی مردم ایران فرار کرده و مطامع خود را به موازات پیش برد.
از این رو بهترین راه و موثرترین آنها، برای پایاندادن به بحرانهای همیشگی مردم ایران، پایاندادن به عامل آن، یعنی حکومت ولایت فقیه به نظر میرسد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.