زنگ تاریخ،مدیر مدرسه انشا سفارش داد
—————————————-
این یک داستان واقعی ست.
روز یک شنبه زنگ تاریخ داشتم،بجای معلم،مدیر مدرسه اومد تو کلاس و گفت:
امروز و جلسه سه شنبه معلمتون نمی تونه بیاد سرکلاس،باید بره فرودگاه!
منم که مدیرم،تاریخ دان که نیستم،برای جلسه بعدی یه موضوع انشا میدم،بنویسید بیارید باخودتون؛یکی یکی میارمتون بخونید؛هرکه ننویسه به زباله دانی تاریخ می فرستمش!
موضوع انشا اینه:«چه مدیری مدیر خوبیه؟».
منظورش «مهران مدیری»کارگردان معروف نبود؛اما واقعیتش اینه که مدیران هم باید کارگردان های خوبی باشن وگرنه به قول مدیر مدرسه مون میرن تو زباله دانی تاریخ!
به بابام -که قبلا مدیر بود و عرضه اش در مدیریت به گَرد مدیران خوب نرسیدولذا بیکار شد و الان داره مسافرکشی میکنه- گفتم:بابایی!
گفت:جان بابایی؟
گفتم:میشه انشامو توبنویسی؟آخه تو قبلن یه مدیر بودی،اونا رو خوب درک می کنی؟!
بابام گفت:«تو باید از حالا خوب بتونی بنویسی که اگه یه روز روزنامه نگار مستقلی شدی که اگه توی هیچجا مسئولیت دولتی وشغل روابط عمومی وشغلی ندادن و نداشتی بتونی بنویسی که پیشرو کیه.کی نان می رسونه،و ننویسی دزد نان کیه!چون اینجوری که بنویسی مدیران خوب هم همیشه هواتو دارن،غیراز هدایای خاص، تمامی جوایز رو هم بین افرادی مثل تو تقسیم میکنن!
گفتم:حالا بیا و بنویس.این در تخصص توس.
قبول کرد.
این انشا رو بابام نوشت.من سرکلاس خوندم:
مدیرخوب،چه مدیریه؟
مدیر خوب مدیریه که از رانندگی به وزارت بتونه برسه و باتخصصش پیچیده ترین ابزار جنگ رو خرید کنه.
مدیری خوبه که راننده مدیرخودش باشه وبتونه آنقدر دلار پس انداز کنه که بعدش بشه صدتا از این مدیران خوب رو استخدام کنه که اون مدیران خوب هم بخاطر هوش،ذکاوت ودانایی ش فروش نفت را به اون بسپرن.
یه مدیر خوب باید توان اینو داشته باشه که بتونه باحساب پس اندازهای مردم یه حساب بانکی در سوئیس باز کنه و با سود اون ارز وارد مملکت کنه.واز محل درآمدش،برای آقازاده وخانم زاده هم ملکی دست وپاک کنه که آتیه شون معلوم باشه.
برای این که بتونی مدیر خوب بشی باید از توخیابون مردمو مدیریت کنی. ببینی کی گیساش بیرونه.کی پلید آستینه وکی می خنده وکی دستش تو دست دیگریس.بری جلوبهش تشربزنی وببریش اداره امر به معروفش کنی بعدش تحویل خانه یاسش بدی یا ترانزیتش کنی به دوبی که بتونه ارز وارد مملکت کنه؟
مدیرخوب اونیه که جهشی دانشجوبشه،جهشی دکترا بگیره،جهشی هم کارگردان سینمابشه تابتوه در صحنه مبارزات حق وباطل هرچه مدیربد رو رسوا کنه وبراش فیلم بسازه .
یه مدیرخوب برای اینکه عرضه خودشو نشون بده باید بتونه در جهت کمک به مدیران خوب، خوب کتک بزنه.حتی گاز بگیره.چماق دست بگیره .و 7تیر در میدون بکشه.تا اگه یه روز وکیل شد،بتونه این بار گرون رو به دوش بکشه ونهضت رو ادامه بده.
یه مدیر خوب باید بتونه خوب پرواز کنه.یعنی اینکه یه ساعت تو این شهر،یه ساعت تو اون شهر نیم ساعت تو این استان کارهارو بسپاره دست مدیران خوب وخودش هم سفرایی به کربلا وحج و سوریه ودوبی وسواحل استانبول داشته داشته باشه یه چرخ بزنه تا ببینه با چه صنعتی می تونه یه پروژه درآمدزا وارد کنه . آخه این چرخه بایس برای مردم بچرخه!
مدیر خوب شدن مراتبی داره.
اول باید چاقو کشی بلد باشه تا بعد به درجه نوچه گی برسی وسپس سرسپردگیشو با سلسله قتلهای زنجیره ای افراد مهدور الدم ثابت کنه والا همینجوری مدیرخوب نمیشه
مدیر خوب یه نقشه کش خوب باید باشه. یعنی بتونه مدیران بد رو پوزشونو به خاک بماله و دک شون کنه.مثلا جنازه شونو توخیابون یا بیابون یا منزلشون رها کنه وسالهای سال هم دنبال پرتقال فروش بگردن وقاتلاشو نتونن پیداکنن.و خودش هم راس راس بچرخه وبر امور نظارت کنه وآدم کش ها رو محاکمه.و حتی درمراسم ختم دوستان هم بره ویه فاتحه هم بخونه…
مدیر خوب کسی ست که وقتی گیر دشمن افتاد زودی واجبی بخوره ودخل خودشو در بیاره و بمیره. تا دیگر مدیران خوب ورئیس خوب ترش باقی باشه که بعد بتونه براش هر شب جمعه فاتحه بخونه وگرنه غیر از این باشه، فاتحه هر چه مدیر خوب خونده س.
علی فلاحیان:رئیس کمیته انقلاب اسلامی منحل شده.حاکم شرع دادگاه ها ،دادستان ویژه دادگاه روحانیون. و قائم مقام وزیراطلاعات و وزیراسبق واجا گفت:
سعید امامی از مدیران خوب ما بود
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
22مهر92
https://www.facebook.com/mohammad.shorijeze
http://assize.blogspot.com/
http://mahkame2.wordpress.com/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)