مریم سیادت – در دوران کودکی همه ما ، به احتمال زیاد اتاقی ، دربی و … وجود داشته که بنا به گفته مادربزرگ و پدربزرگ و … اگر به آنجا می رفتیم ، دیو و لولو و جن و … در شب سراغمان می آمد . بعدها که بزرگتر شدیم و عقلمان کامل تر شد متوجه اصل قضیه شدیم و فهمیدیم که در آن اتاق و یا پشت درب ، هیچ چیزی نبوده است .اینگونه ترساندن ها در دوران کودکی دلایل مختلفی داشته است . ولی در کل می توان به دو دلیل عمده آن اشاره کرد : 1- ترساندن به دلیل نفعی که برای دیگران داشته ( مثلا در آن اتاق خاص ، خوراکی انبار شده است ) 2- ترساندن به دلیل نفعی که برای ما داشته است ( مثلا پشت درب اتاق پلکانی بوده و در صورت رفتن ما به آنجا احتمال ایجاد حادثه وجود داشته است )
و اما این قضیه چه ربطی به رابطه با آمریکا دارد؟  پس از انقلاب مردم فریب اسلامی در ایران ، برای سرگرم ساختن و فریفتن مردم ( زمان لازم بود تا حکومت جدید بتواند در خاک ریشه بدواند تا حتی با آگاه شدن مردم مبنی بر فریب خوردنشان ، دیگر کاری از دستشان بر نیاید) می بایست فرد و یا حکومتی را متهم ساخت و وی را عامل بدبختی مملکت معرفی کرد تا بدین وسیله مردم فریب خورده را سرگرم ساخت . ( البته کدام بدبختی ؟ شاید از دید حکومت آخوند ، بدبختی ، خانه نشستن و محدود شدن آنان در قبل از انقلاب بوده و به همین دلیل آنها تشنه قدرت بودند ) چه کسی بهتر از شاه . شاه شخص اول ، جهت عامل بدبختی مردم معرفی گردید . ولی پس از مدتی برای پررنگ سازی قضیه ، حکومت ، دست به دامن آمریکا گشت . همانگونه که از اسناد و مدارک برمی آید ، خمینی در ابتدا نظری در مورد اشغال سفارت آمریکا نداشت ولی بعد از یکسال ( در سال 58 ) به یکباره خواب نما شده و تحت تاثیر گفته های اطرافیان از اشغال سفارت آمریکا طرفداری می نماید .گرچه این مسئله به شدت مورد مخالفت سیاستمداران آنزمان ( مانند بازرگان) قرار گرفت و آنها خمینی را از انجام اینکار منع نمودند ولی وی با اصرار بر تصمیم احمقانه خود از حرکت دانشجویان پیرو خط امام ( که این افراد خود داستان خاصی دارند و بعدها هر کدام از آنها پست ها و مقام های مختلفی را در حکومت بدست آوردند – یک نمونه کوچک آن معصومه ابتکار است) طرفداری کرد و بدین ترتیب بود که قطع رابطه سیاسی ایران و آمریکا شکل گرفت .جهت مطالعه بیشتر ، همراه با ماخذ و منبع ، توجه خوانندگان عزیز را به مطالعه این مطلب در ویکی پدیا با عنوان ” بحران گروگان گیری در سفارت ایالات متحده آمریکا ” جلب می نمایم . در طول 35 سال گذشته چندین نوبت ، روسای جمهور آمریکا تمایل به برقراری رابطه با ایران نمودند که هر کدام به نوعی توسط رهبران ایران ( خمینی و خامنه ای ) رد گردید .
و اما دولت حسن روحانی ؟!! واقعا مشخص نیست که سیاست پشت پرده رابطه با آمریکا در این سالها چه بوده است ؟ و سیاست دولت فعلی چیست ؟ قطعا هر دولتی در ایران ، بدون اجازه رهبری حق آب خوردن هم ندارد و باید در جهت سیاست های رهبری گام بردارد. آیا می توان پذیرفت که جلسه مشترک وزرای امور خارجه ایران و آمریکا در سازمان ملل و تماس تلفنی 15 دقیقه ای حسن روحانی با اوباما بدون اذن رهبر بوده است ؟ آیا می توان پذیرفت که پس از این مکالمات رهبر سکوت کرده و فقط به چند جمله ساده بسنده کند ؟ حال سوال اینجاست که دولت روحانی چه چیزی را می خواهد از مردم نظرسنجی کند ؟ قطعا اگر نظرسنجی شود ، حداقل 70% مردم ایران با برقراری مجدد روابط با آمریکا موافق خواهند بود . آن 30% هم یا افراد وابسته به حکومتند که نفعشان در شعار مرگ بر آمریکا است ( البته از همان نفع های پشت پرده ) و یا افرادی اند که شستشوی مغزی داده شده اند .
در مورد این نظرسنجی باید به دو نکته توجه کرد :
1- صحبت از ” نظرسنجی ” است نه ” رفراندوم ” . پس رای گیری ، رسمی نخواهد بود . گرچه این حکومت اثبات کرد که رای مردم را هم تغییر خواهد داد ( وقایع سال 88 ) ، چه برسد به نظر مردم .
2- باید به این نکته توجه کرد که صحبت از نظرسنجی در مورد ” عملکرد دولت در زمینه کار انجام شده در سازمان ملل ” است نه نظرسنجی در مورد ” برقراری رابطه با آمریکا ”
همانگونه که گفته شد اینگونه رفتارها و حرکات ، کاملا زیر نظر رهبری و در جهت منافع حکومت است ، پس نظر مردم در این زمینه چه تاثیری خواهد داشت ؟ و چه چیزی را تغییر خواهد داد ؟ آیا قرار است این نظرسنجی به نفع مردم تمام شود ؟ یا به نفع دولت و حکومت ؟ ( تا با این وسیله که قطعا پاسخ مردم بر آن مثبت خواهد بود ، مشتی بر دهان مخالفان داخلی خود سیستم حکومتی بزنند )ولی در باطن باز هم ، این مردم هستند که که گول حرف های حکومت و دولت را خواهند خورد و مشتاقانه در این نظرسنجی بیهوده ( و نه رفراندوم ) به امید برقراری رابطه با آمریکا ، شرکت خواهند کرد . چیزی که مطرح است این است که پس از 35 سال ، دولت حسن روحانی ، به مانند سایر دولت های این رژیم ، باز هم توانسته با چند جمله ساده ولی ماهرانه ، مردم را در جهت کسب منفعت شخصی بفریبد زیرا نه رفراندومی در کار است و نه برقراری رابطه ( فقط یک نظرسنجی مطرح است).
آنچه مشخص است ، ترساندن و منع نمودن مردم از رابطه با آمریکا ، نه به دلیل نفع برای مردم ، بلکه فقط به دلیل منفعت آن برای حکومت بوده است .

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)