چین، ‌سفر رئیسی و ناچاری کار

سفر رئیسی به چین، با وجود موضعگیری صریح شی جین پینگ، رئیس جمهور این کشور پس از دیدار از عربستان و محکومیت دخالت‌های حکومت ایران در کشورهای منطقه، چه معنا و مفهوم و محتوایی می‌تواند داشته باشد؟

روزگاری حکومت ولایت فقیه در ابتدای استقرارش در ایران، شعار «نه شرقی و نه غربی…» سر می‌داد اما حالا ظاهرا اضطرار و ناچاری خامنه‌ای، دولت رئیسی و شرکاء را مجبور کرده است که به شعار «هم شرقی و هم غربی» روی آورد!

از یک سو حکومت ایران در هفته‌های اخیر مداوم تبلیغ می‌کند که کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا خواهان بازگشت به میز مذاکرات برجام هستند، در حالی که آمریکا به صراحت این ادعاها را رد کرده و می‌کند و از سوی دیگر در شرق حکومت ایران  هم با روسیه هم‌پیمان شده و در جنگ علیه اوکراین شریک جرم روسیه شده و هم با شرقی دیگر، یعنی چین وارد معاملات و مبادلاتی شده است که حاوی نکات تامل‌ برانگیزی هستند.

دلیل اصلی سفر رئیسی به چین

ابتدای به ساکن باید دید که اولویت اصلی در سفر رئیسی به چین چه می‌تواند باشد. [چرا رییسی به چین دخیل بسته است؟!]

برای یک دلیل محکم چیزی بالغ بر ۱۳ میلیارد دلار حاصل فروش نفت حکومت ایران به دلیل تحریم‌های آمریکا علیه این کشور در چین مسدود است و چین از این میزان سود سرشاری را طی چند سال اخیر برده است و رئیسی ناچارا با یک بسته پیشنهادی سیاسی برای رهایی از وضعیت ورشکسته اقتصادی حکومت ایران وارد این کشور شده است.

در تبلیغات سفر رئیسی موضوعات پرطمطراقی چون امضای ۲۰ سند همکاری بین دو طرف عنوان شده است در حالی که اخبار حکایت از عدم تمایل چین و روسیه به همکاری در صنعت نفت حکومت ایران و در یک کلام سرمایه‌گذاری در ایران دارد.

به بیان دیگر ریسک سرمایه‌گذاری در ایران به دلیل تحریم‌‌ها به حدی بالاست که حتی چین و روسیه نیز حاضر به تکمیل قراردادهای خود نیستند.

این امر به رغم پیشنهادها و تخفیف‌های بسیار در برخی پروژهای نفتی حکومت ایران است اما ظاهرا این حاتم‌بخشی‌های حکومت ایران نیز، این کشور را برای سرمایه‌گذاری برای پکن و مسکو جذاب نکرده است.

افشای نامه مبنی بر عدم تمایل تعامل چین و روسیه با حکومت ایران

اخیرا رسانه‌های بین‌المللی از نامه‌ محرمانه‌ معاون وزیر خارجه حکومت ایران به محمد مخبر، معاون اول رئیسی و رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» پرده برداشتند مبنی بر اینکه چین و روسیه، از پیشبرد پروژه‌های نفتی ایران پرهیز می‌کنند.

این سند همچنین برملا کرده است که روسیه در پروژه‌های نفتی حکومت ایران کم‌کار است و چین تمایل به مشارکت در آن ندارد.

افزون بر این در حالی که خبرگزاری‌های حکومت ایران پس از دیدار رئیسی از چین اعلام کردند که هدف اصلی این سفر مذاکره درباره تسریع روند اجرای توافق نامه ۲۵ ساله بین دو کشور می‌باشد، اما از محتوای آن چیزی اعلام نشده است.

فارغ از این که این سند همکاری در فروردین سال ۱۴۰۰ و بین ظریف، وزیر خارجه وقت حکومت ایران و همتای چینی‌اش به امضاء رسید و حالا با گذشت نزدیک به دو سال، دولت رئیسی هنوز به دنبال آن است که این توافق و روند اجرای آن تسریع شود!

این خود حکایت از آن دارد که به رغم تمامی تبلیغاتی که حکومت ایران پیرامون این توافق و همکاری‌های تجاری با چین کرده و می‌کند این توافقات پوشالی و توخالی بوده و بیشتر ناچاری حکومت ایران را در زیر سایه انزوای بین‌المللی تجاری و سیاسی ناشی از تحریم‌ها در ارتباط با تعامل با چین را نشان می‌دهد.

به بیان دیگر رئیسی و حکومت ایران در وضعیت اضطرار و از روی ناچاری و در فقدان همکاری دیگر کشورهای جهان با حکومت ایران مجبور شده است به رغم اینکه چین ۱۳ میلیارد دلار پول نفت ایران را مسدود نگاه داشته است به دامان آن کشور آویخته تا شاید بتواند از قبل این گونه دیدارها و امضای توافق‌نامه‌هایی که بیشتر به پارو زدن در دریای خشکیده می‌ماند، مسکنی ولو موقتی برای درد بی‌پولی و کسری بودجه حکومت ایران پیدا کند، هر چند به قیمت خام فروشی و ایران فروشی اموال و ثروت‌های طبیعی مردم ایران به بیگانگان!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)