این سوالی است که میرحسین موسوی در قسمت انتهایی بیانیه اش به آن اشاره میکند؛ به نظر میرسد که او به تعمد این پرسش را در بیانیه خودش قرار داده تا به ضرورت ایجاد یک مکانیزم عملی برای به لرزه درآوردن قدرت حاکمه بپردازد؛ به عبارتی دیگر، سوال میرحسین این است : چگونه میتوان بر ضد دیکتاتور عمل نمود؟
این یک پرسش کلیدی است و برای یافتن پاسخ آن ناگزیر هستیم که هم به تجربه زیسته خودمان از مبارزات آزادیخواهی حداقل در صد و بیست گذشته بپردازیم و هم از تجربه سایر کشورها به طور کلی بهره ببریم.
مبارزات آزادیخواهی و دموکراسی طلبی در ایران از زمان انقلاب مشروطه آغاز شده است و تا به امروز ادامه یافته است؛ در این مسیر پر فراز و نشیب، روشنفکران و نیروهای الیت جامعه راههای گوناگونی را طی کردهاند که هیچ یک از آنها نتوانسته است، ارمغان «آزادی» و « دموکراسی» را برای کشور عزیزمان به بار آورد؛ از این رو لازم است با مرور گذشته و سیر حوادث و رویدادها به بازنگری در رویهها و کنشگری سیاسی مان بپردازیم، تا آنها را اصلاح کنیم و از تکرار خطاها پرهیز کنیم.
از طرفی، اختلافات به وجود آمده در اپوزسیون نشان میدهد که روایتهای متناقضی از تاریخ حداقل از دوره پهلویها تا به امروز وجود دارد که منجر به جناح بندی سیاسی میان آنها شده است. بنابراین اینک که در بزنگاه حساسی از تاریخ قرار داریم که از نظر بسیاری از تحلیلگران، تاریخ در حال ورق خوردن است، بر هر ایرانی حقیقت جو لازم است که با مرور گذشته به کُنه حقیقت دست یابد. بنابراین مطالعه تاریخ معاصر از آن جهت روشنایی بخش است که هم باعث بازنگری در روشهای مبارزاتی خودمان خواهد شد و هم به روایت واقعی و به دور از دروغ و تحریف و یا بزرگنمایی و کوچکنمایی رویدادهای گذشته منتهی خواهد شد. خاصه، جریانهای سیاسی اپوزسیون، هر کدام با به وسط کشیدن گذشته در برابر یکدیگر صف بندی میکنند.
از طرف دیگر، مطالعه مبارزات و جنبشهای آزادیخواهی سایر کشورها میتواند چشم انداز آینده و نتایج روشهای گوناگون مبارزه را برایمان مشخص کند؛ زیرا هر روش پیامدها و نتایج خاص خودش را را دارد که با به کارگیری سایر روشها متفاوت خواهد بود.بنابراین در انتخاب نوع روش مبارزه، مهمترین اصل این است که روشی را انتخاب کنیم که با کمترین هزینه، بیشترین دستاورد را برایمان به ارمغان بیاورد.
جین شارپ، پایه گذار موسسه آلبرت انیشتین و نامزد جایزه صلح نوبل، دانش آموخته دانشگاه آکسفورد و استاد برجسته دانشگاه ماساچوست بود که مطالعات گسترده در زمینه مبارزات خشونت پرهیز داشته و آثارش هم که تاثیرات قابل ملاحظهای در روشهای مبارزه در نقاط مختلف دنیا داشته است، در کتاب از «از دیکتاتوری تا دموکراسی» از ضرورت برداشتن چهار قدم اساسی برای «مبارزه بی خشونت» علیه دیکتاتوری نام میبرد:
۱_ تقویت اراده، اعتماد به نفس و مهارتهای مربوط به مقاومت در مردم
۲_ ایجاد و تقویت گروهای اجتماعی مستقل از حاکمیت (تشکل یابی)
۳_ تقویت نیروی داخلی
۴_ طراحی استراتژی خردمندانه برای کسب آزادی
جین شارپ، «تشکیلات مستقل غیر حکومتی» را پیش نیاز موفقیت آمیز مبارزات آزادیخواهی میداند که بدون آن سقوط دیکتاتور یا امکانپذیر نیست و یا به گذار دموکراتیک منتهی نخواهد شد زیرا باعث برآمدن یک دیکتاتور جدید در لباسی نو خواهد شد.
جین شارپ در این کتاب تاکید میکند پیش شرط اساسی بسیج عمومی جامعه، تشکل یابی و شکل گیری گروههای اجتماعیِ منسجمِ مستقلِ از حاکمیت است که با برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و هماهنگی، تودههای مردمی را هدایت میکنند.
او تاکید میکند از میان شش روش براندازی دیکتاتور شامل ؛ شورش، کودتا، انتخابات، نیروی خارجی، مبارزه چریکی و مبارزه طلبی سیاسی (مبارزه خشونت پرهیز)، تنها روشی که موثر و کارآمد است و میتواند منتهی به گذار امن به دموکراسی شود، روش «مبارزه طلبی سیاسی» است که بر مبنای تشکل یابی و شکل گیری هستههای اجتماعی به وجود میآید ؛ زیرا از همان ابتدای راه، گروههای جدید به وجود میآیند که هم در طول مسیر مبارزه و هم در فردای پیروزی تا آنجاییکه میتوانند از هر نوع انحرافی در «آرمان انقلاب» جلوگیری میکنند. بنابراین میتوان گفت از نگاه جین شارپ، وجود تشکلهای مدنی امر حیاتی و اصلی کلیدی در دستیابی به دموکراسی است که بدون آن هر انقلابی و یا جنبشی میتواند به آسودگی از مسیر اصلی خودش منحرف شود.
از طرف دیگر، این هستههای اجتماعی برای ایجاد «نظم»، «شبکه سازی» و «انسجام» و « سازماندهی» لازم هستند ؛ زیرا بدون آنها هیچ انقلابی نمیتواند پیروز شود. «سازماندهی اجتماعی» به معنای ایجاد کانالهای ارتباطی میان مردم مبارز است که تنها از طریق پیوند میان همین هستهها به وجود میآید.
جین شارپ، از میان چهار قدم اساسی برای انقلاب، طراحی یک «طرح استراتژیک خردمندانه» را یک اصل اساسی برای گذار موفقیت آمیز به سوی دموکراسی میداند ؛ زیرا به باور او در یک برنامه ریزی استراتژیک مشخص خواهد شد که باید « چه وقت بجنگیم؟ »، « کجا بجنگیم؟ » و « چگونه با حداکثر بهره وری بجنگیم؟ »
او تاکید میکند با عدم برنامه ریزی استراتژیک، نیروها هدر میروند، اقدامات بی اثر میشوند، انرژی بر روی موضوعات کوچک هرز میرود، برتریها به کار گرفته نمیشود و نیروهای انقلابی در رسیدن به اهداف خود ناکام خواهند شد.
او عقیده دارد «طراحان استراتژی» نیاز به درک ژرف از کل وضعیت کشمکش که شامل توجه به عوامل فیزیکی، تاریخی، دولتی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین المللی و روانشناسی دارند.
جین شارپ، اشاره میکند برای تدوین یک برنامه استراتژیک موفقیت آمیز باید به این پرسشها عمیقا اندیشید و پاسخی در خور ارائه کرد:
۱_ موانع اصلی دست یابی به آزادی چیست؟
۲_ چه عواملی دست یابی به آزادی را تسهیل میکند؟
۳_ قدرت اصلی دیکتاتوری در چیست؟
۴_ نقاط مختلف ضعف دیکتاتوری در چیست؟
۵_ منابع قدرت دیکتاتوری تا چه حد آسیب پذیرند؟
۶_ قدرت نیروهای دموکراتیک چه چیزهایی هستند؟
۷_ ضعف نیروهای دموکراتیک چه چیزهایی هستند؟ و چگونه میتوان آنها را اصلاح کرد؟
۸_ وضعیت نیروهای سوم، آنهاییکه هنوز وارد کشمکش نشدهاند ولی به یکی از دو طرف کمک میکنند یا امکان دارد کمک کنند، چگونه است؟
۹_ مردم چگونه میتوانند اعتماد به نفس و قدرت کافی برای مبارزه به دست آورند؟
۱۰_ ظرفیت به کارگیری عدم همکاری در مردم چگونه با گذشت زمان و تجربه افزایش مییابد؟
۱۱_ آیا موسساتی وجود دارند که از دیکتاتوری جان سالم به در برده باشند و از آنها برای برقراری آزادی استفاده کرد؟
۱۲_ کدام موسسات جامعه میتوانند بر کنترلهای دیکتاتور غالب شوند؟
۱۳_ کدام موسسات باید دوباره به دست دموکراتها به منظور پاسخ دهی به نیاز آنان و تاسیس دموکراسی حتی در صورت ادامه دیکتاتوری ایجاد شوند؟
۱۴_ قدرت تشکیلاتی چگونه میتواند در حین مقاومت توسعه یابد؟
۱۵_ مشارکت کنندگان چگونه میتوانند آموزش ببینند؟
۱۶_ چه منابعی (مالی، تجهیزاتی و…) در مبارزه لازم خواهد بود؟
۱۷_ چه نمادهایی میتوانند به موثرترین روش تودهها را بسیج کنند؟
۱۸_ از طریق چه نوع اقداماتی و در طی چه مراحلی، منابع قدرت دیکتاتور میتوانند به صورت دائمی تضعیف شوند؟
۱۹_ مقاومت گران چگونه انضباط غیر خشونت آمیز را رعایت کنند؟
۲۰_ ظرفیت آزادی طلبیهای مردم چیست؟
جین شارپ تاکید میکند که استراتژیستها باید از روشهایی استفاده کنند که در عین رسیدن به هدف، احتمال وقوع سرکوبهای بی رحمانه را به حداقل برساند. همچنین یادآور میشود در شرایطی که مردم احساس بی قدرتی و ترس میکنند، بسیار مهم است که اولین اقدامات برای مردم کم خطر بوده و در آنها حس اعتماد به وجود آورد. مضاف بر اینکه، استراتژیستها باید موضوعاتی را انتخاب کنند که ارزش آن برای همه شناخته شده باشد و در نتیجه عدم پذیرش آن مشکل باشد. او تاکید میکند موفقیت در این رشته مبارزات کوچک علاوه بر اینکه مشکلی کوچک را حل میکند، مردم را نسبت به دارا بودن قدرتی بالقوه متقاعد میسازد.
پی نوشت؛ جین شارپ، برگرفته از کتاب از دیکتاتوری تا دموکراسی (ضد دیکتاتوری)

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.