قوانین علمی نتیجه مشاهدات، منطق، تخیل، چارهجویی، ریاضیات، آزمایشات برای کاربرد در مهندسی و زندگی اجتماعی اند. برخی دانشمندان در شعر هم تبحر داشتند. خیام نمونه عالی عالم شاعر است. فردوسی خردگرا و سعدی عملگرا گرچه در علوم طبیعی کار نکرده؛ ولی دید دقیق، روش عملی، منطق، تخیل، چارهجویی، بیان عالی، هدف خدمت به موجودات داشتند. طبیعت یا تربیت یعنی تاثیر ذات یا محیط بر فرد و نوعدوستی در شعر فردوسی دیده شوند: میآزار موری که دانه کش است. سعدی: عبادت بجز خدمت خلق نیست.

لذا دانشمند و شاعر برخی کارکردهای مغزی مشترک دارند. بیان اولی در معادلات ریاضی و دومی در کلام موزون است. این اشتراک علم در کاربرد برخی فرمولهای علمی در مردم عادی هم مشهود است. نمونه: قانون دوم حرکت نیوتن در اصطلاح عامی واکنش فلانی به حرف/ عمل او اینگونه بود. در این جستار زمان خطی رباعیات خیام و برخی فرمولهای فیزیک و شیمی در زبان شاعران یا کلام قصار عوام بصورت تمی، تاریخی، قیاسی بررسی شوند.

تا نیمه سده ۲۰م علوم، نیروهای طبیعت، ذرات جداگانه تبیین شدند. اکنون وحدت در فیزیک با پیوند نیروها و ذرات حامل در مدل استاندارد پدید آمد. این وحدت ۴ نیروی گرانش، الکترومغناطیس، هسته ای قوی و ضعیف، ذرات ۲۰۰ گانه را ادغام کند. نیز پیوند نسبیت عام با کوانتوم مکانیک با آزمایش، ریاضیات، راستی آزمایی تجربی در حال شکل گیری است. اکسیون نوع فرضی ماده تاریک و کامیلیون نوع فرضی حامل انرژی تاریک در مرکز خورشید ساخته شوند. بسته ها/ کوانتای انرژی تاریک از خورشید به زمین رسند. آنها با ۱۷ ذره در این مدل برهمکنش دارند. رابطه نسبیت عام گرانشی و مکانیک کوانتوم احتمالی هنوز پیدا نیست.

مدل استاندارد یک جدول ۴ در ۴ مربع برای ربط ۲۰۰ ریز ذره در ۱۷ ریز ذره بنیانی و ۴ نیرو گرانش، هسته ای قوی و ضعیف، الکترو مغناطیس است. این مدل برای وحدت رفتار ماده و نیروها ۱۷ ریز ذره بنیانی را پیش بینی کند: ۱۲ نوع فرمیون ابتدایی، ۴ بوزون حامل نیرو، ۱ هیگز بوزون است. فرمیون ابتدایی ۶ کوارک با مزه های بالا/ پایین، افسون/ شگفتی، سر/ ته، ۶ لپتون الکترون/ نوترینو، میون/ میون نوتروینو، تاو/ تاو نوترینو دارد. این ریزذره ها هر کدام با انرژی الکترون ولت از مگا تا گیگا جدا شوند. کوارک پادکوارک هم دارد.

کوارکها بار، چرخش، رنگ، جرم داشته؛ با هر ۴ نیرو برهمکنش دارند. آنها ترکیب شده تا هادرون و بارویون چون پروتون، نوترون، مزون را بسازند. ۴ بوزون بقرار زیرند: گالوون، فوتون، زد بوزون، دابلیو بوزون. ریز ذره ها گرانش ناچیز بر ذرات دارند. آخرین ریز ذره و سنگین تر از ۱۶ تای بقیه، هیکز بوزون در ۲۰۱۲ در CERN رصد شد. این ذره بین ماده بخاطر ۴ نیروی گرانش، هسته ای قوی، ضعیف، الکترو مغناطیس رد و بدل شود. کمیتهای بنیانی فیزیک اینهایند. ماده جسم با جرم آرام در فضا از ریزذره تا کهکشان است.
پادماده مولکول ساخته از اتمهای پادپروتون، پادنوترینو، پوزیترون است. پادماده باثبات در کیهان نبوده؛ در انفجارات کیهان و آزمایشگاه رصد شد.
ماده تاریک موجود در فضا، نور از آن گذشته؛ ۲ نوع سرد با تراکنش ضعیف، داغ در مهبانگ دارد. حسگر کریستال زینان برای رصد ماده تاریک بکار رود. اجزای کیهان را بهم جذب کند.
زمان فاصله ۲ رویداد، برگشت ناپذیر، یکسویه، تابع آشوب/ آنتروپی فزاینده کیهان است.
فضا خلائ ۳بعدی، پیوسته، بی دما، بیکران، با پرتو زمینه کیهانی رقیق که در آن اجرام و رویدادها وضع و جهت نسبی دارند.
انرژی کمیت پایا/ بقادار که به جسم ترابری شده؛ بشکل کار، حرارت، نور ظاهر شود.
انرژی تاریک نیروی کیهانی شتابنده برای گسترش کیهان، گرانش را دفع کند؛ شیفت سرخ در نور ستارگان بسازد.
اطلاعات فاکت در باره چیزی برای پردازش، ذخیره، ترابری، تصویر شود. جرم ندارد. اطلاعات نیاز به کودینگ برای فهم انسان و ماشین دارد. اطلاعات در سامانه دیجیتال ۲ گرایی یعنی ردیف بیت ۰، ۱، ریاضیات اعداد، هندسه اشکال، دما، نقاشی رنگها، موسیقی صداها، رقص حرکات به انسان رسد. یاخته عصب ۲ وضع ۰ و ۱ خاموش/ روشن دارد.

در هزاره اول میلادی شمار دانشمندان از هزاره دوم بسیار کمتر بود. بودند دانشمندانی که علم را به زبان عامه فهم ترویج کردند. خیام در رباعیات علم و فلسفه را به میان مردم برد. کتب تاریخچه مختصر زمان در سده ۲۰ ستیفن هاکینگ، ایزاک عظیموف، کارل سیگن برای توضیح علوم برای عامه در جهان مهم بودند. دکتر ارانی، دکتر هشترودی، دکتر اسدی-کیمیایی علم را در دسترس عامه در ایران گذاشتند. دانشمندان با اکتشاف و اختراع رازهای طبیعت را شناخته؛ تا مهندسان بعدی آنها را کابردی کنند: اگر این اتفاق افتد چه می شود؟ چرا نه، این پاسخ بکجا رسد؟ جامعه با دانشگاه، آزمایشگاه، بودجه کلان راه را برای پژوهش باز کند. با بررسی شعر فارسی، ابیاتی پیدا شوند کخ برخی قوانین زیر علمی در آنها کیفی بیان کلامی دارد.

قوانین شیمی هم گاهی بنام مکتشف در معادله با سمبلها بیان شوند. چون مصارف صنعتی ۱۰۰۰ سال پیش ناچیز بود؛ لذا شیمی رشد سده ۱۹ را نداشت. قوانین گازها، مایعات در یک ظرف و برای یک گاز تراکم ناپذیر مصداق دارند:
آووگادرو- در یک مول یا واحد وزن ملکولی/ گرم، در فشار، حجم و دمای برابر، شمار اتم، یون، مولکول، الکترون ثابت اند. سعدی: ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.
بویل- در دمای ثابت، حجم گاز معکوس فشار است: PV = k.
پاسکال – در ظروف مرتبطه: فشار بر مایع، به نقطات دیگر انتقال یابد. همدردی سعدی مفهوم ظروف مرتبطه پاسکال را در جامعه انسانی بیان کرد: چو عضوی بدرد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار.
چارلز- با فشار ثابت، حجم گاز با دما تناسب دارد: V = kT.
پایستگی/ بقای جرم- مانایی مواد است. جرم در تغییر شیمیایی در فرمول بجا ماند.
دالتون- فشار مخلوط گازها برابر با مجموع فشارهای جزئی گازها است.
هر ترکیب از دو یا چند عنصر تشکیل شده که از لحاظ شیمیایی به یک نسبت معین با وزن ترکیب شوند.
دوولن و پتی- در ۱ گرم اتم فلز، ۱ درجه سانتیگراد افزایش دما به ۶.۲ کیلو گرم گرما نیاز است.
فارادی- در الکترولیز وزن هر عنصر آزاد شده با مقدار الکتریسیته عبور از سلول و نیز وزن معادل عنصر تناسب دارد.

فیزیک نیوتن ۳قانون حرکت: حفظ وضع فعلی جسم، نیرو به جسم مساوی شتاب و جرم یعنیF=ma ، ۲جسم با کنش و واکنش که در جامعه کاربرد دارند. گرایش در طبیعت حفظ وضع موجود/ اینرشیا است. ماکسول موج برای میدان‌ الکتریک و مغناطیس را نوشت. تغییر انتشار موج در زمان به تغییر انتشار در مکان ربط دارد. در سده ۱۹ راترفورد مدل بصری منظومه شمسی را برای ساختار اتم با هسته و مدارات الکترونها ارایه داد.

در سده ۲۰ اینشتاین با نسبیت خاص، رابطه جرم/ ماده و انرژی E=mc2، سرعت ثابت نور را یافت. نسبیت عام اندرکنش ‌های گرانشی را تشریح کند. موج پلانک انرژی تابع فرکانس موج E = hf است. جسم سیاه همه اموج را بخود جذب کرده؛ تابش تابع دما نه عناصر آن است. نمودار فاینمن: هر ذره‌ که به گذشته رود، یک پادذره یعنی مثل ذره معمولی با بار مخالف است.

شرویدینگر و هایزنبرگ انرژی را متناسب با مشتق زمانی امواج مادی تابع موج ψ و عوامل یافتن اطلاعات در مکانیک کوانتوم یافتند. این کشف منجر به ورود احتمالات، عدم ایقان، رابطه امواج الکترو مغناطیس با انرژی، نبود علیت جبری در فیزیک شد. عدم ایقان هایزنبرگ هر چقدر درباره مومنتوم/ تکانه یک ذره اطمینان باشد، همانقدر دربارۀ وضع ذره بی‌خبری خواهد بود. در پایان سده ۲۰، در تئوری تنیدگی یک جفت ذره با فاصله نجومی بهم پیوند دارند. یعنی تغییر وضع یکی وضع دیگری را هم عوض کند.

در دید آینشتاین علم واقعیت است که صنعت را سازد. در دید هایزنبرگ علم ادراک بشر از واقعیت است نه تخیل یا موهوم. صنعت و مدنیت واقعیت اند نه ادراک واقعیت. تز ۱۹۱۰ دکترای فیزیک ۹۸ صفحه ای شرودینگر در دانشگاه وین “در باره هادی برق در سطح عایقها در هوای مرطوب” بود. دیراک و او جایزه نوبل فیزیک ۱۹۳۳ را گرفتند. او در سخنرانی “ذهن و ماده”، با تاکید بر تصویر واقعیت نه خود واقعیت، گفت: جهان گسترده در فضا و زمان تنها تبیین ما ست.

در ترمودینامیک قانون صفر اصل منطق است: ۲چیز مساوی چیز ۳ باهم مساوی اند. قانون ۱ بقای انرژی و ماده یا تناسخ خیام است. قانون ۲ کار با افزایش انرژی تولید شود. قانون ۳ آشوب در حرارت پایین کمتر است. زمستان آرامش دارد. این قوانین در رباعیات خیام خردگرا در شکل کلام شاعرانه پیگیری شدند.

باید توجه داشت تخیل و مشاهده در شاعر با زبان کلامی و عالم با منطق و ابزار ریاضی مشترک اند. بیان کلامی ترمودینامیک با زمان یکسویه، بقای انرژی، آشوب در رباعیات خیام بررسی شدند. نتایج تمدن مدرن در باستانشناسی، جامعه شناسی، طب بکار روند. پس علوم هم در نقد شعر هم بکار روند.

شاعر و دانشمند ادراکات محیط را به زبان استعاری و ریاضی تبیین کنند. خیام مقام ویژه دارد چون هم ریاضیدان هم شاعر تراز جهانی بود: هرگز دل من ز علم محروم نشد. دید شاعرانه یا عالمانه در ادراکات مشترک بوده؛ ولی در بیان زبان کلامی یا ریاضی گزیده شود. زبان ریاضی و طبیعی بر منطق استوار اند؛ چون زبان و منطق ۲کلاف عصب در غشاء بیرونی مغزند.

در برخی روندهای ترمودینامیک اطلاعات به جرم و انرژی افزوده شود. با اندرکنش سیستم بر پایه اطلاعات با محیط، وضع سیستم به سوی وضع احتمال کمتر رفته تا برای ناظر اطلاعات از محیط افزایش یافته؛ ولی بدون تبادل انرژی انجام شود. رک شفیعی-کریمی.

قوانین نجوم، زیستی، ژنتیک را هم می توان افزود. آریستارخوس ساموسی ۲۷۰ ق.م. فاصله خورشید از زمین را در نظر گرفته؛ از روی خورشید گرفتگی و دیسک کوچکتر زمین بر خورشید، نوشت: خورشید بزرگتر از زمین و مرکز جهان است. اگر کهکشانها، ستارگان، غبار کیهانی، منظومه شمسی کیهان باشند. در سده ۹م بیرونی شعاع زمین را محاسبه کرد. رابطه کتابت این فکر و انتقال آن به بغداد باید تشرح شود. کپرنیک: منظومه شمسی با ۸ سیاره بدور خورشید است. منظومه شمسی کپلر سده ۱۷م در شعر هاتف سده ۱۸م با مشاهده روز و شب سیارات به تخیل آمد: دل هر ذره را که بشکافی/ آفتابیش در میان بینی.

قوانین فیزیک جهان همگی در معادله بیان شوند. قوانین فیزیک تغییر ماده و پادمادهC و آیینه چپ و راست P و عکس جهت حرکت Tمتقارن اند. دو نظر در باره کرویت یا مسطح بودن زمین همیشه مکتوب بوده؛ ولی مسطح بودن زمین را نهادهای رسمی قدرت پذیرفتند. یک ناظر دور یا نزدیک شدن کشتی به ساحل را اینگونه بیند: اول بدنه پنهان شده، بعد دکل؛ یا اول دکل هویدا شده، بعد بدنه. زیرا سطح زمین مدور است. اگر سطح زمین مسطح بود، بدنه و دکل به یک میزان کوچک و در نهایت محو شوند. در خسوف ماه و کسوف خورشید سایه جسم مدور است؛ یعنی سیاره یا قمر کروی است.

واقعیت اطلاعات است. هوشیاری اطلاعات، اندازه گیری کمیتها، هندسه فضا در اشکال، مشاهده زمانی رویدادها است. در چشم پیکسل نور حاوی اطلاعات است. لذا اطلاعات ناشی از مشاهده نور، انرژی، زمان در مغز کودینگ واقعیت است. اطلاعات به حسگرهای نوری میله برای خاکستری و هرم برای رنگین کمان در چشم رسند. مغز تصمیم ثنوی یا این یا آن گرفته؛ به رفتار ثنوی در ذهن معنی نسبت دهد. ثنویت/ ۲گرایی عصب در تصمیمگیری و جهانبینی اهورا-اهریمن یا خیر/ شر زرتشت دیده شود. تاریکی گاهی نور را قایم کند که حاوی اطلاعات است. این اطلاعات کودینگ فاکتهای جرم سماوی است.

آیا واقعیت اطلاعات، انرژی یا ماده است؟ پس اطلاعات ماده است. وجوه واقعیت اندازه، گرما، زبری، بو، مزه با حواس ۵گانه ادراک شوند. در حالیکه اطلاعات با منطق، چشم/ نور، گوش/ صدا، دهان/ شمارش تشخیص داده شود. کودینگ سازماندهی اطلاعات است. اطلاعات کودینگ فاکتها یند. خط کودینگ چند ده صدا است. با پیدایش توان تجرید در غشاء بیرونی مغز انتزاعات زبان و اعداد در تمدن شکل گرفتند. زبان، کودینگ واقعیت و تخیلات یعنی اطلاعات محیط و ذهن شد. لذا زبان طبیعی، ریاضیات، دوگرایی کودینگ واقعیت زندگی، تجریدات منطقی ذهن، به ثنویت داوری تبدیل شدند. منطق ۴ نوع قواعد و، یا، اگر..بعد؛ ۲گرا؛ فازی/ احتمالی؛ کوانتوم کیوبیت است.

زبان، ریاضی، دوگرایی سامانهایی در آشوب/ آنتروپی جهان اند. داده، اطلاعات، دانش، خرد/ حکمتwisdom لایه های صعود از فاکت به تجرید اند. رابطه اطلاعات و آنتروپی چیست؟ هانا آرنت ۱۹۰۶-۱۹۷۵ نوشت: ریاضیات، علم غیرتجربی کامل است. ذهن تنها به خودش پردازد؛ علم علوم است که کلید بظاهر پنهان قوانین طبیعت و کیهان را عرضه کند.

ریچارد داوکینز نوشت: علم- شعر واقعیت است. برخی اصول علمی در سطح شهود، بصیرت، مشاهده در آثار شاعران دیگر بررسی شوند. گاهی نام پدیده در زمان و در زبان دیگر جدیدتر شده؛ این واژه ها گاهی هم مفهوم دقیقتر نوین مانند کار و سرمایه گرفته اند. نمونه: ایرانیان سده ۱۹ درک اسطوره ای از خرابه های تخت جمشید داشته؛ با ترجمه آثار غربی و رفتن به موزه ها همان خرابه ها معنی دقیق داریوش بجای جمشید گرفتند.

گاهی هم متون خطی باستان در کتابخانه های غربی را مستشرقین به زبانهای مدرن ترجمه کردند. برخی اصول علمی در زندگی روزمره، هنر، ادبیات، شعر با استعاره و نماد برای راهیابی به ضمیر نیاکان بیان شده اند. این چارهجویی یا نتیجه تجربه فردی با محیط یا نتیجه دیدن آنها در کتب، اینترنت، رسانه ها است.

در اسطوره پیوند چند جانور برای ایجاد موجودات ترکیبی است. نمونه: سانتور با تن اسب و سر انسان در یونان- نماد توان و هوشمندی؛ گریفین با سر و بال عقاب و تن شیر در تخت جمشید- نماد تیزبینی و توانمندی؛ اسفینکس با سر زن و تن شیر- نماد پرستار پرتوان نزدیک قاهره.

در فرهنگ ایرانی هزاره ۱م واسطه گی یک چیز، بین فرد و مقصد یا معبود فرض شده، وابستگی عاطفی فرد به این شیی عمیق شود. وردخوانی نماد حضور شئی غایب، وسواس روزمره شد. تصوف، عرفان، فرقه ها، دراویش هدف شادی حیات را با عبادت شئی جابجا کردند. برای آنها زندگی به وردخوانی، گناه، عبد، حقارت، تلقین امور غیبی، هالوسیناسیون/ هذیان صرف شود.

در ۱۰۰۱ شب و امیر ارسلان تار مو، ظهور جن، تنوره دیو برای رسیدن به مقصد از تخیل داغ ایرانی حکایت دارد. امامزاده اگرچه مکانی سایه دار برای استراحت مسافران راههای دور است؛ ولی نیاز فرهنگی و روحی ایرانی را به پناه و سرپناهی در برهوت داغ و خشن اجتماع نشان دهد. دخیل بستن به ۷چنار در تهران، عاق، دعا، نفرین- نمودهای پدیده ی مورد نیاز واسطه جویی/ شفاعت از متافیزیک است.

فرد بدون حقوق قانونی در جامعه به شدت متحجر مرتبتی، در هر صعود اجتماعی، ۷ خوان، مرتبت، مرحله جلوی پای خود دید. مقولات شفاعت، نان و نمک، مرحمت، لطف، “زیر سایه شما”، رهین منت، بزرگی، عبد، چاکر، جان نثار در فرهنگ ایرانی فراوان اند. حتی در دوران تجدد پس از انقلاب مشروطیت، راس مملکت مدیران اجرایی را نه بنا بر شایستگی آزاد حرفه ای مدرن بلکه بنا بر وفاداری و اعتماد به چاکری آنها دستچین کرد.

برای همین وابستگی به لطف همایونی، این وزیران و مدیران اکثرا بی لیاقت و ندانمکار در امور تخصصی، چاپلوس، ترسو، در حضور شاه مطلقه، سر سپرده استعمار بودند. نمونه: سفیر دولت ساقط با ۴ سال تحصیل مرغداری در ایالت یوتا چندین سال سفیر ایران در ایالات متحده بود. این شغل نیاز به دانستن قانون و جامعه شناسی بین المللی انسانهای معاصر داشت؛ نه دانه دادن به خروس، برداشتن تخم مرغ، تمیز کردن لانه های بزرک مزرعه های جوجه کشی پرندگان.

در قرون وسطا علم در مهندسی بویژه معماری پیاده شد. ولی الهیات و فلسفه در کلام اعتقادی، شبه-منطق با معرف غلط ولی نتیجه درست، آرایه های ادبی در نخبگان ماندند. در روند آموزش مدرن، باورهای مشتقی تضعیف شده؛ ولی برخی خرافات بجا ماندند. پس باور در تصمیمگیری در طیف اختیار تا اجبار بنا به آموزشهای مدرن هم مانده اند. رابطه اجبار و عادت باید بررسی شود.

در هزاره ۱م فلسفه و الهیات ایران در آثار زرتشتی، کتب مانوی، رسوم میترایی، مناسک مندایی از راه آسیای صغیر/ ترکیه و فلسطین به یونان و روم رسیدند. در آغاز هزاره ۲م، فلسفه، الهیات، علم را نخبگان یک جا داشتند. مجادلات فیلسوفان از نوع رازی، الهیون از نوع غزالی، دانشمندان از نوع خیام آنها را از هم جدا کرد. صوفیان و عارفان الهیات را منطقی ولی نه تجربی کرده؛ الهیون و خرافیون قدرت سیاسی گرفته؛ دانشمندان کنار گذاشته شدند.

فلسفه پرسش، منطق، استدلال، شک است. فلسفه ۷ رشته شناخت، منطق، اخلاق، زیباشناسی، فلسفه سیاسی، کیهان شناسی، متافیزیک دارد. بخاطر سنت و منطق در دانشگاه تدریس شود. از هزاره ۱م الهیات با قدرت سیاسی و املاک وقفی گره خورده؛ سلطه یافت. در اروپا تفتیش عقاید/ انگیزاسیون کاتولیکهای تمامخواه ۱۴۷۸- ۱۸۳۴م به اوج رسید. اکنون در خاورمیانه دید امتی بر فردیت شهروندی مدرنیزم سلطه دارد. مقولات متافیزیک از پدیده های عامتر تفکیک شده؛ برخی از آنها در فلسفه سده ۲۰م بررسی شدند.

شاعر ادراکات محیط را به زبان استعاری و دانشمند به ریاضی تبیین کنند. دید شاعرانه یا عالمانه در ادراکات مشترک بوده؛ ولی در بیان زبان کلامی یا ریاضی گزیده شوند. زبان ریاضی و طبیعی بر منطق استوار اند. خیام مقام ویژه دارد چون هم عالم ریاضی هم شاعر دلمدار تراز جهانی بود: هرگز دل من ز علم محروم نشد. برایش آسمان پرده پیکسلی با نقاط اطلاعات دار ستارگان بود.

ناحیه زبان و منطق ۲کلاف عصب در غشاء بیرونی مغز چپ ند. دانشمندان چون مندل، داروین، سوسور آثار علمی خود را به زبان طبیعی آلمانی و انگلیسی بیان کردند. نظر در کلام مانند خیام، ریاضی در فرمول مانند آینشتاین، مشاهده در جدول مانند مندل ضبط شوند.

شاعران فارسی به خردگرا مانند رودکی، فردوسی، خیام؛ عارف مانند حافظ، بابا طاهر، سپهری؛ مربی مانند سعدی، خاقانی، سیمین؛ اعترافی مانند حافظ، فروغ، رحمانی؛ کنشگر مانند ناصرخسرو، سیف فرغانی، شاملو، سلطانپور تقسیم شوند. یعنی جنبه غالب در شعر آنها را به کل زندگی شاعری می توان تعمیم داد. خردگرایی شاعرانه به تجربه و منطق دانشمند نزدیک است.

خیام در ریاضیات، نجوم، جبر، فلسفه، شعر- دانشمندی تراز جهانی بود. در تاریخ ۳ هزار ساله صاحبان تمدن، فرهنگ، فلسفه، چرا برخی چون رازی و خیام روش علمی و جهان بینی مادی دارند؟ برخی چون غزالی و سهروردی اهل کلام در مقابل مادیون اند. باید گفت غیر از آموزش، توارث ژنتیک، مدارات عصبی، ریزش هرمونهای مغزی، روحیات، شخصیت آنها هم موثر اند.

رازی و خیام بخاطر جر و بحث با الهیون، به نظرات آنها احاطه داشتند. منطق، عقل سلیم، تجربیات خود را با این نظرات مخالف دیدند. توجه شود ۱۱۰۰ سال پیش فلسفه و الهیات در هم تنیده؛ علم تجریدی ریاضیات از آنها مستقل بود. با عصر روشنگری و مدرنیزم غرب، فلسفه از الهیات و علم جدا شد. لذا مجادلات نخبگان معجونی از علم رایج با این دو بود. در سده ۲۱ غرب هم لایه دوگرای الهیات/ عرفان و علم را نخبگان گاهی در هم آمیزند. البته درک سطحی مکانیک کوانتوم این آمیزش را تسهیل کند.

در چرخه زندگی از جوانی تا میانسالی و پیری یک اندیشمند، او از بیان عقاید موروثی آغاز کرده؛ در مراحل بعدی با شک، خرد، تجربه؛ به نظرات مخالف با آغاز خود، رسد. این تکوین فکری برای خیام نیز صادق است. او با بحث، غور، مطالعه بیشتر به یک مادیگرای دهری تمام عیار ارتقا یافت. بیانات، آفرینش، کشفیات مشترک در شهرها با فرهنگ پیشرفته تر از دهقانان و ایلات رخ دهند. نخبگان شعر و علم در شهر ها شکوفان شوند. لذا در جوامع روستایی و ایلی مانند ایران و آفریقا در چند سده اخیر نخبگان پیدا نشوند.

خیام مادیگرا تن را ماده در دم داند که پس از مرگ مغز، روح و تن غبار شوند. پس نباید رباعیات متاخر را در رد رباعیات آغازین او شاهد آورد؛ یا بر عکس. این تطور فکری در تناظر با ۶ دهه شاعری، بخوبی در رباعیاتش بازتابیده اند: با اهل خرد باش که اصل تن تو /گردی و نسیمی و غباری و دمی است.

نظریه تکامل، برخی قوانین فیزیک، اشعار مهم در نقاط گوناگون، همزمان شبیه هم بوده؛ تقلید از هم نیستند. بقای اصلح در طبیعت تعیین کننده است. چون محیط برای نخبگان مشترک است؛ ادراکات مشابه در نقاط مختلف بیان شدند. آنها ربطی به تقلید از یکدیگر ندارند. از این رو اغلب جایزه نوبل پزشگی، فیزیک، شیمی با دستآورد مشترک به چند نفر پراکنده در غرب داده شود. علم به سلیقه دانشمند وابسته نیست. شعر شدیدا به سلیقه فردی شاعر بستگی دارد. پس شاعران خلاق شبیه هم نیستند. زیرا سلایق گوناگون دارند. نمونه: خیام، فردوسی، مولوی، نظامی، حافظ، سعدی، نیما.

چند شاعر یا عالم در چند نقطه یک منطقه با خلاقیت یه کشف یک موضوع نایل شوند. این آثار بهم شباهت دارند. چون نخبگان با تخصص ادراک مشترک از محیط دارند. باید توجه داشت تخیل و مشاهده مشترک اند هم در شاعر با عاطفه و کلام هم در عالم با منطق و ریاضی. نتایج تمدن مدرن در باستانشناسی، جامعه، طب بکار روند. پس علوم در نقد شعر هم بکار روند.
*
پیدایش سیاره زمین باید با پیدایش شرایط حیات مانند وفور اکسیژن، اسیدهای آمینه پیشا پرویتینهای کناره دریا، مولکهای آلی پیچیده، ویروسها، باکتریها، چند یاخته ایها تا ظهور انسان را با هم دید. ۳ بیلیون سال پیش فتو سنتز را باکتریCyano بشکل پتوی سبز کف دریاچه ها آغاز کرد. تا ۲بیلیون سال پیش زندگی پیچیده شکل گرفت. بعد سیاره ای بجرم مارس با زمین تصادم کرده؛ ماه ساخته شد که چرخش روزانه زمین را از ۶ ساعت به ۲۴ ساعت رساند. از نور خورشید طولانیتر، اکسیژن در جو زیاد شد. SciAm 11.2021

منابع. ‏۲۰۲۳‏/۰۱‏/۰۵
https://fa.wikisource.org/wiki/ رباعیات
تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی، تا اواسط قرن ۵ هجری، ذ. صفا، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۳۶.
http://web.stanford.edu/group/psa/ هندسه در معماری ۵۰۰۰ ساله ایران با خاک، آب، باد، آتش.
https://shahrgon.com/ ترمودینامیک در رباعیات خیام-بیژن باران
https://arxiv.org/ftp/quant-ph/papers/0611/0611061.pdf On the relationship between entropy and information 2006 Afshin Shafiee- Majid Karimi

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)