جام جیرفت زایش مهر

زندگی انسان چرخه رویدادهای مهم است: مهمانی، تولد، عزا، عروسی، مریضی ذهنی و جسمی، پیری، خانه سازی، سفر، مرگ، خرمن، کنجکاوی، ظلم، عشق، ترس از طبیعت. این چرخه در نمادهای قالی، اشارات شعری، خرافات، باورها، رسوم رایج در جامعه تبلور یابند. در حجاری، قالی، مجسمه تجریدات چون عشق، باروری، توان به تصویر در نمادهای حس پذیر نیاز دارند. نمادها ریشه در باورها، رسوم، خرافات رایج زمانه دارند. لذا رسیدن به باورهای نیاکان نیاز به تاویل اقلام تصویری اسلاف دارد. شیوه های علمی سده ۲۰ کمک به تاویل این آثار و شناخت گذشتگان کنند.

 

خرافات باور غیرمنطقی، وسواسی، غیرتجربی به نقلها، اعمال، رویدادهای غیرمتعارف و قدسی پنداشتن برخی اشیاء، اشارات، بناها، موجودات غیبی اند. پیش بینی غیرمنطقی رویدادها، این باورها را پرورش دهد. خرافات در افسانه، اساطیر، اعمال، اعتقادات فولکور جهانی اند. در ابران از تولد تا مرگ فرد با خرافات روبروست. نمونه: توپ مروارید، ۷چنار، معجزه امامزاده داوود در خاطرات شاه، ذره برگ چای معلق، سردی مزاج، گرمی گردو، جفت شدن ۲ لنگه کفش، خواندن آیه الکرسی برای حراست خانه، ضربه به چوب، فالبینی، سرکتاب باز کردن، سعد و نحس ستارگان، سفره سنتی، تعبیر نمادها در خواب، گربه سیاه.

 

قالی هم خرافات را با طبیعت آمیزد. عرفان هم بیان فصیح خرافات است. بخت، شانس، اقبال اسمهایی است تا برای ارضای وجدان نتایج را از علل ناپیدای رویدادها بدانند. نمونه: در بازی ورزشی، قهرمانی ببازد. برای جبران ضعف خود اقبال حریف و تیره بختی خود را علل شکست خواند. باور به رمال، طلسم، دعا نویس، جنگیر، قمر در عقرب، عدد ۱۳، قربانی گوسفند، دود اسفند، آل، جن، پری، دوالپا، شگون آیینه، نحوست ایام- خرافات است. این خرافات بیشتر در باره باورمندان بوده؛ تا خود باورها.

 

از زروانیسم و مهرگرایی اقلام هنری بجا مانده؛ آنها سند متنی ندارند. کیهان شناسی این ۲ دین از روی اقلام هنرزی ایران و روم بقرار زیر است. شاید متون این ۲ دین باستان حاشیه ای و نیمه مخفی در حیطه اقتدار زرتشتی سده ۷م و مسیحی سده ۲-۳ م روم نابود شدند. متون مانی در تورفان چین باختری بجا مانده اند؛ نه در فلات ایران. پس هنر آنها مجسمه، دیوارنگاری، حجاری برای شناخت زبان، جامعه، اختر باید تاویل شود. باور به ستارگان ثابت در کنترل تقدیر مومنان، سامان مطلوب به سپهر داد. زمان بیکران ۷ جسم نورانی جنبنده، زمان فانی انسان را در کنترل داشتند.

 

این اجرام سماوی متغیر بخاطر نور و حرکت، جاندار انگاشته شدند. هر ماه بروج فلکی زمان بیکران را با چندین ستار ثابت تقسیم شدند. این بروج مکرر هر سال را با تخیل تاکید کردند. ولی روزانه، سالانه، در عمر فرد مهر پایدار بود. پس در مهرگرایی خورشید شکست ناپذیر، مقام مادون پیر، نام داشت.

 

نظرات تخیلی بدون آزمایش تجربی بنیان باورهای پیروان قدرت حاکمه شدند. نیروهای طبیعت ایزدهای زنده نام گرفتند: مهر نورانی، باد رونده، باران موسمی. شاید باد علت حرکت انگاشته شد. کنجکاوی و نیاز به پاسخ مسایل، پیدایش جهان، علل گردش، رستاخیز پس از مرگ پایه این باورهای اسطوره ای بودند. در دین زردشتی متأخر در بندهش آمد: کشتن گاو نر آغاز آفرینش بود. اهریمن گاو را کشت. از مهرابه های رومی: در تندیس مهر بر گاو در وسط با ۲قلو کاوتس در راست و کاوتوپاتس در چپ اند. این ۲قلو چرخه کودکی-پیری، روز- شب را تصویر کنند.

 

مصوت ow و “ه” محذوف آغاز کلمه در تلفظ ساسانی، افغان، شهرهای دیگر، زمان فردوسی رایج بود. این ۲ مصوت در برخی لهجه های انگلیسی هم رایج اند. نمونه: کودک و خواهر، ایچ برای هیچ. اکنون در فارسی رسانه ای “و” افتاده؛ کودک و خاهر تلفظ شوند؛ “ه” در هیچ خوانده شوند. لذا کاوتس لاتین کاودک و کودک فارسی کنونی است.

 

واژه‌های مادی ایرانی در مهرگرایی رومی اینها یند: میترا نماد ظهر، پرسس/ پارسی، کاوتس، لاتین کودک پهلوی، با مشعل سر بالا نماد پگاه. کاوتوپاتس لاتین کودک پاد پهلوی پیری ضدکودکی/ جوانی باشد، با مشعل سر پایین نماد غروب. این ۲ با اندام کوچک یعنی نیروی کم یاور مهر، تخالف طلوع و غروب، تابستان و زمستان، زندگی و مرگ اند. هر ۳ مهر و دو قلو کلاه نمدی بسر دارند که در ایلات باختر ایران رسم بود. در رژه سربازان تخت جمشید، نظامیان ماد این نوع کلاه بسر داشتند.

 

مهرگرایی از ۳ هزار سال ق.م در ایران تا سده ۲ م در روم رایج بود. برخی نمادهای مهری اینهایند: کژدم برای اهریمن، با چنگ در بیضه گاو، یعنی منبع زایندگی را از بن در آورد. در کتابهای مقدس ایران، منی به کره ماه صعود کرد. در آنجا از آلودگی پاکیزه شد. مار و کژدم در ۴ هزار سال پیش فلات ایران، آفریده‌های شریر در مهرگرایی بودند. طرح ها و نقوش گبه حکایت کنند از: زندگی، اعتقادات، آیین کوچیها، حال بافنده، قصه رمه، شبان، برف، بوران، آتش، آب، آفتاب، کوچ، عشق و دلدادگی. شیر نماد شجاعت در گبه‌ و قالی‌ عشایر و روستا، برای دفاع کیان خانواده است. عشایر ماه را آبدان جهان دانسته؛ باور داشتند شب‌ها آب رودخانه و دریاچه‌ بالا آید.

 

عناصر مهرگرایی بنا بر اقلام رومی اینها یند: کوه، غار، گاو نر، انسان. میترا در حال کشتن گاو، سنگ شهاب آسمانی، غار در هستی. باورهای مهرپرستی از این قرار ند: کیهان منشاء جهان، سپهر و ۲ قلوی زمین، ابدیت روح، فرشته واسطه انسان و خدا، روز جزا، برخاستن تن، ثنویت نیک و شر، شام آخر با گیاه سکرآور هاومه، تولد مهر در یلدا در طولانی ترین شب سال است.

 

حجاری مهرابه این نمادها را دارند: یک شنبه روز عبادت، غسل تعمید، ۷ مقام دینی، مهر، خدا به صورت جوانی از صخره یا غاری در ۲۵ دسامبر متولـد شد. ایزد خورشید، ماه، ۷ سیاره بر گردش و نظم اجرام آسمانی فرمانروایی کنند. مهر با روشنایی، تابش، گرما زنـدگی روی زمین را سرشار کرد. دم گاو به خوشه گندم بدل شد. نیش کژدم برای مرگ و ضد تولید مثل است. بروج فلکی با کهکشانها برای زمان بیکرانه ابدی اند. ولی در فلات هزاره ۱-۲ ق.م. مهرگرایی با باورهای زودیاک ایلامی، خدایان بابلی، تقدیر زروانی آمیخته شد.

 

آسمان شب دارای بروج زودیاک یا جمع چند ستاره ثابت است هر برج ۳۰ درجه از پیرامون دایره مسیر ظاهری خورشید در سال از فرودین تا اسفند است. ۱۲ برج فلکی: قوچ/ حمل، گاو نر، دو پیکر، خرچنگ، شیر، خوشه، ترازو، کژدم، کماندار، بز، آبریز/ دلو، ماهی. در فارسی معاصر “قمر در عقرب” وضع خراب، “آسمان و ریسمان،” “قسمت” فلک را به خاک چسباندند. بهزاد مینیاتوری در خمسه نظامی دارد.  ۲ روحانی میان گلها، زیر آسمان شبانه ۲ زانو نشسته اند. در حوضچه ای ۲ ماهی به هم تنیده اند. آنها نماد رستاخیز و مبشر فرارسیدن بهار و در تائو چین باستان، یین و یانگ اند. جو ملکوتی بر سراسر صحنه هاله افکند.

 

در ۱۲ برج فلکی ماهی/ حوت، آغاز سال شمسی است. خورشید از ۲۳ اسفند تا ۳۰ فروردین در برج فلکی ماهی جای گیرد. دوزیستان آب و خاک یا هوا و زمین تخیل برانگیزند. پس در نخستین روز فروردین از خط استوای سماوی از جنوب به شمال رفته، یعنی برای نیم‌کره شمالی لحظه اعتدال بهاری، اول سال است. برج فلکی حوت با ستاره های ریز آن از زمانهای باستانی در منطقه البروج نماد ماهی در آسمان است.

 

یونانیها و رومیها ماهی را ربالنوع عشق و شهوت دانستند. نماد ماهی در شمایل نگاری/ هیروگلیف مصری، سلتی، هندی، میان رودان، پارسی هم آمده. عارف کامل در بحر معرفت غرق شود، چون ماهی؛ غیرعارف کامل را “جز ماهی” نامند- در میان صوفیه. حافظ گفت: در بحر فتاده ام چو ماهی./ شاید که مرا به شست گیرد. ماهیها کنار پرندگان با ایزدان جهان زیرین و آیین تدفین پیوند دارند. ماهی در حال شنا به پایین، نماد حرکت پیچان روح در ماده است. ماهی در حال شنا به بالا نماد آزاد شدن روح، مادۀ درهم پیچیده است. نمادها: ۲ ماهی برای جمع ۲ نیروی مادی و معنوی اند. ۳ ماهی با یک سر مشترک برای وحدت تثلیث اند.

 

در مهرابه ها تندیس خدای زمان را پرستیدند. تندیس زروان این گونه است: ایستاده بر کره، دهانی نیمه باز با فکهایی فشرده، با ۴ بال، ماری که ۷ بار بر پیکر او پیچیده، کلید و عصا به دست، سر شیر، نقش گاو، بروج زودیاک، داس. نمادهای این تندیس بقرار زیر اند: عصا برای فرمانروایی و قدرت، دهان نیم باز و فکهای به هم فشرده برای بیان فرمان و نیروی مقهور کننده زمان اند. داس در مهرگرایی برای مرگ، شب، هلال ماه؛ یا رویش، درو، کشاورزی است. آیا داس برای قهر زمان و مرگ است؟

 

فردوسی نیز داس را در داستان زال و رودابه از قول زال، نماد مرگ، اجل آورد. فردوسی با اغراق زمین و آسمان را بهم دوخت: ز سم ستوران در آن پهن دشت / زمین شد شش و آسمان گشت هشت. شدت سم­ کوفتن اسبان و کثرت سواران، یک طبقه از ۷ طبقه ی زمین را به شکل گرد به آسمان برد. در نتیجه زمین ۶ طبقه و آسمان ۸ طبقه شدند. توجه شود ۷ مقام مهرگرایی، ۷ طبقه زمین و آسمان.  https://rasekhoon.net/article/show/850025/

 

ارتباط نقوش با جهان بالا، اسطوره‌، تاثیر نمادها بر مغز در سده ۲۱ با آزمایش، ابزار، پژوهش نکات زیر را نشان دهند. رابطه موبد و مومن اثرات اطمینان بخش، اعتماد به نفس، امیدواری، سبکی از گناه دارد. عشق و توانایی مومن را بیافزاید. با وردخوانی، فرد خود را بهتر یافته؛ امیدوار شود. اضطراب او کاهش یابد.

 

نماد علامت قراردادی مانند حروف الفبا، نت موسیقی، علائم شیمی برای شئی، روند، کارکرد؛ یا جسمی برای یک تجرید است. نماد تک تمی، ساده به یک امر دلالت کند؛ مانند علائم رانندگی. نماد مرکب چند معنی همگن دارد؛ مانند فرمول شیمی از چند عنصر. نماد تیر چند معنی متفاوت دارد؛ در عشق، زمان، کشتن.

 

مرور فرشها از گذشته تا امروز، سفرنامه تصویری تاریخی یک قوم است. آنها ترسها، آمال، امنیت، سلامتی باشندگان یک منطقه را نشان دهند. رویداد بد ناشی از چشم‌زخم، نیروی اهریمن، سم خزندگان، در سلامتی اختلال کرده؛ مریضی آورد. زیستبوم پر از مار و کژدم بود. با ورد کلامی، جادو با شیئی، از آسیب آنها می توان مصون شد.

 

نمادها در فرش همدان: جای لچک ترنج بزرگ یا کوچک در حاشیه یا متن جانوران: ۴پایان چون بز برای ایزد روشنایی، باران، خورشید. شیر برای قدرت مزدا، مهر، آسمان. شتر برای شکیبایی، ایزد بهرام. پرندگان: عقاب برای ابر، باران، زایندگی، حیات، نامیرایی. گنجشک برای پیامآور بهار. طاووس برای ایزد آب. آبزیان: ماهی برای نگهبان زندگی، بارانخواهی، خوشبختی خانواده، سلامت، عمر طولانی. لاکپشت برای آب و زایش. خرچنگ رابط خشکی و آب. منبع- جلیلیان- احمدپناه، جدول ۱.

 

در رسوم ایرانی خوش و بش گفته شود: پیر نشی، به مانی با زندگی ابدی. درنا برای طلب باران، خیر، برکت است. کلاغ برای خبررسانی است. خروس برای مقدس، سپیده دم، خبر از پایان شب است. سگ برای پاسبانی، نگهبانی مهر برای انسان است. نیلوفر برای همیشگی و سلامت است؛ نشان هخامنشیان. لوزی برای چشم زخم بافته شود. درخت برای زندگی است. نقش دست یا دو دست در بالای فرش‌ عبادت، کرنش، سجده، صلح، دوستی، سلام است.

 

نقش یک دست برای هشدار و اخطار است. زن و مرد برای باروری اند. آنها روی فرش، گلیم، زیلو، جاجیم، کناره بودند. طلسمی برای زوج تازه ازدواج کرده، خواهان بچه‌ اند. نقش مار نگهبان ثروت و دارایی است. این ۲ جانور سمی اند. کژدم برای حراست و دفع شر، نفرت، چشم زخم، نظر زدگی، بدیمنی، کینه توزی از خانواده است.

 

طرح، نقشمایه، نماد در گبه‌ عشایر قشقایی: شیری/ رشادت، خشتی یا قابی یا شطرنجی سفید/ خوب و سیاه/ بد، حوض/ ترنج، گل رز، ایلاتی: قشقایی، لر، کرد، هیبت لو، تفرش بختیاری، درختی انشان سرو برای شادی، بید مجنون برای اندوه، هندسی لوزی، مربع، مثلث، بیضی، جوشقانی، قابی، محرمان، ستاره، خاتم شیراز، ختایی؛ ابرش بعربی زیور در مزرعه جو و گندم در حاشیه و زمینه؛ ۴ فصل، اردک: تکرار و قرینه.

 

در افسانه تخیل و عاطفه جای منطق، علیت، تجربه اند. آیا منطق باستان با مدرن تفاوت دارد؟ مغز ۲ شبه عصب جدا برای باور خرافات و منطق روزمره در کار و بازار دارد. این ۲ شبکه در عصر مدرن هم در باور به پشقاب پرنده و کار روزمره فعال اند. افسانه ایرانی پیدایش جهان تخیل و خرافات با هم آمیزد: زمین روی ۲ شاخ گاو جا دارد. ماهی زیر خاک گاو را نگهدارد. گاو بر ماهی ایستاده؛ بنیاد زمین یا جهان پیکرینه آب و خاک است. در باستان هلال ماه آسمانی در شاخ بز زمینی استعاره شد. چون ماه، باران، بز در باور باستانی رابطه مند بودند. حافظ هلال ماه را کمان ابرو و داس درو استعاره کرد.

 

نقش کژدم بر سفال های باستان فراوان است. در حاشیه بشقاب سفالی به نام “زنی با گیسوان افشان” از شهر سامرا- عراق در ۲۴۵۰ ق.م. نقش تکرار شونده کژدم است. کژدم در جنوب گرم و مرطوب فروان و مهلک بود. در قالی ترکمن نقش کژدم یا اژدها را بافندگان “ساری ایچیان” یا کژدم زرد نامند. هویت ماهی در فرش ایرانی، محبوبه الهی.

 

مجسمه ترکیب تن انسان، نیش، ۲ چنگک کژدم- جلوی در ورودی بناها، منازل و معابد بود. “مهر و موم کردن” در ورودی برای بی اثر کردن تاثیر نیروی اهریمن، مومنان خون خفاش و کژدم له شده بکار بردند. در کتیبه های کتابخانه آشور و بابل در تمدن میان رودان تجویز شد: برای بخور دادن بیماران، درمان تب، تسکین زهر کژدم، کاهش درد- سوزاندن کژدم رسم بود. در منطقه جیرفت کرمان، مجسمه ها، کتیبه ها، نقش های کژدم-مرد ۳ کارکرد داشتند:

 

-مراقبت کننده کژدم دست ها یا نیشش را تا سر بالا آورد؛ سوی بالا برد.

-حراست کننده با سر یا تن انسان در ورودی معابد؛ در حالت دست ها شبیه خوشامدگویی بود.

-ترساننده/ جنگنده به شکل هیبرید/ ترکیبی از تن پرنده، ۲ دست، نیش کژدم؛ برای فرار نیروی منفی اهریمن بود

 

داستان گیلگمش در هزاره ۲ق.م. خیلی معروف بود. زیرا نسخه های مختلف به زبان سومری، اکدی، بابلی در فلسطین، آناتولی و بغازکوی ترکیه پیدا شدند. اختلاف آنها در چند ترجمه فارسی از جمله داوود منشی زاده وجود داشته؛ ولی ساختار داستان در همه یکی است. شاملو این ترجمه را سلیس در کتاب هفته چاپ کرد. به زبان هندی نیز ترجمه شد. کاملترین نسخه بر روی الواح گلی کتابخانه آشور بانیپال سده ۷ق.م. بود. داستان تا هزاره ۳ق.م. قدمت داشته؛ یکی از ۲۱۵۰ ق.م. به خط سومری ست. با گسترش حفاری ها لوح های قدیمی تر کشف شدند.

 

گیلگمش در حال کشتن گاو است، روی قطعه سنگ سومری از ۲۲۵۰ ق.م.، موزه سلطنتی بلژیک. شاید با مهر و کشتن گاو رابطه دارد. در ۱۸۳۹ لیارد هزاران لوحه شکسته کتابخانه آشوری قصر نینوا را به انگلیس برد. راویلسون با کشف رمز خط لوحها را ابتدا در بغداد و بعد از ۱۸۵۵ در انگلستان ترجمه کرد. از ۱۸۶۶ جورج اسمیت با او همکاری کرد؛ در ۱۸۷۲ اعلام کرد: در نسخه های کتابخانه آشوری داستانی مربوط به توفان نوح وجود دارد. متن مورد نظر، لوح ۱۱ از ۱۲ لوح داستان گیلگمش بود. داستانش نصفه مانده؛ کامل نبود. او به جستجوی لوح دیگری که داستان را کامل داشته باشد به میانرودان رفت. در ۱۸۷۶ در حومه حلب از گرسنگی مرد.  https://iranatlas.info/other/gilgamish.htm

 

شاعران بافتن، زحمات، کاربرد قالی را بر تاویل آن رجحان دادند. فردوسی ۱۰۰۰ سال پیش تهیه نخ، پنبه/ کتان، پشم را برای قالی نوشت. سطر ۱ یعنی: از الیاف کتان، روبنده نازک قِصِب با ۲زیر حرف اول و بعد؛ از تارهای ابریشم، دیبای حریر؛ از پشم قز/ کژ ضمخت، پارچه نامرغوب خز بافته شود:

ز کتان و ابریشم و موی قز/ قصب کرد پرمایه دیبا و خز

بیاموختشان رشتن و تافتن/ به تار اندرون پود را بافتن

 

در سده ۲۰ شعرهایی با تلویحات قالی محبوبیت این کف پوش را نشان داد. اخوان ثالث در “خفتگان نقش فرش” ۱۳۳۸ به قالی برای گفتگو شخصیت داد. تناسخ گلها به رنگهای قالی، استثمار بافندگان رنجور، تنفس ذرات پشم، چرخه تولید از چرای گله و ریسیدن پشم تا بافتن قالی را نوشت: خفتگان نقش قالی،/ دوش با من خلوتی کردند.

 

فروغ فرخزاد در “عروسک کوکی” نوشت: در گلی بیرنگ بر قالی. رفع استثمار قالیبافان و زحمتکشان شعار مرکزی روشنفکران چپ بود. آنها برای عدالت اجتماعی، غدغنی کار کودکان، افزایش دستمزد، بهبود ایمنی کار، بهداشت عمومی، رهایی کشاورزان و کارگران، رفع ممیزی، آزادی نهادهای صنفی و احزاب مبارزه کردند. هوشنگ ابتهاج رقص بر قالی در شهر را به پیدایش آن در روستا کشاند. او در “دیریست گالیا” نوشت:

زیباست رقص و ناز سرانگشت‌های تو

بر پرده‌های ساز

اما هزار دختر بافنده این زمان

با چرک و خون زخم سرانگشت هایشان

جان می کنند در قفس تنگ کارگاه

 

شاملو در “پریا” دگر دیسی حصیر فقیرانه به فرش و حرکت در جامعه را شعر کرد: قالی می شن حصیرا/ آزاد می شن اسیرا. کسرایی در “چاقو تیز کن” قالی تکانی عید، وسایل/ تس و مس را با قلع سفید کردن؛ در “فروبستگی” حرکت پا را بر فرش تاریخ نوشت: او ابتدای جنبشی در خانه ها بود./ روبیدن گرد از گلیم و فرش و قالی.

 

سهراب سپهری در “اتاق آبی” نوشت: معلم, همشهری من بود. شهر ما, شهر قالی بود. دار قالی در خانه‌ها به پا بود. قالی نقشه می‌خواست؛ نقشه را نقاش می‌کشید. هر چه نقاش بود, نقاش قالی بود. شمار نقاشان زیاد بود. در نقشه‌ی قالی تنها اسلیمی، بادامی، کشمیری، گل شاه‌عباسی نبود. شکار و پرنده؛ بزم خسرو و شیرین هم بود. www.mirzacarpet.blog.ir

افشین سامی نقشه را با جبر و بافتن را با اختیار استعاره کرد؛ با مطایبه نوشت:

زندگی بافتن یک قالیست

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعیین کرده

تو در این بین فقط می بافی

نقشه را خوب ببین

نکند آخر کار

قالی زندگی ات را نخرند !

 

یکنواختی بافتن قالی و تکان ننوی کودکان، مادران را به سرودن و خواندن شعر کشاند. لذا باید گفت: زنان نخستین شاعران ایرانی بودند. لالایی شعر مادر برای آرامش کودک تو خط نقوش قالی در فصول سال پنهان است. این اشعار هجایی شفاهی در شهر، روستا، ایلات ار ۳هزار سال پیش را زنان پدید آوردند. پس از گردآوری آنها باید سبک، مکتب، محتوا، با قیاس با شعر عروضی و ترانه های سده ۲۰ فارسی تحلیل شوند. لالایی شیرازی زیر از کتاب تاریخ ادبیات کودکان ایران، جلد ۱ آمده: لالالا عزیز کبک مستم!/ میون کبک ها دل بر تو بستم.

 

در چند هزار سال، بر سنگ قبرها نام‌ این ایزدان رحمت آمد: اگنی، میترا، ایزیس، اوزوریس، ژوپیتر، زئوس. ایزدان هم میرا بودند. ناتوانی آنها در حفظ پیروان در این بیت آمد: “دین، زهر است، دشمن کودکان دهر است.” ریشه ضدنیروی غیبی در کل دوران باستان در سومر، مصر، تمدن وِدا در آثاری بجا ماند. این آثار با انتقاد از دیدگاه‌ دینی، موجودیت خدایان را با پرسش و شک طرح کنند. “آهنگ‌های چنگ‌نواز” از ۲۱۰۰ ق.م. در پادشاهی میانه مصر کهن‌ترین متن‌ شک به خدایان باشد.

 

با زوال مهرگرایی، زروان، مانویت خدایان آنها هم مردند. در شوروی از انقلاب ۱۹۱۷ تا فروپاشی ۱۹۹۱ علیه خدایان جنگ سازمان‌یافته، گسترده، درازمدت شد. در غرب بویژه اروپای غربی از شمار مومنان کاسته شوند. با نشر کتب، برنامه های مجازی، شبکه های بیخدایان، با غلبه علم در تمدن مدرن، قوانین از شریعت جدا شوند.

 

منابع. ‏۲۰۲۳‏/۰۱‏/۰۷ فاکتها از ویکی پیدیا با ویراست آمده اند.

جلیلیان- احمدپناه ۱۳۹۱ تأثیر باورهای دینی و اسطوره ای بر فرش های روستایی باف همدان https://goljaam.icsa.ir

https://hawzah.net/fa/LifeStyle/View/54129/  ۱۳۹۷ خرافه های رایج در ایران  

https://iranicaonline.org/articles/zurvan-deity  ایزد زروان

https://jjhjor.alzahra.ac.ir/article_3584_3d310d51d76c025ebc7889939f15b36b.pdf واکاوی نشانه های آیین مهر در سودابه صفری سنجانی -مهناز محمدزاده میانجی، نقوش آثار سنگی تمدن باستانی جیرفت ۵۰۰۰ سال پیش.

یوسف مجیدزاده ۱۹۸۲ جیرفت کهنترین تمدن شرق، تهران، ۲۴۸ ص.

 

Taghi Kimyai-Asadi فیسبوک ۰۴۱۲۲۱: خرافات مانند اعتقادات ادیان مجموعه ی ایده ها و باورهای بی پایه هستند. آنها در تاریخ ‌یک جامعه با هدف توجیه، چاره جویی، ادراکات محیطی، تخفیف احساسات تلخ، ترس ها، اضطرابات ابداع شدند. از جوامع نزدیک و ‌دور مانند ویروس و میم خرافات از نسلی به نسل دیگر بطور عمودی و بین افراد همان نسل بطور افقی سرایت کرده و می کنند. میم واحد انتقال فرهنگ است؛ مانند ژن، واحد انتقال وراثت. بقول ریچارد داوکینز. نمونه: وجود عفریتی خاص در باورهای زرتشتی که با نگاه به هر شخصی موجب آسیب یا مرگش می شد، ایده ی خرافاتی چشم زخم‌ و نظر قربانی را موجب شد.

 

خرافه چشم زخم به اعراب حتی در آیه ی وان یکاد رخنه کرد. شکست هخامنشیان از اسکندر و چیرگی سلوکیان بر ایران باعث نفوذ برداشت های خرافاتی زیادی از یونانیان به ایرانیان شد. مزاج های ۴گانه ی دم، صفرا، بلغم، سودا یا سازگاری سرد و گرم غذا، ریشه در ارکان اربعه با جهل ساختار جهان رایج شدند. این خرافات را فیلسوفان یونان‌ با شبه منظق سازگار کردند. چنان ریشه ی عمیقی در خاورمیانه دوانده که در باور عامی حتی در طب اسلامی و سنتی در آمد. عدم سازش ۲ غذا در یهودیت هم رواج دارد.

 

یکی از به اصطلاح فیلسوفان اسلامی چنان به این امر باور داشت که هرگز ترشی و ماست نخورد. او باور داشت ترشی ‌فلجی را در سرد مزاج بیاورد. روزی نیست که در دنیای مجازی کامنتی برای تشخیص و‌ درمان این مزاج ها نوشته نشود. در ۳۱۰۰ سال پیش یک یونانی کتابی احمقانه و نامطلعانه در باره ی تعبیر رویاهای خواب نوشت. این کتاب گرفتاری عمیقی در اذهان مردم خاورمیانه و غرب ایجاد کرد. یکی از تعبیراتش این بود: اگر خواب دیدید یکی از دندانهایتان افتاده حتما پدر یا مادرتان میرند؛ یا اتفاق بدی برای آنها افتد. طوری که یک بار مامون خواب دید که همه ی دندانهایش افتاد. تعبیر کننده با چاپلوسی به او‌ گفت: همه ی عزیزانت قبل از تو میرند. مامون که در تاریخ اسلام شاید تنها خلیفه معقول بود، عصبانی شده؛ دستور مجازات او را داد.

 

خرافات چنان ریشه‌ دوانده که یک شخص ممکن است از انجام‌ کار مهم یا حتی ناچیزی صرفا به این علت دست بکشد که‌ مخاط بینی شخص دیگری یا خودش با ذره ای در هوا تحریک شده؛ قبل از آغاز انجام‌کار موجب عطسه ای شود. عطسه در واقع برای این بوده تا محرک از بینی آن شخص خارج شده؛ یا مخاط بینی مرطوب شود.

 

استخاره کردن از یک‌ کتاب بی سر و ته برای اجازه گرفتن کسانی در انجام کار در تصمیم گیری است. آنها با بی کفایتی ناشی از عدم آموزش، ضعف ذاتی، عدم اعتماد به نفس، حماقت- به استخاره رو کنند. خبر موثق دارم که جلیلی در مذاکرات برجام هر بار که مستلزم تصمیمی بود به قم زنگ زده؛ استخاره طلبید. اثرات گردش ستاره ها، سیارات، ماه بر ساعات نحس و‌ سعد، بروج زودیاک، تاریخ تولد بر سرنوشت شخصی هم از همین باورهای خرافی هستند.

 

در علم اثر نزدیک ترین سیاره بر روی هر شخصی صرفا نیروی جاذبه فیزیکی آن و‌ معادل نیروی جاذبه ی شخص دیگری در فاصله ی یک متری او است، یا ازدواجی رخ نمی دهد مگر قمر در عقرب نباشد. شوم بودن ‌جغد و توانش برای فروریزی زندگی یک خانواده را شاید شنیده باشید. بچه زود نیروهای طبیعت را فهمیده؛ قاشق غذا را موازی به دهان برده؛ تا جاذبه، غذای تو قاشق را پایین نکشد. ولی میمون قاشق را عمودی برای لیس زدن مکرر لبه به دهان برده؛ غذا بیرون ریخته و پایین کشیده شود.

 

خرافات ادیان از وجود خدایان، شیاطین، زندگی بعد از مرگ، قیامت، وحی، روح، هزاران‌ ایده ی بی پایه دیگر در تمامی جوامع حتی در بدوی ترین قبائل بصور مختلفی بیماری همه گیری است. خرافات فرهنگی و اجتماعی محتاج درمان‌ توده‌ها یند. فکر کنید ایده ی بی پایه وجود موجوداتی که از آتش بدون دود شکل گرفته؛ قابل رویت نیستند. اما انها ما را می بینند. می توانند در وجود‌ ما فرو بروند بدون این که ما بتوانیم بر آنها اثر بگذاریم. با هیچ وسیله ای هم نمی توان‌ بوجود آنها پی برد. این ناشی از توهم‌ اعراب بادیه نشین در شنزارهای تاریک شبهای پر بادی بوده که پیچش باد در شن ها صداهای عجیب و غریبی ایجاد کرد، موجب باور به جن‌شده که سوره ای در قران به آن اختصاص دارد.

 

در سده ۲۱ رهبر کشوری با سابقه ی تمدن چند هزار ساله جن را با ویروس کرونا قاطی کرد. دستور استخدام اجنه ها را با این باور داده که سازمان موساد و سیا اجنه های کافر ضد اسلام را استخدام  کرده اند. بر اساس همین ذهنیت ها کشور را اداره می کند. همان فیلسوف دینی هم توجیه کرده بود که جن همان ویروس است. آنها مغرورانه خودشان را هوموساپینس و یا اشرف مخلوقات فرض گرفته اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)