“در نبود یک بینش و یک تئوری ساختار شکن و ساختارساز، فروپاشی سیاسی در بهترین حالت به بازتولید نهادهای ناکارآمد در ظاهری جدید خواهد انجامید” ناتالیا سولژنیتسن

 

کتاب مشروطه نوین را می توان روایتی از تاریخ مشروطه ایران دانست که نویسنده تلاش دارد  با برشمردن ضعف های این حرکت مشروطه خواهانه، طرح مشروطه خواهی جدیدی را برای آینده درافکند. این نظریات به لحاظ تئوریک و تجربه سیاسی متکی است به نظریات سه روشنفکر؛



-نگاه موافق فوکویاما به دولت مقتدر در کشورهای بدون نهادهای توسعه یافته مدنی

-نقد آرامش دوستدار به فرهنگ دینی و گرایشات مذهبی روشنفکران و سیاستمداران ایرانی در دوره مشروطه و انقلاب ۵۷

-و نگاه انتقادی داریوش همایون به سلطنت طلبان و پهلوی دوم

 

 در این بخش تلاش دارم با عبور از خوانش تاریخی کتاب، تنها به صورت خلاصه بخش های از کتاب را که مربوط به مشروطه نوین است را بیان کنم.

-بازنگری مشروطه در دو رکن ساختار ساز تاریخ و تمدن ایرانی، یعنی دین و سلطنت باید صورت بگیرد تا بتواند الترناتیوی برای مشروعه ضرورتا اسلامی موجود بسازد.

 

بهترین راهکار مشروطه خواهان برای خردسالاری بجای میان مایه سالاری چیست؟

-انتخاب پادشاه از سوی مهتران ایرانی در مهستان مشروطه نوین از میان شایسته ترین ها و برای دوران مشخص.

-نهاد را نمی توان و نباید به گرداننده آن تقلیل داد. در فردای ایران نیز، پادشاهی را نباید به پادشاه تقلیل داد.

-در مشروطه نوین، پادشاه ابزاری است برای جاودانگی ایران، نه برعکس

-شخص همواره ناقص است. نهاد را باید درست ساخت.

-مشروطه نوین، نوشخوار جاوید شاه نیست. باز اندیشی و بازآفرینی مشروطه برای هرچه جاودانه تر ساختن ایران است.

-گسست حقوقی و فرهنگی و سیاسی از قوانین ظلل الهی و حزب الهی

 

چرا دولت مقتدر و متمرکز برای ایران فردا ضروری است؟

-واقعیت این است که به ویژه در کشورهای در حال توسعه، حکومت های ضعیف، نالایق یا کاملا صوری سرمنشاه بسیاری از هولناک ترین مشکلات بوده و هستند.

-شوراهای شهر و روستا نخستین حلقه های فساد در ملوک الطوایف فاسد اسلام اند.

تجربه اندونزی به ما چه میاموزد؟برگرفته از نظریات فوکویاما

-“در پی همین تکه تکه شدن مسئولیت و قدرت بود که نرخ فساد و فرصت های جدید برای توسعه ی فساد اداری در دو بخش عمومی و خصوصی با شتاب هرچه بیشتری رو به رشد گذاشت؛فسادی که دیگر به راس قدرت خلاصه نمی شد و مثل قانقاریا به تمام سطوح سرایت کرده بود”

-“پیش از هرکارزار انتخاباتی یا درست پس از ان است که نرخ مجوزهای صادر شده برای استخراج معادن جدید، رشد قابل توجهی را نشان می دهد.”

چرا مشروطه خواهان مدافع دولت مقتدر، با “ملت سازی” و “مدیریت مردمی” و “مدیریت شورایی” مخالف اند؟

– برای نجات ایران باید بر پروژه “دولت سازی” تکیه کرد که توان مقابله با فساد و قدرت اولویت بندی ملی را دارد. سه پروژه ذکر شده در بالا با توجه به تجربه کشورهای که نهادهای مدنی توسعه نیافته دارند نتیجه ای جز گسترش فساد و عقب افتادن پروژه های حیاتی ملی ندارد.

 

نگاه مشروطه خواهان به دین درعرصه عمومی چیست؟

اگر ایمان فردی حریم خصوصی ست و محفوظ در عقل و در قانون، تدوام بسط حوزوی اسلام در حریم عمومی توهینی خواهد بود، به شعور و به شخصیت ملی ما ایرانیان.

-برای بنا نهاد دولتی مقتدرو متمرکز و کارامد، دولتی که در آن پادشاه قانون نیست و قانون پادشاه است، بیش از انکه به صندوق رای نیاز داشته باشد، به اندیشه و به اراده و به مشتی آهنین نیاز خواهد داشت. مشتی برای له کردن بساط اسلامی فاسد و تبهکاری سازماندهی شده ی آن.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)