بسیاری از امثالهم، به طور کلی به ادعاهی حمایت حقوق بشر و دمکراسی و خیرخواهی برای مردم ایران از سوی حکومتهای غربی و متحدان منطقهای اش اعتماد نداریم، برای این عدم اعتماد کارنامه ننگین استانداردهای دوگانه و چندگانه غربیان در طول تاریخ معاصر تا اکنون به صورت مستند موجود است، آن قدر این ادعاها کذب و پرتناقض و حتی مضحک است که برای دقایقی نمیشود فکر کرد و به هیچ تردید مردود است، عملکرد ظالمانه و جنایتکارانه غربیان در تحریم ملت و مردم عادی ایران حتی در کالاهای بشردوستانه و بسیاری از ملت و مردم دیگر جهان، از دخالتهای ضد بشری و ایجاد جنگ داخلی و تجزیهطلبی و تا خیانت به فعلان حقوق بشری و آدمفروشیهای آنها!
هنوز خاطره عجیب فروختن روح الله زم در یادها مانده است، چگونه او به دام حکومت ج.ا افتاد و سرش بر دار رفت؟!
امروز که حکومت جنایتکار اخوندیستی ج.ا بعد از سرکوبهای جنایتکارانه و وحشیانه مردم معترض، طبق روال همیشگیاش میخواهد دادگاههای فوری اعدام و قتل زندانیان راه به اندازد، قطعا اعترض غربیان بلند میشود، امثالهعم قبلا و بارها گفته ایم که دلایل حقوقی و عقلانی مخالف اعدام و ترور و قتل عمد هر کسی هستیم، در این زمانه پر استرس و شلوغی که تمیز حق و باطل به دشواری است، برگزاری دادگاهها فوری و صدور احکام اعدام، یک اقدام نامقبول است، ایجاد رعب از طریق قتل و کشتار و ترور یا اعدام از سوی هر طرف، چه حکومتیان و چه مخالفان محکوم است، اعدام افراد زندانی، قابل قبول نیست، در جریان اتفاقات دهههای چهل و پنجاه منجر به بهمن ۱۳۵۷ و سالهای بعد شاید صدها نفر و یا بیشتر، احکام اعدام صادر شد یا ترورهایی صورت گرفت، امروزه بعد سالها معلوم شده حتی افراد بیگناه و اشتابهی اعدام و به قتل و ترور حذف فیزیکی شدند!
یکی از دلایل متعدد مخالفت با اعدام و ترور و قتل عمدی همین ارتکاب اشتباه است، سوءاستفاده از خطر کشتن انسانها برای صرفا ایجاد ترس و رعب و وحشت (تروریسم) و یا انتقامجویی، مسئله کشته شدن و یا کشتن در جنگها مسلحانه که طرفین هر دو بر روی هم اسلحه میکشند و جنگ واقعی میکنند فرق دارد با تظاهرات و احیانا اترکاب برخی اعمالی که صدمات مادی میزند، حتی اگر منجر به کارهایی علیه انسانهای دیگر شود اما د رنهایت منجر به قتل عمد نشود، سزایش اعدام نیست، بحث جدا اسلام و فقه شیعه ولایت فقهی است، اینجا مغلطه اینکه در اسلام و فقیه ولایت فقهی چه گفته مطرح نیست، اما در چرندیات توجیهگری اینها نیز همین طوری الکی حکم مرگ کسی نمیدهند، توسعه مفهوم محاربه از جنگ با سلاح را به اعتراضات و شورش و غیره که منجر به صدمات جسمی و مالی شده و اما منجر به مرگ کسی نشده، نبایست حکم اعدام داد، خیلی بدیهی است اگر این روال از سوی طرفهای مقابل صورت گیرد و در فردای براندازی احتمالی حکومت ج.ا همین شیوه از سوی برندگان قیام در مقابل ج.ا اعمال شود علیه حکومتیان و آمران و عاملان همین ترورها و قتلها و اعدامهای از سوی ج.ا و طرفدارنش، آیا همینهای امروزی ج.ا صدای قتل و اعدام خواهی در برابر معترضان میدهند، آه و فغان وامضلوما سر خواهند داد!
برای همین خطرناک بودن و غیر قابل جبران بودن اشتباه اعدام قتل عمد و ترور، امثالهم همیشه حداثکر مجازت حبس ابد در نظر میگیریم، چرا که بر فرض اگر کسی مستحق مجازاتی معادل مرگ باشد مثلا مرتکب قتل عمد شده بخصوص درباره افراد بیگناه و ناسزاور مرگ، حذف او از زندگی عادی و محکوم به حبس ابد بویژه با شرط عدم گذشت، دست کمی از مرگ ندارد، فقط اینجا اگر بعد زا سالها، تجددی محاکمه شده و اثبات شد حقش حبس (معادل مرگ!) نبوده، لااقل باقی عمرش میتواند زنده بماند، این گفته اگر مرتکب اشتابه بشوند از اولیای دم رضایت بگیرند، برای توجیه اعدام بعدی است، وگرنه برای کسی جانش از دست داده که بخشش و یا عدم بخشش اولیای دم چه سودی برای جان باخته دارد؟! ارزشمندترین دارای فرد همان جانش است، اگر جانش از دست بدهد با چه چیزی کسی میتواند این زیان به او را جبران کند.
بگذریم، به مسئله عدم اعتماد به غربیان، در مطلب قبلی قضیه کاربرد بمب اتم توسط امریکا و البته تهدیدهای همیشگی دارندگان بمب اتم به سایر کشور و ملتهایی که فاقد این سلاح هستند، اینکه به بهانه خطر احتمالی ساخت سلاح هستهای بیش از بیست سال است مردم و ملت ایران گرفتار تحریم و رنج کرده است، از طرفی مردم ایران گرفتار حکومت استبدادی و مافیای و ظالم و فاسد و جنایتکار کرده که چند نسل فرصت و زندگی که حقشان بوده از اکثریت گرفته، از سوی با تحریمها و اقدامات دشمنان خودساخته ج.ا مانند غربیان و متحدان منطقهایاش کشور و مردم ایران روبرو هستند.
اما با این وجودف امثالهمف یکی از اشتباهات پرخسارت راهبردی سیاست خارجی حکومت ج.ا همین
قضیه غربستیزی و کلا دیگرستیزی حکومت ایدئولوژیک ج.ا میدانیم، اینکه غربیان و امریکا و اسرائیل خوبند یا بدند، یا در ادعای حققو بشری و دمکراسی برای دیگر مردم و کشورها دروغگو هستند یک چیزی است و اینکه نباید با این کشورها خصومت دائمی داشت چیز دیگر، به همان دلایلی که حتی ایران تحت حکومت ج.ا بایست با چین و روسیه و … روابط خوب و عادی داشته باشد، باید با غربیان و متحدانش رابطه خوب و یا لااقل عادی و غیر خصومتآمیز داشته باشد، چرا؟
چون منافع ملی ایران ایجاب میکند، طی ۴۳ سال این غربستیزی و دیگرستیزیهای حکومت ج.ا عمدتا جز خسارت و تحریم و هزینههای سنگین ضد منافع ملی و مالی و عمری و جانی برای مردم ایران در برنداشته است.
این سانسورها و خودسانسورهای اجباری و خشونت علیه منتقدان و مجبور به سکوت کردن منتقدان و نگذاشتن گفتن سخنهاشان، فردای هولناکی در انتظار مردم ایران و بقیه جهان خواهد بود، وقتی عدهای با هیاهو و تهمت امثالهم و کسانی کمابیش نظراتی مشابه دارند متهم میکنند و نمیخواهند سخنمان به سمع و نظر عموم مردم و خواص برسد، مثلا درباره خطر حملات خارجی به نیت نابودی زیرساختهای دفاعی و اقتصادی و غیره (و نه کمک به معترضان و قیام کنندگان ضد ج.ا) و جنگ داخلی در اثر تجزیهطلبی و سرنگونیخواهی بدون هیچ پیش بیین و کنترل بعد از سرنگونی احتمالی ج.ا، یعنی در خوشبینانهترین حالت مسئولیت گریزی براندازیخواهان و در بدرتین حالت نیات ضد ایرانی وضد مردم ایرانی داشتن است،اینکه فعلا باید حکومت ج.ا براندازند و بعدش خود به خود رهبران پیدا و حکومت ملی تشکیل میشود و آن تجزیهطلبان تا دلهدزدها هم مثل بچههای خوب با یک تشر مبصر کلاس انقلاب دمکراسی خواهی اینان کنار وامیایستند و تماشا میکنند که این جنابعالیان قیام انقلاب براندازی ج.ا کنند و دولت دلخواه خویش تکشکیل بدهند! به همین سادگی؟!
خوب است که لااقل نسلهای حاضر تجربه اتفاقات ۱۳۵۷ را هنوز در خاطر دارند و یا یکی دو نسل قبلی به آنها انبوهی از مستندات آن اتفاقات هولناک بعد به اصلاح انقلاب بازگفته و یا به چشم خود دیده اند، چه سالهایی که در بحران جنگ داخلی و جنگ ۸ ساله و ترور و قتل و اعدامها و شکست خواستهای مردمی که قیام کردند و در نهایت منجر به استقرا و تثبیت این حکومت مافیایی ج.ا شد و این همه مصائب و ظلم و فساد و جنایت را تحمل کردند، حالا یک عده از کجا معلوم بهتر باشند از ج.ا، در حالی هنوز به قدرت نرسیده دارند تهدید و پرخاش میکنند حتی به منتقدان؟!
از کجا معلوم وضعیت شبیه لیبی به مراتب بدتر برای ایران پیش نیاید، به طوری برخی گفته اند، از بس وضعیت بعد سقوط حکومت دیکتاتوری قذافی بد شده، بسیاری مردم لیبی پشیمان شده اند و میگویند قذافی بهتر بود! احتمال دارد اگر به روش همان لیبیها عمل کنند، عاقبت آرزو کنند ای کاش همچنان آخوندیستها بر آنها حکومت میکردند، حاکیت آن ضرب المثل نشود که:
از ترس عقرب جراره، به مار غاشیه پناه بردن، نشود داستان و از دل این اعترضات (هر چند بر حق) یک حکومت بدتر و در جهنمی از جنگهای داخلی و تجزیهطلبی، دردی از مردم کم نشود و بر دردهایشان برای دهها سال دیگر افرون شود؟!
راحت حکم میدهند بروید اموال مردم و ملی و عمومی تخزیب کنید، سر چله زمستان، نیروگاههای برق و خطوط انتقال انرژی برق و گاز منهدم کنید (به بهانه اینکه حکومت درامد کسب نکند!) و یا مراکز تولید و خدماتی مهم مورد نیاز کشور با اعتصاب طولانی فلج کنید، انگاری هیمن فردا قررا است حکومت ج.ا جایش به دولت سکولار دمکراسی بدهد! فکر نمیکنند ممکن سالها جنبش اعتراضی طول بکشد و مردم عاید چطوری زندگی کنند یا اصلا زنده بمانند؟!، در حالت خوشبینانه یعنی بیمسئولیتی و در حالت بدبینانه توطئه ضد مردم، کم مردم ایران از ظلم و فساد و جنایت حاکمان ج.ا و دشمنان ج.ا عذاب و مصیبت کشیده اند، حالاها عدهای به بهانه مبارزه و جنبش اعتراضی ضد ج.ا بیاند مصائب بیشتری برای زندگی مردم درست کنند و به تمامیت ارضی و منافع ملی فعلی و نسلهای آینده ایران حسارت بزنند و یا مترکب جنایت بشوند! و انتظار داشته باشند بقیه هیچی به آنها نگویند و حتی توقع داشته باشند از آنها حمایت کنند؟!
قطعا این جنبش اعترضی و خیزش و قیام میتواند فرصتی برای مردم ستمدیده ایران باشد و اگر به درستی به روشهای غیر خشونتآمیز ادامه یباد تا فاز نهایی- که ناچار با حرکتی سخت احتمالا مواجه شود و اما آن زمان دلیلی برای تبدیل به جریانی خشونتآمیز نباید بشود- اصل زنده نگه داشتن جنبش اعترضی و مطالبه خواهی حق زندگی نرمال انسانی و حقوق بشری و سایر خواستهها باید ادامه داشته باشد.
برای روشن اندیشی درباره سری مطالب جنگ های اباطیلی بایگانی را مرور کنید
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/korooshbotshekane
نمونه دیگر نوشتارهای مشابه
https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/botshekan

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.