چکیده :نام بزرگمردانی همچون کروبی و موسوی تا ابد در بلندای تاریخ ماندگار خواهد ماند. به عنوان نماد کسانی که نه تنها در برابر ظلم و زور سر خم نکردند بلکه روحیه حق خواهی را در یکی از تاریکترین دورانهای این سرزمین، زنده و بارقه امید به آینده را در دلهای مردم، روشن نگاه داشتند. …

 

بهرام اربابی

 

«و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد» (از بیانیه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران در مورد شکنجه در بازداشتگاهها – اسفند ۸۸)

هفتاد و ششمین زادروز شیخ مهدی کروبی، همراه همیشگی ملت را به این بزرگمرد در حبس، خانواده ایشان و همه همراهان و حامیان جنبش سبز، تبریک می گوییم.

امروز بیش از هر زمان دیگری تاثیر ایستادگی کروبی و کروبی ها طی چهار سال گذشته، در فضای سیاست ایران و حتی در سطح بین المللی قابل مشاهده است. اراده ای که طی این چهار سال، به بالاترین بخشهای حکومت هم سرایت کرد و امروز می شنویم که پس از آزادی شماری از زندانیان سیاسی، عده ای دیگر هم در آینده ی نزدیک آزاد خواهند شد. امروز می شنویم که دید جامعه جهانی نسبت به ایران در حال تغییر است. امروز از برملا شدن دزدی های نجومی عوامل دولت کودتا از حساب مردم، می شنویم. آیا اینها به جزاندیشه هایی بود که کروبی و کروبی ها در ذهن خود می پروراندند؟

مهدی کروبی از آن روز که با مردم عهد بست که تا «آخرش» خواهد ایستاد، اراده آهنین خود را به دیکتاتورها و همه کسانی که در اندیشه نابود کردن صدای آزادی خواهی ملت بودند، نشان داد. او پس از سه بار سوء قصد به جان خود، با مرخص کردن محافظان خود گفت: «این نوع اقدامات نه تنها در اراده من خللی ایجاد نمی‌کند بلکه عزمم را در احقاق حقوق معطل مانده مردم جدی تر می‌کند و به گردانندگان جریان تمامیت خواه اعلام می‌نمایم که تا آخرین قطره خون ازاین راه و هدف مقدس برنخواهم گشت».
به راستی که هیچ چیز مقدس تر آزادی خواهی و دفاع از آزادی خواهان وجود ندارد.

مهدی کروبی همواره یار و یاور زندانیان سیاسی و خانواده آنها، پشتیبان خانواده شهدا و وکیل مدافع مجروحین و مظلومین بوده است. او افشاگر شکنجه‌های وحشیانه‌ای است که قربانیان آن، با بدن‌هائی ناقص و در شرایطی بسیار خطرناک در بیمارستان‌ها یا خانه‌های خود بستری بودند. کروبی در نامه ای خطاب به یکی از منتقدین افشاگری هایش نوشت: « به دیدار خانواده‌ای رفتم که زن جوانی در منزل داشتند که در حوادث اخیر به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است، پس از گذشت ۶۰ روز، هنوز آثار کبودی بر صورت این زن نمایان بود. دست این زن نیز از چند جا شکسته و هنوز به گردنش آویزان است. کروبی به عنوان یک نمونه دیگر، از جوانی نوشت که هم اکنون در بیمارستان بستری است و او را با وصل لوله‌ای به شکم تغذیه مصنوعی می‌کنند. دبیرکل حزب اعتماد ملی در این مورد نوشت «یک چشم این جوان را تخلیه کرده‌اند و چشم دیگرش نیز در معرض نابینائی قرار دارد. سر این جوان پر از ساچمه است. او چندین بار مورد عمل جراحی قرار گرفته و هنوز هم باید عمل شود»

شاید در دنیای سیاست، کمتر کسی را بتوان یافت که مانند مهدی کروبی با مردم، اینگونه صادق و بی پرده سخن بگوید. او در بیانیه هایش هواره صداقت، نوع دوستی و کرامت انسانی را فریاد می زند. مهدی کروبی در بیانیه ای خطاب به ملت ایران نوشت: «خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم»

دستگاه عریض و طویل افترا، دروغ و پرونده سازی کودتاچیان، یک روز هم بیکار ننشسته بود. از درخواست اعدام گرفته تا حمله های خیابانی و اتهام وابستگی به اسرائیل. اما کودتاچیان چه ساده انگارانه می اندیشیدند مهدی کروبی که عمری را در سیاست سپری کرده، تحت تاثیر این جوسازی و تهدیدها، تسلیم می شود. او در مقابل این صحنه آرایی های تکراری و نخ نما شده گفت: » وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است»”

نام بزرگمردانی همچون کروبی و موسوی تا ابد در بلندای تاریخ ماندگار خواهد ماند. به عنوان نماد کسانی که نه تنها در برابر ظلم و زور سر خم نکردند بلکه روحیه حق خواهی را در یکی از تاریکترین دورانهای این سرزمین، زنده و بارقه امید به آینده را در دلهای مردم، روشن نگاه داشتند.

امروز، او در خانه ای خالی از نور به ورای پنجره های میخکوب شده می اندیشد و می داند که اراده ملت را نه در بن بستِ تحجر و افراط می توان محبوس کرد نه در خانه یِ امنِ سیاهی و دروغ.

و ما،
به یاد می آوریم،
وقتی گفت:
«من، مهدی کروبی فرزند احمد، صدایم خفه نمی شود»

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)