ویدئویی از رقص و پایکوبی زنان زندانی، از جمله نرگس محمدی، در فضای مجازی منتشر شده و واکنش‌های متفاوتی را به همراه داشته است. برخی این ویدئو را به سود نرگس محمدی تعبیر کرده و برخی دیگر آن را دستاویزی برای حمله به او و دیگر زنان زندانی قرار داده‌اند. عده‌ای نیز این ویدئو را اقدامی در راستای سفیدنمایی زندان‌های جمهوری اسلامی یا حتی توطئه‌ای برای سرکوب بیشتر زنان زندانی دانسته‌اند.

برای کسانی که از شادی و پایکوبی زندانیان انتقاد می‌کنند، باید گفت که این رفتار بخشی از مقاومت زندانیان سیاسی در برابر فشارها و سرکوب‌هاست. در مناسبت‌های مختلف، زندانیان سیاسی با شادی و پایکوبی روحیه مبارزه‌جویانه خود را تقویت می‌کنند.

انتقاد به وجود گوشی موبایل در دست زندانیان نیز ناعادلانه است، چراکه داشتن ابزارهایی برای برقراری ارتباط با بیرون از زندان، یکی از راه‌های مهم مقاومت و مبارزه آنهاست. زندانیان سیاسی حتی با پذیرش خطرات و هزینه‌های سنگین، از این ابزارها برای رساندن صدای خود به جهان بیرون استفاده می‌کنند.

نقد عملکرد نرگس محمدی

اگر بخواهیم نقدی به نرگس محمدی داشته باشیم، این نقد باید متوجه سبک کار وی باشد و نوع فعالیتش در حقوق بشر. نرگس محمدی مانند بسیاری از فعالان حقوق بشر بیش از آنکه نگاهش به درون جامعه و در راستای تقویت کار جمعی و تشکیلاتی باشد، به مخاطب خارج و جلب نظر رسانه‌های جریان اصلی است. کنش منفرد، مازادی برای جنبش و قیام مردم ندارد.
گفتن بدیهیات در مورد وضعیت ایران نه تنها کنش سیاسی نیست بلکه سویهٔ حقوق بشری هم ندارد. این مسئله باعث کشیده شدن فرد به سمت فعالیت نمایشی و سلیبریتی شدن می‌گردد.

در گذشته نیز فعالیت مبتنی بر عکس و ویدئو از وی و برخی فعالان دیده‌ایم که مورد انتقاد قرار گرفته است. اما جذابیت رسانه‌ای این حرکات چنان این جماعت را شیفته نموده که نمی‌توانند از آن چشم‌پوشی کنند. تا جایی که برخی چپ‌ها هم که مدعی کار جمعی هستند نمی‌توانند از جذابیت و شوق دیده شدن این سبک کار چشم پوشی نمایند.

در همه جا سلیبریتی‌اکتیوست‌ها تنها فضای رسانه را اشغال می‌کنند و به الگوی انحرافی در امر مبارزه تبدیل می‌گردند. این سبک کار منحصر به نرگس محمدی نیست. نگاهی به عملکرد نسرین ستوده و حسین رونقی نشان می‌دهد که علی‌رغم اختلافات فردی بین محمدی، ستوده و رونقی که برای همگان آشکار است، چگونه این افراد از الگوی واحدی برای فعالیت فردی خود استفاده می‌کنند.

به نظر می‌رسد برخی از فعالان حقوق بشر برای جلب توجه رسانه‌ای و پر کردن رزومهٔ خود، اقداماتی برنامه‌ریزی‌شده انجام می‌دهند که ریشهٔ آن در نگاه بیرون برای کسب جایزه است؛ تا جایی که بین برخی از این فعالان، جلب توجه خارجی و رسانه‌ای برای گرفتن جایزه به رقابت‌های کینه‌توزانه منجر شده‌است. این نوع عملکردها و سبک کار باید مورد نقد قرار گیرد، نه اینکه به زندانی حمله شود که تو اگر بیماری چرا رقصیدی؟ یا چرا رو به قبله نیستی؟ و …

ابعاد امنیتی انتشار ویدئو

پس از انتشار این ویدئو، حملات گسترده‌ای از سوی سلطنت‌طلبان و نیروهای سایبری جمهوری‌اسلامی مشاهده شد. اگرچه انگیزه و هویت منتشرکنندگان مشخص نیست، باید به پیامدهای احتمالی آن توجه کرد. بازسازی بند ۷ و تخلیهٔ بند ۶ زندان اوین که گفته می‌شود برای انتقال زنان آماده می‌شود، ممکن است بخشی از برنامه‌های کنترلی سازمان زندان‌ها باشد.

انتقال زندانیان به این بند جدید، با افزایش سیستم‌های امنیتی و کاهش اشراف زندانیان بر محیط همراه خواهد بود، که این امر می‌تواند کیفیت زندگی آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

امیدواریم افرادی که این ویدئو را منتشر کرده‌اند، ناخواسته در راستای این پروژه‌های امنیتی عمل نکرده باشند. در غیر این صورت، لازم است این افراد به جامعه معرفی شوند و مسئولیت اقدامات خود را بر عهده بگیرند.

یادداشت روز، شنبه ۱۵ دی ۱۴۰۳
مدرسه رهایی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)