دهه هشتادی و بازجوها حرف هم را نمیفهمند!
عزتالله ضرغامی وزیر «میراث فرهنگی و گردشگری» از قول «بازجوی اصلی» بازداشتشدگان دهه هشتادی اعلام کرد که «نه من میفهمم آنها چه میگویند و نه آنها میفهمند من چه میگویم»!
چند روزی که از قیام سراسری مردم ایران در سال ۱۴۰۱ گذشت تفاوت کیفی قیام اخیر با همه قیامهای پیشین به خوبی برجسته شد.
شاید بتوان گفت اولین دلیل و بارزترین دلیل این تفاوت، نسلی جوان در کف خیابان بود که کمتر کسی شناخت درستی از آنها داشت؛ نسل دهه هشتادی.
هر چه روند اعتراضات و قیام به پیش رفت جوانان این نسل بیشتر و بیشتر خود را نشان داده و میدهند؛ امری که دیگر انکار آن برای همگان امری غیر ممکن شده است.
اما اخیر خبری در رسانههای حکومت ولایت فقیه منتشر شد که نوید از ظهور نسلی نو در ایران میدهد که از تمام ساختارهای کهنه سیاسی و دنیای سیاست کلاسیک قدیمی عبور کرده است.
بازجو و دهه هشتادی در دو سو و منتهیالیه یک طیف
عزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی و گردشگری در روز یکشنبه ۱۵ آبان ۱۴۰۱ اعلام کرد که بازجوی اصلی بازداشتشدگان دهه هشتادی به من گفت من یک عمر از آدمهای درشت سیاسی بازجویی کردهام اما این چند روز سختترین دوره بازجویی من بود زیرا نه من میفهمم آنها چه میگویند و نه آنها میفهمند من چه میگویم!
از این نکته بگذریم که وزیر میراث فرهنگی و گردشگری چه ارتباطی با سربازجوی بازداشتشدگان اعتراضات اخیر دارد؟! اما این سخن جای تامل بسیار دارد.
در اینکه نسل دهه هشتادی نسلی کاملا متفاوت از نسلهای پیشین خود است فکر نمیکنم دیگر جای حرف و حدیثی داشته باشد، تفاوتهایی که در طی قیام سراسری مردم ایران خود را به خوبی نشان داد، نسلی که حق آزادی خود را کسی گدایی نمیکند و آن را به دست میآورد.
تفاوتهای نسل شورشی جدید
نسلی که به رغم اینکه در کف خیابان جان میبازد، اما نه خود و نه خانوادهاش ابایی از دادن جان ندارد، نسلی که در بطن انقلابی بزرگتر به نام انقلاب دیجیتال جهانی منصه ظهور پیدا کرده است و مرز کیفی بین خود و نسلهای پیش از خود کشیده است.
نسلی که همراه با جریان آزاد اطلاعات در جهان و با برخورداری از جدیدترین تجربههای روزانه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… جدیدترین کنکاشها، دنیای بدون حد و مرزی را برای خود قائل شده و خود را در تنگنای قالبهای تنگ و تاریک و محصور فعلی برنمیتابد.
این نسل بیش از این بخش عمدهیی از جامعهی کوچکتری که در آن زندگی میکند یعنی خانواده را درنوردیده و اکنون که به سنین بلوغ رسیده است در حال درنوردیدن جامعهی بزرگتر یعنی جامعه به معنای عام آن است.
طوفان تغییر نسلها که میتوان گفت مانند تغییر فاز از دنیای آنالوگ به دنیای دیجیتال در دنیای فناوری است در جامعه ایران همگام و همسو با سایر کشورهای جهان ایجاد شده است، اما برخی یا نمیتوانند یا نمیخواهند آن را درک کنند و به قبول آن تن در دهند، اما یکی از ویژگیهای این نسل آن است که خواسته یا ناخواسته خود را به طرز فکر و جامعه کهنه تحمیل کرده و میکند. [دهه هشتادیها سونامی بنیانکن یا موج گذرا؟!]
این طوفان سر و صدای زیادی ایجاد نمیکند اما پیش از آنکه متوجه شوید جامعه را در مینوردد و همگان را انگشت به دهان و حیران در پشت سر میذارد.
تفاوت ماهوی دهه هشتادیها با قاطبه حکومت ولایت فقیه
آنچه از تمایزات و اختلافات ماهوی نسل جدید که بر شمرده شد، قطع یقین در تقسیمبندی طیفهای مختلف سنی در جامعه ایران معنی و مفهوم پیدا میکند اما آنجا که به تفاوت این نسل با سیستم حکومت ولایت فقیه برمیگردد، تفاوتها فاحشتر میشود و این امر نه تنها فقط به خاطر ویژگیهای نسل مزبور، بلکه به خاطر ماهیت و ویژگیهای حکومتگران در حکومت ولایت فقیه است که با تفکری ارتجاعی از بطن اعصار و قرون گذشته برآمدهاند.
به بیان دیگر کارگزاران حکومت ولایت فقیه که به لحاظ تاریخی مربوط به یک دوره تاریخی پیش از این است پیش از اینکه در ارتباط با نسل دهه هشتادی مشکل روابط عمومی داشته باشد، پیش از آن با آحاد جامعه ایران از نسلهای پیشین اختلاف فاحش داشته و دارد و در طول بیش از ۴۳ سال حاکمیت در عمل نشان داده است که حرف هیچ نسلی را در ایران گوش نداده و نمیدهد.
سرکوب خونین نوجوانان، جوانان، میانسالان و کهنسالان در دوران سیاه دهه ۱۳۶۰
روی دیگر این سخن آن است که حکومت ولایت فقیه از ابتدای روی کار آمدنش، رو در روی نسل جوان آن دوران بود و نتیجه این تضاد در دهه خونین ۱۳۶۰ بارز و برجسته شد زمانی که حاکمان ایران، نسل جوان و شورشی ایران و دیگر نسلهای آن زمان و در آن سالها را به طنابهای دار و جوخههای اعدام سپرد.
اما در حال حاضر تفاوت کارگزاران حکومت با نسل جدید، به خاطر ویژگی خاص این نسل میباشد که همسو و همنوا با همنسلیهای خود در سراسر جهان میباشد.
از این رو، اینکه ضرغامی که خود از هسته پوسیدهی قدرت و از فرماندهان سپاه پاسداران است و «دوستش»! سربازجوی اصلیاش، نه میتوانند و درک این را دارند که دهه هشتادیها را درک کنند. طبعا و مقدمتا این نسل شورشی نیز کهنهپرستان اعصار گذشته را درک نمیکنند.
نسل جدید از تمام ساختارهای مرسوم سیاسی و اجتماعی جامعه عبور کرده
ترجمان دیگر این سخن آن است که جامعه ایران که اکنون و در قیام اخیر توسط نسل دهه هشتادی اداره میشود از تمامی بازیگران کهنه صحنه سیاست ایران به صورت عام و از سران و مقامات حکومت ایران که سیاسیون بالفعل جامعهی کنونی به شمار میروند، عبور کرده و آنها را در گرد و خاک پای خود در گذشته جا گذاشتهاند.
پیام این نسل به امثال ضرغامی و «بازجوی» اصلی حکومت ولایت فقیه در این جمله خلاصه میشود که دوران شما دیگر تمام شده است و عصر ترکتازی شما به سر آمده است.
نسل جدید دیگر آموزههای کهنه برآمده از جاهلیت اعصار را نه میتواند و نه میخواهد بپذیرد. از سوی دیگر نسل جوان شورشی انتقام نسلهای دهههای پیش از خود را که به زور سرنیزه و گلوله تا حدودی مجبور به سکوت شده بودند را نیز از حکومتگران در ولایت فقیه باز خواهد ستاند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.