تقاطع- یوحنا نجدی: طی سال‌های اخیر تعداد زنان شاغل و به ویژه زنان تحصیل‌کرده در بخش‌های مختلف اقتصادی افزایش یافته است. با این وجود، دولت و مجلس اخیرا طرح‌هایی را درباره کاهش ساعت کاری و افزایش مرخصی زایمان زنان مورد بررسی و اجرا قرار داده‌اند. درباره خاستگاه و پیامدهای این طرح‌ها گفتگو کردم با خانم «نسیم سرابندی»، دبیر سابق کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و دانشجوی فوق لیسانس جامعه‌شناسی در دانشگاه ایالتی نیویورک در شهر آلبانی.

خانم سرابندی، بسیار ممنونم از فرصتی که در اختیار «تقاطع» قرار داده‌اید. دولت و مجلس اخیرا در قالب دو طرح، مرخصی زایمان زنان شاغل را افزایش و ساعت کار آن‌ها را نیز کاهش دادند. بسیاری این اقدامات را به نفع فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی زنان نمی‌دانند. نظر شما چیست؟

فکر می‌کنم برای پاسخ دادن به این سؤال نگاهی بیندازیم به وضعیت مرخصی والدین در کشورهای پیشرفته و اینکه مرخصی پس از به دنیا آمدن فرزند تا چه مدت است. طبق آمار، سوئد تنها کشوری است که مرخصی زایمان بلندمدت (۴۸۰ روز) با حقوق دارد که بین پدر و مادر تقسیم می‌شود. پس از آن انگلیس با ۲۸۰ روز، استرالیا با ۱۲۶ روز، برزیل با ۱۲۰ روز، کانادا با ۱۱۹ روز، فرانسه و هلند و اسپانیا با ۱۱۲ روز و آلمان با ۹۸ روز قرار دارند. البته این مرخصی‌ها معمولاً بین پدر و مادر تقسیم می‌شود و همین‌طور میزان حقوق دریافتی هم بین حداقل حقوق تا دریافت حقوق کامل، متغیر است.

مشاهده می‌کنیم که ایران با افزایش مرخصی زایمان از شش ماه به نه ماه آن را به ۲۷۰ روز تغییر داده است. یعنی رقمی مشابه سوئد و انگلیس دارد. مشکل این قضیه چیست؟ چرا از مرخصی والدین در کشورهای صنعتی و پیشرفته استقبال می‌شود اما در ایران چنین دیدگاهی در میان فعالان حوزه زنان و اجتماعی وجود ندارد؟ موضوع دیدگاهی است که پشت این دسته از طرح‌ها نفهته است. تفکری که به دنبال ترویج الگوی سنتی خانه‌داری، فرزندآوری و همسرداری برای زنان است. اگر این طرح را در کنار سخنان و مواضع متولیان امر قرار دهیم متوجه می‌شویم که تشدید در چنین مسائلی چون کاهش ساعت کار زنان یا افزایش مرخصی در بلندمدت به نفع مطالبه برابری و ارتقای جایگاه زنان در بخش اشتغال نیست.

اگر چه معاون اول آقای روحانی، در ابتدا اجرای لایحه کاهش ساعت کار زنان را متوقف کرد، اما چندی بعد آن را برای اجرا ابلاغ کرد. فکر می‌کنید دولت آقای حسن روحانی، تاکنون چه مقدار نسبت به قول‌هایش به زنان متعهد و وفادار مانده است؟

بر این تصورم که بسیاری از طرح‌هایی که در دوره آقای احمدی‌نژاد تصویب شد، بایستی متوقف شود چون سهمیه‌بندی و تفکیک جنستی در دانشگاه‌ها. اما مشکلی که وجود دارد «مجلس» است. در‌ واقع یک سری از این طرح‌ها چون کاهش ساعت کاری زنان متاهل به تصویب رسیده است. این طرح‌ها باید از فیلتری غیر از دولت برای توقف هم عبور کند. اما بر این تصورم که هیچ دولتی، حتی دولت آقای روحانی بدون فشار و یا مطالبه بخش‌های مردمی و مدنی دست به تجدید نظر در سیاست‌های اجرایی نخواهد زد. من تاکنون رویکرد اجرایی چندان مثبتی نسبت به این مسائل غیر از سخن و شعار ندیده‌ام.

به نظر شما اساسا هدف از تصویب و اجرای این‌گونه طرح‌ها چیست؟

همانطور که در پاسخ به سؤال اول ذکر کردم خطر اینگونه طرح‌ها در کشور ما، تشدید و تکرار الگوهای سنتی و هم‌چنین تأکید بر خانه‌نشینی، همسرداری و فرزندآوری زنان است. در عین حال بحران جای دیگری است. زنان هنوز هم نرخ بسیار پایینی در بخش اشتغال دارند. نرخ سیزده تا پانزده درصد اشتغال طی سی سال گذشته تغییر شگرفی نکرده است. این موضوع نشان می‌دهد که نه تنها کاریابی زنان و استقلال مادی آنان تشویق نمی‌شود، که حتی طرح‌هایی شکل می‌یابد که زنان را در‌‌ همان سطح پایین نگاه دارد.

حکومت طی سال‌های اخیر سیاست‌های افزایش جمعیت را اتخاذ کرده و و رهبر جمهوری اسلامی نیز بار‌ها بر نقش مهم زن به عنوان مادر تاکید کرده است. فکر می‌کنید که این طرح‌ها چقدر در راستای اهداف مدنظر حکومت و یا منافع زنان تعریف شده‌اند؟

فکر می‌کنم این طرح‌ها کاملاً در همین راستا ساخته و پرداخته می‌شوند. این حق زنان است که به دنبال اشتغال و حقوق بالا باشند. پیشرفت در کار و ارتقای سطح شغلی بدون آن‌که فرصت‌هایش فراهم باشد امری بسیار دشوار و ناممکن است. افزایش پرستیژ اجتماعی و حضور زنان مستقل و توانا، شکل و صورت یک جامعه را تغییر می‌دهد.

حال تصور کنید که در ساختار فرهنگی و دیدگاهی دستگاه‌های حکومتی و دولتی کشور ما چنین نگاهی برقرار نیست. زنان هنوز هم‌‌ همان مادرانی تعریف می‌شوند که بایستی مرد را به معراج برسانند. آرمان بسیاری از طراحان این‌گونه طرح‌ها در‌ واقع کنترل زنان و نگهداشت چارچوب‌ها و ارزش‌های قدیمی و غیر قابل کاربرد در دنیای امروز است که تبعیض بسیاری برای زنان و موقعیت آنان ایجاد می‌کند.

 به نظر شما زنان ایرانی چگونه و از چه طریق می‌توانند با قوانینی که بر مشکلات آن‌ها در زمینه‌های مختلف می‌افزاید، مقابله و از استمرار آن‌ها جلوگیری کنند؟

اولین گام، آگاهی است. این طرح‌ها را باید خواند و در موردشان سخن گفت. یک بخشی از این تلاش‌ها متوجه کسانی است که در جنبش‌های مدنی فعالیت می‌کنند و بایستی در بخش آگاهی‌رسانی تلاش کنند و دست به فعالیت‌های عملی بزنند. بخش دیگر در‌ واقع خود زنان هستند. اینکه با عقب‌نشینی و یا حمایت از طرح‌هایی که حقوق کم و ساعات کاری را کاهش می‌دهند، سبب‌ساز ادامه یافتن این‌گونه دیدگاه‌ها نشوند.

فکر می‌کنم به هیچ عنوان نباید حیطه اشتغال زنان را وانهاد چرا که رشد اجتماعی و اقتصادی زنان به مشارکت و افزایش کار زنان وابسته است. زنان بدون حضور در محیط کار قدرت تصمیم‌گیری حتی در زندگی شخصی خود را ندارند چرا که استقلال لازم را ندارند. حال اینکه چگونه می‌بایست سطح کار زنان را ارتقا داد و یا تلاش کرد که آن‌ها را در بخش‌های تصمیم‌گیری و مدیریتی قرار داد موضوعی دیگر و گامی پیش‌تر است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)