انقلاب ایران و آب در خوابگه مورچگان ولایی!
صدای انقلاب و اعتراضات سراسری در ایران با اینکه بخشهایی از ولایت فقیه ترجیح میدهند که صدای آن را نشوند اما به گوش بسیاری از ناشنوایان سیاسی که منافع مشترک با حکومت ولایت فقیه دارند رسیده است.
روزنامه اعتماد در شماره روز ۲۳ مهر ۱۴۰۱ در مطلب تحت عنوان «سخنانی برای نشنیدن» با اشاره به اینکه جنبش اصلاحات در حال حاضر در جامعه ایران موجودیتی ندارد، این دلخوشی و وعده را داده است که این جریان شاید در زمان دیگری احیاء شود!
این مطلب میافزاید اصلاحات موهوم و رهبرانش در حکومت ایران همانند همه نیروهای سیاسی درگیر در صحنه، گرفتار تعصبات قبیلهای و اندیشههای باندی و در یک کلام قربانی انحصار و توتالیتاریسم جناح خامنهای قرار گرفتهاند.
ویژگیهای نسل جوان انقلاب نوین ایران
این مطلب سپس به ویژگی خاص اعتراضات اخیر اعلام میدارد که نیروی محرک جامعه موتورهای کوچک جوانی «بخوانید نسل دهه هشتاد یا همان نسل زد» هستند که بیباک و آرمانخواهند و قطعا پس از مدت زمان کوتاهی و تداوم اعتراضات خواهند توانست موتورهای بزرگی را به حرکت درآورند و در انفعال حکومت ولایت فقیه پیشبینی کردهاند که در آن صورت زمان به دشمن حکومت ولایت فقیه بدل میشود. [دختران و پسران نسل زِد (Z) جلوداران قیام و سرنگونی در ایران]
مطلب مزبور سپس اینگونه ادعا میکند که در حال حاضر حکومت ولایت فقیه بنا را بر نشنیدن و عدم اصلاح ساختارهای سیاسی گذاشته است و ادعا میکند که هنوز برای گفتگو دیر نیست و میتوان با شنیدن خواستههای مردم و بدون آنکه کسی احساس برد و باخت بکند گوش به خواستههای مردم بکند و مشخص نیست که در آیندهای نه چندان دور این فرصتها فراهم باشد.
انقلاب در پی شعار اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمام ماجرا
این جریان اصلاحاتی سوخته از این واقعیت غافل است که مردم ایران با بافت سنتی معترضان نه در این اعتراضات بلکه در اعتراضات سال ۱۳۹۶ در شعاری که از سر در دانشگاه تهران به هوا برخاست پایان دوران استماع و شنیدن معترضان از سوی حکومت ولایت فقیه و دستهبندیهای درونی آن اعم از اصلاحطلبی و اصولگرایی را به کناری زده و با شعار «اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمام ماجرا» میخ پایانی را بر تابوت جناحین حکومت کوبیدند و بعد از بروز ۲ اعتراضات بعدی یعنی اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و اعتراضات جاری دیگر این معترضان و به خصوص نسل دهه هشتاد مطلقا بعید است که به پای گفتمان و دیالوگ با حکومتگران بیایند.
شعارهای رادیکال انقلاب مردم ایران و پایان دوران گفتمانسازی
شعارهای رادیکال نسل دهه هشتاد و اقدامات رادیکال و هنجارشکن آنان [البته از دید حکومت ایران] این خواب را از سر حکومتگران به روشنی ربوده است و امیدی به گفتمان با این نسل شورشی نیست هر چند حکومت در یک عمل بعید در روزهای پایانی خود بخواهد آنان را به گفتمان بخواند.
نمونه اخیر فراخوان محسنی اژهای به گفتمان با معترضان بلافاصله جای خود را به سرکوب خونین معترضان داد و مشخص گردید که نه معترضان بلکه جناح هار و غالب حکومت ماهیتا چنین پتانسیلی برای گفتمانسازی ندارد.
نسل زد نه گفتمان و نه راهبردهای اصلاحطلبی را قبول دارند فقط انقلاب!
مطلب روزنامه اعتماد در ادامه میافزاید با اشاره به گسترش نیروهای رادیکال و برانداز میافزاید که این طیف که عمدتا جوانان دهه هشتادی آن را تشکیل میدهد نه گفتمان و نه راهبردهای اصلاحطلبی را برای تغییرات در ایران قبول ندارند و نه تنها نگاه مثبتی به اصلاحطلبان ندارند بلکه آنان را شریک جناح خامنهای میدانند و با طرح شعارهای براندازانه و یکیکردن اصلاحطلب و اصولگرا صحنه را از رقیبی قدرتمند خالی کرده تا به تنها بازیگر موثر بدل شوند.
انقلاب و پایان راه برای هر دو جناح حکومت
مطلب اعتماد سپس میافزاید این روزها که سخنان میانهبازهای اصلاحاتی خریداری ندارد گوشهای جامعه صدای آنها را بهتر میشنود و بر این اساس در این روزها از اصلاحطلبان چه فردی و چه تشکیلاتی برای اصلاح روند کارها و مشکلات حکومت دیگر کاری ساخته نیست.
مطلب اعتماد سپس میخواهد با مینیمیزه کرده اعتراضات سراسری و در حالی که معترضان در کف خیابان به کرات تاکید کردهاند که «دیگر نگویید اعتراض، اسمش شده انقلاب» مدعی میشود که آنچه امروز در ایران میگذرد انقلاب نیست! اما بلافاصله ناچار میشود معترف شود که ویژگیها، پارادیم، ممیزهها، دلایل و شرایط تبدیلشدن به آن را دارد.
سرکوب عامل تسریع انقلاب
روزنامه اعتماد سپس به درستی مدعی میشود که سرکوب گسترده و دائمی نیز آن مردان و زنان میانسال را که نگران وضعیت فرزندان خود در صحنه هستند وادار به حرکت میکند و به حکومت ولایت فقیه رهنمود میدهد که حکومت ولایت فقیه مستقر در فاصله عدم الحاق این دو نیرو دست به کار شوند.
این مطلب همچین رادیکالیزم و تکامل اعتراضات را اینگونه برجسته میکند و نویسنده مطلب اعلام میدارد زمانی به محمد خاتمی رئیس جمهور «اصلاحات» گفتم همه نگرانیام این است که به زودی به جایی برسیم که دیگر صدای شما شنیده نشود چون وقتی سیلاب از راه میرسد جایی برای تبلور رودهای آرام باقی نمیماند.
الجمله اینکه به نظر میرسد امروز و در اعتراضات سراسری جاری آن سیلابهای موعود فرا رسیده است و رودها یا بهتر بگوییم مردابهای اصلاحطلبی و اصولگرایی باید برای همیشه از بین بروند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.