رژیم ضد زن و فاشیست جمهوری اسلامی ایران با به قتل رساندن ژینا امینی بار دیگر جنایت هولناکی را مرتکب شد. قتل ژینا نمونه  ای  فاجعه بار از صدها جنایتی است که رژیم های طالبی در ایران و افغانستان به آن دست میزنند. در و دیوار شکنجه گاه های رژیم مستبد ایران از خون جوانان عزیز چون:فرزاد کمانگرها،شیرین علم هولی ها، ندا آقا سلطان ها،پویا بختیاری ها،نوید افکاری ها گلگون شده است.

 امروز مردم قهرمان ایران با الهام از خون فرزندان عزیز شان  بپا خواسته و شجاعانه در برابر دیکتاتوران می رزمند. رزم مردم ایران و بخصوص زنان و دختران نترس و پیشرو برای ما زنان در افغانستان نویدبخش است.

زنان افغانستان و ایران دردی مشترک دارند. زنان افغانستان سالیان سال تحت حاکمیت های زن ستیز و بنیادگرا جان های عزیز شان را از دست داده اند و زیر نام دین سال ها در کنج خانه هایشان زندانی شده اند. زنان افغانستان بیست سال تحت حاکمیت بنیادگرای مذهبی و دموکراسی دروغین امریکا  جهنم سوزانی را تجربه کردند. در سرزمین ما فرخنده ها،رخشانه ها،تبسم ها سوزانده شده اند، به آتش کشیده شده اند،  و یا به طرز وحشیانه ای گلو هایشان بریده شده اند.

امروز با وحوش دوباره طالبان جانی در سرزمین به خون نشسته افغانستان زنان بیشتر از گ‌‌‌‌ذشته قربانی می دهند و در سکوت مطلق به قتل می رسند. زنان تحت حاکمیت طالبان کوچکترین ارزشی نداشته و هر روز در گوشه و کنار افغانستان به طور مرموزی به قتل می رسند. طالبان حامیان اصلی قاتلان زنان در افغانستان هستند. آنان با شکنجه و زندانی ساختن زنان عملا نشان دادند که از زنان افغانستان هراس دارند. از صدای زن،از اعتراض زن و از مقاومت زنان به شدت می هراسند و با سرکوب در تلاش هستند تا صدای زنان را خاموش بسازند.

زنان افغانستان بهتر از هر زنی درد زنان ایران را به درستی درک می کنند. زنان افغانستان بعد از اعتراضات وسیع مردم ایران با آنان همبستگی عمیق شان را اعلام کردند.

تعدادی زیادی از زنان افغانستان در شبکه های اجتماعی فریاد:«نه به دیکتاتور چه در کابل چه در تهران » سر دادند. به دنبال آن زنان در افغانستان با وجود سایه تاریک طالبانی برای همبستگی با زنان ایران و به یاد مهسا شمع افروزی کردند. زنان در محفل شمع افروزی یاد مهسا را گرامی داشته و مبارزات زنان در ایران را ستایش کردند.

تعدادی دیگر از زنان  افغانستان مقابل سفارت رژیم ترور و وحشت ولایت فقیه دست به اعتراض زدند. آنان با وجود شلیک های هوایی طالبان و تهدید به دستگیری به شعار های شان ادامه دادند. آنان فریاد میزدند« ایران برخاست حالا نوبت ماست».  و به درستی اعلام کردند: در هرکجای جهان وقتی زنی به قتل می رسد و یا تحت ستم واقع می شود به همه زنان مربوط است.

اعتراضات مردم ایران نه تنها مایه الهام برای زنان افغانستان است بلکه مایه الهام برای تمام زنانی است که تحت ستم قرار می گیرند.

سرنگونی رژیم ایران و به وجود آمدن یک رژیم دموکراتیک به معنی  تضعیف گروه های تروریستی در خاورمیانه است. ایران سالها دست خونینی در کشورهای همسایه اش داشته و با مداخلات فراوان ملت های مختلف را به خاک و خون کشانده .

ایران در گذشته با استعمار فرهنگی از مناطق وسیع افغانستان سربازگیری کرده و به جنگ در عراق و سوریه فرستاده است. با ایجاد فضای به شدید مذهبی و تبلیغات فراوان مذهبی و ایجاد مراکز به ظاهر فرهنگی عمیقا بین مردم افغانستان تفرقه افکنده و فراوان از آن سود برده است. و امروز ایران از جمله حامیان اصلی طالبان به شمار می رود.

ایران جاسوس های کار کشته ی را در مراکز فرهنگی اش تربیت کرده و به مثابه نویسنده و شاعر و فرهنگی به سخنگویان خامنه ای بدل کرده . در افغانستان نمونه های فراوان از این انگل های تربیت شده توسط ایران وجود داشته و خون مردم را مکیده اند. به طور مثال: کاظم کاظمی، سید عیسی حسینی مزاری، عبداللطیف نظری، جعفر مهدوی، سید عسکر موسوی، نجیب بارور وغیره . . . که هر کدام در زمان های مختلف به روش های مختلف مردم ما را فریب داده و سود سیاسی برده اند. امروز این نوکران در کنار طالبان ایستاده و مردم را برای بیعت با طالبان تشویق می کنند.

در ۳ اسد ۱۳۸۹ (۲۵ جولای ۲۰۱۰)، روزنامه گاردین براساس «یادداشت‌های جنگ افغانستان» (اسناد محرم دولت امریکا که توسط سایت ویکی‌لیکس در ۲۵ جولای ۲۰۱۰ افشا گردیدند) درمورد روابط تنگاتنگ طالبان با رژیم خون‌آشام ایران می‌نویسد:

«در حال حاضر، یک گروه مشترک طالبان در ایران مستقر اند. گروه مذکور متشکل از ۸ رهبر اصلی اند که هرکدام با هفت محافظ سفر می‌کنند. این رهبران برای استخدام سربازان به داخل افغانستان می‌‌آیند که در گام نخست کارمندان سازمان‌های خیریه و دولتی را مورد هدف قرار خواهند داد، و اگر حملات کامیاب باشند، سپس بر نیروهای امریکایی حمله‌ور خواهند شد. این گروه‌‌ها از تاکتیک حمله و فرار با استفاده از تفنگ کلاشینکوف و بمب‌های کنارجاده‌ای سود خواهند جست.  دولت ایران به هر جنگ‌جو در بدل کشتن یک سرباز افغان ۱۰۰ هزار روپیه (معادل ۱۷۴۰ دالر امریکایی) و کشتن یک کارمند دولت ۲۰۰ هزار روپیه (معادل ۳۴۸۱ دالر امریکایی) می‌پردازد.»

این ها نمونه های بسیار کوچکی از دست درازی ها و مداخلات ایران در میهن ماست.

بدون شک فقط با پیکار تسلیم نا پذیر علیه خون آشامان طالبی و خامنه ای می توان به بهروزی دست یافت. مردم افغانستان و ایران بیشتر از هر زمان دیگری باید در کنار هم پایه های لرزان استبداد طالبی در کابل و تهران را ویران کرده و با همبستگی این دو رژیم را سرنگون کنند.

مرگ بر دیکتاتور چه در کابل، چه در تهران!

آزاده

۳ اکتبر ۲۰۲۲

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)