قتل مهسا امینی جرقه ای زد تا آتشی که ۴۳ سال پیش خاموش شده بود دوباره شعله ور شود..  اعتراض به حجاب اجباری  از روز اول انقلاب آغاز شد . زنان این خطر ارتجاع حاکم را خیلی زود حس کردند و به میدان آمدند و خمینی ناچار به عقب نشینی شد و این تنها عقب نشینی بود که این آیت الله سمج و یکدنده در اوج قدرت و محبوبیت مجبور به قبول آن شد. طالقانی و بازرگان سعی کردن با اختیاری جلوه دادن حجاب و این که اگر یک روسری بر سر کنید هیچ ضرری ندارد داستان را قابل تحمل نشان بدهند  که نتوانستند. رژیم تصور می کرد که با اعمال ترس و هراس و النصر به رعب با اسید پاشی با پونز فروکردن به پیشانی دختران و تبلیغات از جانب دیگر حجاب اجباری را می تواند جا بیندازد. بعد از چهل و سه سال می بینیم که نتیجه چه بوده است.

این حرکت واپس گرایانه که در هیچ  یک از کشورهای اسلامی دیگر سابقه ندارد لطمات بسیاری از نظر اجتماعی ، اقتصادی و حیثیت به ما زده است. در این ۴۳ سال همواره این جا و آن جا اعتراض شده  و استمرار پیدا کرده ولی این رژیم انکار کرده وهمچنان لجوجانه  پافشاری کرده تا به امروز که به انفجار کشیده است.

 برای نظام خیلی آسان بود که ححاب را اختیاری کند چون نه از واجبات دین است و نه پایه مستحکم دینی دارد و نه  آیه واضح و روشنی حتا در قران دارد. قبلاً هم چنین بود و مردم بدان عادت داشتند و مشکل خاصی پیش نمی آمد اما سماجت در این امر بیهوده  بقدری شدید شد که گویی آن را به بقای رژیم گره زده اند. در حالی که مردم شاهد زندگی متولیان دین با بستگان خودشان هستند که اصلا رعایت حجاب و غیره را نمی کنند ولی چون به منبر می روند نطق حجاب می کنند و بادمجان دور قاب چینان رژیم نیز هر روز درمورد حجاب اجباری مدح و ثنا می گوید وحتا  نمایندگان زن مجلس سکوت کرده و خفقان گرفته اند.

ادامه این روند به صلاح جامعه و مردم نیست و نظام با این مشکل بی ثمر و مضحک خود را مسخره عالم کرده است . لشکر کشی کارمندان و خانواده های بسیجیان علیه تظاهرات علیه هواداران حجاب اختیاری برای نشان دادن حامیان نظام نمی تواند مؤثر واقع شود و مردم را دوقطبی کرده و بجان هم می اندازد.

نکته قابل توجه خیزش شهرهای کوچک است که در آنها نظارت قوای مسلح  آسان تر و شدیدتر است ولی مردم شجاعانه به میدان آمده اند و این  نشان دهنده عمق این جنبش است و اینکه حتا در این شهرهای کوچک نیز مخالف حجاب اجباری هستند.

مشارکت زنان با حجاب و چادر نیز بیانگر شکست این پروژه است که باحجاب ها نیز  فریاد می زنند که این نحوه برخورد به آبروی ما هم صدمه می زند ولی به گوش متحجرین  فرو نرفته است.

در مجموع، سیاست جمهوری اسلامی در مخالفت با خواست مردم و آزادی های فردی و فشار آوردن به  آداب و مسایل سطحی از اول انقلاب و پیشه کردن خدعه و تزویر، این بلا را بر سر ایران آورده است که یک بار دیگر خیابان های ما از خون جوانان ما رنگین شود.

ایستادگی بر موضع حجاب اختیاری شاید می توانست رژیم را به عقب نشینی وادارد ولی مردم از فشارهای بیجای حکومت همراه با وضع بد معیشتی و اقتصادی به ستوه آمده اند همراه با تبلیغاتی که بی وقفه از تلویزیون های بیگانه  پمپاژ می شود مردم را به طرف براندازی سوق می دهد.

مدت هاست ما فریاد می زنیم که جنبش سازماندهی و رهبری نیاز دارد . جنبش استراتژی روشنی می طلبد و متأسفانه جوابی نمی شنویم .

امروز می بینیم این اعتراضات بر حجاب خیلی سریع به خواست سرنگونی نظام تبدیل شده بدون اینکه سازماندهی و رهبری و سایر امکانات موجود باشد. افزون برآن این رژیم راه فراری که ندارد که هیچ، سر وادادن هم ندارد و از این بابت با رژیم شاه هم قابل قیاس نیست .در موقعیتی که جمهوری اسلامی قرار دارد اگر می خواهد قلع و قمع کرده و کشتار بزرگی بکند به رفتن خودش کمک کرده و اگر تحمل کند خشم عمومی جارویش خواهد کرد.

رژیم در آین روزها به فکر ایرانیت و  استقلال  افتاده .در حالیکه می دانیم خود رژیم به هویت ملی و فرهنگ ملی صدمات جبران ناپذیری زده و چقدر به مارهای تجزیه طلب در داخل حکومت و مجلس میدان داد و آنها را پروار کرد تا تیشه به ریشه ایران و ایرانی بزنند و همچنان می زنند.

مبارزه برای سرنگونی مستلزم آلترناتیو نیرومند و منسجم و رهبری خردمندانه ای است که کشور رااز این خطرات احتمالی دور نگاه دارد و به شرایط بهتری رهنمون شود.

پافشاری بر برداشتن گشت ارشاد و آزادی پوشش و حجاب اختیاری قابل وصول و تحقق بود ولی عبور یکباره از آن برای سرنگونی بدون داشتن آلترناتیو و  لوازم آن خطر آفرین است .

این سخنان در این شرایط شاید برای بسیاری که می خواهند سریع از شر این رژیم راحت شوند  خوشایند نباشد اما حقیقت را باید گفت گرچه تلخ است . دفاع افراد در مقابل نیروهای انتظامی درست است ولی کشتن کسی مجاز نیست آتش زدن پلیس کار درستی نیست یا اتش زدن ساختمان ها کار درستی نیست. برادرکشی شایسته ما نیست باید خشم و کینه را کنترل کرد.

لازم نیست خطرات گروه های انتقامجو و دست نشانده را یادآور شوم که خود را به پشیزی فروخته اند تا وطن را در معرض فروش و تجزبه ​بگذارند یادآور شوم. ایران نباید دستخوش جنگ داخلی شود.

جنگ داخلی از استبداد هم وحشتناک تراست. به مبارزه باید ادامه داد و برای اتحاد هم کوشش کرد.

ما می خواهیم ملت ما از یک دیکتاتوری به دیکتاتوری دیگر گذار نکنند بلکه به یک زندگی آزاد دست یابند. نظام استبدادی جمهوری اسلامی پوسیده است و دیر یا زود فروخواهد ریخت ولی عمده آنست که کشور و ارکان آن حفظ شود.

یکشنبه – ۳ مهر ۱۴۰۱

۲۰۲۲-۰۹-۲۵

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)