آهوان سُم‌کوب – شعری از مجید نفیسی

سه شنبه, ۶ام شهریور, ۱۴۰۳

منبع این مطلب ایرون

نویسنده مطلب: مجید نفیسی
 

مطالب منتشر شده در این صفحه نمایانگر سیاست رسمی رادیو زمانه نیستند و توسط کاربران تهیه شده اند. شما نیز می‌توانید به راحتی در تریبون زمانه عضو شوید و مطالب خود را منتشر کنید.

 

برای سکینه پایان

هر بار که آبِ به‌جوش‌آمده
سُم می‌کوبد، سُم می‌کوبد
بر جداره‌ی تنگِ کتری،
جاده‌ی کوبیده‌ی ذهنم را
گله‌ی وحشی هزاران آهوی ناگرفته
پُر می‌کند.

سکینه با لَچک سفید بر سر
لبخند می‌زند
و پیمانه‌ی چای را
تکان، تکان می‌دهد.

“سکینه جان!
آیا هنوز هم در تاریکی بامداد
آتش به دلِ سماور می‌اندازی؟”

انگشتانِ گُر‌گرفته‌ام را
زیر آبِ یخ شیر می‌گیرم.
آتش در دل
اما آهوان سُم‌کوب
همه گریخته‌اند.

بیست‌و‌هفتم ژانویه هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌شش

 

The Galloping Gazelles

Majid Naficy

        For Sakineh Payan

Whenever the boiling water

Gallops inside the kettle’s narrow walls,

The travelled trail of my mind

Fills with a wild herd

Of thousands of unbound gazelles.

Sakineh, with white shawl on her head,

Smiles and shakes the tea measure.

“Sakineh, dear,

Do you still light

the heart of the samovar

in the darkness of the dawn?”

I put my burnt fingers

Under the ice cold water.

Fire in the heart

But the galloping gazelles

Have all fled.

 

        January 27, 1986

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)

مطلب را به بالاترین بفرستید

این مطلب خلاف آیین نامه تریبون است؟ آن را به ایمیل tribune@radiozamaneh.com گزارش کنید
Join

دسته‌بندی‌ها: تمام مطالب, فرهنگ

برچسب‌ها: |

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.