۱. این یادداشت در مورد قتل فجیع دهها عضو سازمان مجاهدین خلق ایران در اردوگاه اشرف است. سازمان مجاهدین کنونی به رهبری مریم و مسعود رجوی، تقریبا هیچ نسبتی با روش و منش و بینش بنیانگذاران سازمان (زندهیاد محمد حنیفنژاد و یارانش) ندارد. اما در مقام ارزیابی سیاسی و گزارش تاریخی، دلیلی وجود ندارد که نام سازمان، با توصیفهای ایدئولوژیک و داوریهای ارزشی ـ امنیتی، جایگزین شود.
۲. راست افراطی در ایران سالهاست که میکوشد نوع «بازی»، قواعد آن، و چگونگی برپاییاش را خود تعریف، و به سو یا سوهای مقابل، تحمیل کند. چنین است که دفاع حقوق بشری از جان اعضای یک گروه، باید با هزار تبصره و مقدمه، توام شود که مبادا شائبهای بیآفریند. به دیگر سخن، برای محکوم کردن کشتار غریب چند ده عضو سازمان مجاهدین، نویسنده یا فرد ثالث، باید هزار قسم و آیه ردیف کند که تعلق خاطری به مواضع و روش سیاسی این گروه ندارد. نیز، باید فهرستی از خطاها و جرایم سیاسی و حقوق بشری سازمان را ردیف کرد، تا درنهایت کشتار چند ده انسان را محکوم نمود. آنهم افرادی که براساس توافقی چهارجانبه میان واشنگتن، بغداد، سازمان ملل متحد و نمایندگان ساکنان اشرف، برای نگهداری اموال مجاهدین تا زمان تعیین تکلیف و فروش آنها در اردوگاه باقی مانده بودند.
۳.چگونگی مواجههی نیروهای سیاسی و حتی نهادهای مدنی ایرانی با رویداد مزبور را میتوان با دو موقعیت دیگر مورد مقایسه قرار داد. نخست، آنچه فقیه آزاده و منصف و حقیقتجو، آیتالله منتظری در اوج خفقان دهه ۶۰ و در متن کشتار گروهی مخالفان سیاسی از خود بروز داد؛ و دیگری، نحوهی مواجهه نهادهای مدنی غرب با مجرمان و متهمان محبوس در گوانتانامو. حتی وقتی پس از هشت سال خالد شیخ محمد (طراح اصلی ۱۱ سپتامبر) و چند متهم اصلی دیگر حادثه، محاکمه شدند، شماری از نهادهای مدنی در ایالات متحده معترض شدند که محاکم نظامی این کشور مسیر غیرمنصفانهای دارند؛ و هیچ چیزی در مورد شکنجهی متهمان و بدرفتاری با آنان در دادگاه گفته نشده و روند رسیدگی قضایی نیز غیرعادلانه بوده است.
حقوق بشر، حقوق بشر است. تفاوتی میان حقوق انسانی طراح ۱۱ سپتامبر با حقوق انسانی آنکه به علت تصادف، به شکل غیرعامدانه موجب مرگ کسی شده، وجود ندارد. تا روزی که جامعه مدنی ایران بدون ترس از هیاهوی فاشیستها و بدون واهمه از تهدیدهای حکومتی، از حقوق تمام شهروندان ایران دفاع کند، ظاهرا راه درازی در پیش است.
البته قابل پیشبینی است که وقتی سپاه پاسداران بیانیه دهد و اعلام کند که «این اقدام یقیناً مایه تشفی خاطر امت اسلامی و خانوادههای معظم شهدا خصوصاً خانوادههای معزز شهدای ترور خواهد شد»، بسیاری از مدافعان حقوق بشر ـ بهویژه در داخل ایران ـ برای هرگونه اعتراض دچار تردید و ترس و تزلزل اقدام شوند.
مخالفان سیاسی و فعالان مدنی معترض به رویهی قضایی مسلط در جمهوری اسلامی (دایر بر رسیدگی به اتهام کنشگران سیاسی و مدنی در محاکم غیرصالحه، بدون حضور وکیل و هیات منصفه، و به شکل غیرعلنی) بیگمان نمیتوانند نسبت به قتل مخالفان «دستبسته» بیطرف باشند. اینکه قربانیان جدید در اشرف، چه سابقهای در نقض حقوق بشر داشتهاند و چه کارنامهای در بیاعتنایی به استقلال و منافع ملی ایران، توجیهگر ترور آنان نخواهد بود و شد. اگر شکایتی هست ـ که هست ـ باید از کانالهای حقوقی و مسیرهای عادلانه طی شود.
البته قابل پیشبینی است که منتقدان نحوهی رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی در داخل کشور، و مدافعان حقوق بشر و دموکراسیخواهان ساکن در ایران، برای ابراز نظر اعتراضی «هزینه ـ فایده» کنند؛ چنانکه متأسفانه ماههاست بسیاری از آنان حتی در قبال ادامهی حبس خانگی رهبران و زندانیان جنبش سبز، خاموشی پیشه کردهاند. و همین، خود گوشهای از ریشههای تداوم وضع ناگوار موجود، و سلطهی گفتمان اقتدارگرایی و استیلای خشونت و خودسانسوری را در فضای سیاسی و رسانهای کشور، بازتاب میدهد.
حقوق بشر، حقوق بشر است؛ شهروند ایرانی قربانی آلودگی هوا و استرسهای محیطی و پارازیت و گرانی و تصادف، منتقد اجتماعی و روزنامهنگار هدف تهدید و خشونت، مخالف سیاسی تحت شکنجه و بدرفتاری، شهروند سوری قربانی بمباران شیمیایی، طراح حمله ۱۱ سپتامبر، و مخالف ساکن اشرف، تفاوتی نمیکند. تمامی متهمان کشتار سال ۶۷ باید در دادگاهی عادلانه و در روندی منصفانه، پاسخگوی اتهامات باشند، ساکنان اشرف نیز. سر به نیست کردن مخالف، اگر گرهگشای مشکل بود، باید در سوریه هم ثبات و امنیت میآفرید. نه آنکه پس از ۱۰۰ هزار جان باخته، حالا حتی بمب شیمیایی و تهدید به دخالت نظامی خارجی هم برای تمام طرفین منازعه در سوریه، ضامن تحقق آزادی و دموکراسی نشود.
کوبیدن بر طبل خشونت، بازتولید نفرت، تکثیر کینه، و به گردش در آوردن چرخهی معیوب قتل مخالف، نه تنها نسبتی با حقوق بشر ندارد که ثبات سیاسی و گذار دموکراتیک و تمامیت ارضی و منافع ملی ایران را به خطر خواهد انداخت. حامیان و همدلان کشتار اخیر، نه تنها به حقوق فطری و خدادادی انسان بیتوجهی نشان دادهاند، بلکه نگاه خود به «ایران» و حقوق شهروندی ایرانیان را شفاف ساختهاند.
- اشرف، مجاهدین و حقوق بشر- نداى سبز آزادى
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.