یکی از عبارت هایی که چند سالی است سر زبانها افتاده و از همه سو می شنوید این «خرد جمعی» است که کمتر گفتار سیاسی از آن بی نصیب مانده است. معنای این سخن که روشن نیست و قرار هم نیست باشد، اهمیت زیادی ندارد، مهم کارکرد آن است و مطلوب بودن کارکرد است که اسباب اقبال بدان را فراهم آورده است.
ما قاعدتاً چنین درس گرفته ایم و احیاناً چنین اعتقاد داریم که گفتار باید منظم و منطقی باشد، اجزایش به هم پیوسته باشد و معنای هر یک آنها روشن تا برای مخاطب مفهوم بیافتد، قابل درک و به همان نسبت قابل نقد باشد. گفتگوی درست بر چنین اساسی قابل پیگیری است و هر قدر که از این ایده ال دور بیافتیم، در پدید آمدن چنین گفتگویی اخلال کرده ایم.
این البته تصویر ایده آل گفتگوی منطقی است و اگر بخواهیم انصاف بدهیم، بخش بسیار کوچکی از سخنانی که هر کدام ما طی عمر خویش می شنود، به آن نزدیک است. زبان هزار و یک کارکرد دارد که تبادل نظر منطقی فقط یکی از آن هاست و حتماً معمول ترین هم نیست. یعنی این که روشنی و دقت گفتار و عناصر آن، نه فقط در همه جا یکسان یافت نمی شود، اصلاً لازم هم نیست و ای بسا که به تناسب موقعیت، مزاحم هم باشد.
خرد جمعی مثال خوبی است از موردی که ابهام در ساختمان گفتار مطلوب است و کارساز است و اگر رواج یافته به همین دلیل است. این نقطۀ ابهام کارکرد معین دارد: پوشاندن ضعفهای استدلال است، نوعی رفوگری منطقی، پلی که از هر دره ای عبورتان می دهد. طبعاً همۀ گفتار ها به یک اندازه محتاج این یاوری نیست و احتیاج به تناسب ضعف ساختار بیشتر می شود.
در گفتار های سیاسی رایج، «خرد جمعی» عملاً هر جا که پرسشی در میان نهاده شده و بی جواب مانده، وارد میدان می شود. نگاهی به اطراف بیاندازید، خوب خواهید دید. می گویید شعار درست مبارزاتی نداریم، می گویند خرد جمعی این مسئله را حل خواهد کرد. ایراد می گیرید که استراتژی شما چیست، این را هم به خرد جمعی حواله می کنند. می پرسید برنامۀ شما برای آینده چیست، این هم می افتد بر عهدۀ خرد جمعی و…
خلاصه اینکه هر جا کار گیر کرد، خرد جمعی وارد میدان می شود تا گره گشا گردد. بی اعتنا به اینکه چنین چیزی وجود خارجی ندارد. آنچه باعث می شود تا تصور کنیم که دارد، اشتباه گرفتنش با مکانیزم آشنا و کهن مشورت و تصمیم گیری جمعی است که از بدو تاریخ موجود بوده و کارآیی و فوایدش هم جای تردید ندارد. نباید فریفتۀ این شباهت شد. در آن چیزی که به نام خرد جمعی به ما عرضه می دارند، هیچ کدام اجزای تصمیم گیری گروهی که عبارت است از روشن بودن مرزهای گروه و حد و حدود دخالت هر کس در کار و در نهایت روش تبادل نظر و تأیید جمعی، موجود نیست، نیست، چون اگر بود می باید به ما عرضه می شد و طرح و ساختارش عیان می گشت. در حقیقت درست جایی صحبت از خرد جمعی می شود که هیچ کدام اینها در میان نیست و این غیبت است که زیر پوشش اصطلاح خرد جمعی، از دید ما نهان گشته است.
در حقیقت این اصطلاح کاربردی جادویی دارد و با اینکه نمی باید جایی در گفتار عقلانی مربوط به سیاست داشته باشد، اینجا پیدایش شده و باید اضافه کرد که تنها مورد مثال هم نیست. در گفتارهای ایدئولوژیک بسا اوقات به این نوع عبارات برمی خوریم که نقاط ضعف را استتار می کند و این توهم را ایجاد می نماید که با گفتاری یک دست و صیقل خورده سر و کار داریم.
کار آیی این شگرد که در همه جا می توان ردش را گرفت، همان طور که اشاره شد، از محتوا و معنایش برنمی خیزد. چون معنایی به آن صورت در کار نیست. اگر قرار بشود معنای عبارت معین گردد، بردش هم به همان نسبت محدود خواهد شد و دیگر نخواهد توانست وظیفه ای را که بر عهده اش نهاده شده است، درست انجام بدهد. کارآیی عبارت از قبول عام آن برمی خیزد. از این که اگر نه همه، بسیاری به کارش می برند و در نوعی توهم جمعی، تصور می کنند که محتوایش را می شناسند و بر سر آن اتفاق نظر دارند. اتفاق نظری اگر هست که هست، بر سر معنا نیست، بر سر توهم وجود آن است.
چیزی به اسم خرد جمعی وجود ندارد. خرد اساساً پدیده ایست فردی. وقتی می تواند به صورت گروهی به کار گرفته بشود که در چارچوب روابط معین تبادل نظر و تصمیم گیری کارساز بیافتد. نپذیرید که چنین مرجعی قرار است مبارزۀ شما را هدایت کند. این کار خود شماست، فردی یا جمعی. آنهایی که دائم به این مراجع موهوم حواله تان می دهند، می کوشند تا خودشان از پس این پرده به شما رهنمود بدهند.

۵ ژوئن ۲۰۲۲، ۱۵ خرداد ۱۴۰۱

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

rkamrane@yahoo.com.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)