مقدمه

امروز در شرایطی که مردم به ستوه آمده، از همه طبقات جامعه،  هر روز به دلایل گوناگون  دست به اعتراض آشکار خیابانی می زنند،و  با عکس العمل خشن و وحشیانه نیروهای سرکوبگر رژیم روبرو می شوند، عدم حضور یک حرکت منسجم و سازمان یافته که بتواند«دولت پنهان» را به چالش بکشد،‌ بیش از پیش محسوس است.

 ترکیب امروزی «دولت پنهان» ،‌ متشکل از نیروهای همسو و همسود با علی خامنه ای،‌ پیامد نگرانی حاکمیت از ریزش  مداومهوادارانش در سالهای اخیراست که ساختار قدرت را متزلزل ساخته است.

اما متاسفانه همین اقلیت کوچک تشکیل دهنده «دولت پنهان» که هنوزهم همه اهرم های اصلی  حکومت را در ایران در اختیار خود نگهداشته است، برای ترساندن مردم ناراضی چنین وانمود  می سازد که برای حفظ  قدرت انحصاری اش  آماده است به هر اقدام سرکوبگرانه ای در صحنه داخلی کشور، دست بزند.

هم زمان،‌ در خارج از کشور، «دولت پنهان» به همان میزان  و با جدیت بی سابقه ای برای خنثی نمودن نیروهای «دشمن» ازآمریکا،‌اسرائیل و کشورهای عربی گرفته تا هزاران هم میهن منتقدی که شاهدان عینی بر ظلم و فساد و بی کفایتی بی حد و حسابش دراداره مملکت می باشند،‌ دست به ترفندهای تازه ای زده است.

پیش از این نیز، بویژه پس از مرگ آیت‌الله خمینی،‌ برنامه ریزان حکومتی، به گونه ای جدی، در اندیشه تزریق افکار و دیدگاه های خود بااستفاده ازبرنامه های  مراکز پژوهشی و سودبردن از نیروهای باصطلاح «خاورمیانه شناس»‌ (پژوهشگران،‌متخصصین و اساتیدذیربط  در دانشگاه های مختلف در سراسر آمریکا و برخی از کشورهای اروپائی) بوده اند تا بتوانند تدریجا و به گونه ای غیر مستقیم،افکارو سیاست های خودرا در نزد  سیاستگذاران و سیاستمداران غرب  توجیه کنند

این تلاش حیله گرانه  بویژه در آمریکا، در شرایطی که اپوزیسیون خارج از کشور به میزان زیادی از «رنگ و رو» افتاده بود، و با الهاماز سخنان معروف جرج بوش در مراسم سوگندش بعنوان چهل و یکمین رئیس جمهور آمریکا (ژانویه ۱۹۹۱) که خطاب به جمهوریاسلامی علنا اعلام نمود که «حسن نیت باعث حسن نیت می شود»،‌ زمینه را برای فعالیت عوامل نفوذی ظاهرالصلاح جمهوری اسلامیهموار کرد تا با بکار گرفتن شماری از آمریکاییان ایرانی تبار که در مراکز مختلف علمی و پژوهشی فعالیت می کردند اعمال نفوذ و برنامههای تبلیغاتی خود را تقویت نمایند

در آن زمان، دیری نگذشت که با همت فرصت طلبان همیشه حاضر در صحنه، نخستین جمعیت سازمان یافته با عنوان «شورای آمریکاایران»  با هدف باصطلاح «توسعه و تاسیس گفتگو و تفاهم بین ایران و آمریکا» با یاری و حمایت پشت پرده ماموران حکومتایران،‌احتمالا از طریق دفتر نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متحد، مشغول به کار شد.

اما، «شورای آمریکاایران»  در پی بروز اختلافات درونی دچار مشکلاتی شد و  کارش به انشعاب و تاسیس موسسه دیگری کشید کههدف ظاهری اش ادامه همان الگوی پیشین ولی با نامی دیگرشورای ملی ایرانیان آمریکا – بود

در دو دهه اخیر، مسئولین این دو سازمان  و نیروهای جوانی که دانسته یا ندانسته به خدمت آنها درآمده اند،  فعالیت هایشان به ویژه درواشنگتن و در میان اعضای کنگره آمریکا ، برخی سازمان های دولتی و شرکت های بزرگ تجاری و بخصوص نفتی  را گسترش داده  وعملا نقش «لابی»‌ جمهوری اسلامی را با زیرکی، همانند لابی های معروف یهودیان و کشورهای عربی از قبیل عربستان سعودی وامارات متحده عربی ، برای پیشبرد مقاصد نا میمون جمهوری اسلامی در آمریکا ، بازی می کنند.

اخیرا دو موسسه پژوهشی دیگر که نامشان  هیچگونه ارتباط مستقیمی با ایران ندارد و فعالیت هایش هم محدود به ایران یا خاورمیانهنمی باشد («انستیتوی کوینسی» در آمریکا و “انستیتوی صلح و دیپلماسی” در کانادا) نیز به طور غیر مستقیم ولی با  رویکرد به همانترفند ها،  برداشت ها و تجزیه و تحلیل هایی را تبلیغ می کنند که بی گمان جز تبلیغ و توجیه مواضع جمهوری اسلامی چیز دیگری نمیتواند باشد.

 اینگونه فعالیت ها در گذشته صرفا در راستای توجیه مواضع سیاسی جمهوری اسلامی نبوده و به مسائل اقتصادی و بخصوص نیاز بهجلب سرمایه گذاری و تکنولوژی مدرن نیز بوده است . در این زمینه می توان به حمایت پشت پرده برخی از پیمانکاران «دولت پنهان» وبطور مشخص از تلاش های موسسه  «بورس و بازار»‌ اشاره کرد که توسط جوانی به نام اسفندیار باتمانقلیچ (که از قضا نواده سپهبدباتمانقلیچ، نخستین رییس ستاد ارتش بعد از وقایع ۲۸ مرداد۱) اداره می شود در پی عقد قرارداد برجام در سال ۲۰۱۵، بانی برگزاریچندین کنفرانس بین المللی در کشورهای اروپائی به منظور جلب تجارت و سرمایه گذاری در ایران با مشارکت فعال برخی از مسئولینشاغل و بلند پایه ایران در امور اقتصادی بود.

▪️

 آنچه که در نوشته زیر به آن اشاره شده است، نمونه ای از نوع ترفند هایی است که  «دولت پنهان» در سال های اخیر با استفاده از«پیمانکاران» تحصیل کرده و توانمند،‌هر چند «غیر خودی»، بکار می بندد تا با‌ پیچاندن  حقایق ،‌ به اهدافی که گیج کردن و گمراهساختن روند فکری در کریدور های قدرت و تصمیم گیری در کشورهای غربی و بخصوص آمریکا  است، دست یابند.

 پشت پرده بازی‌های جمهوری اسلامی ایران

نکات کلیدی مربوط به سیاست خارجی که بصورت غیر مستقیم از سوی برخی از سخنرانان وابسته به نظام در کنفرانس ویژه ای که«انستیتوی صلح و دیپلماسی»‌، در ماه مه ۲۰۲۲ در کانادا برگزار نمود،‌مطرح گردید.

مطالبی که در زیر آمده است،‌ چکیده نکات  سخنانی است که از سوی چهار سخنران ایرانی در کنفرانس این اندیشکده باصطلاح «غیرانتفاعی و غیر حزبی» بیان شده است. دو تن از این سخنرانان (آقایان حسن احمدیان و ناصر هادیان) مقیم ایران هستند و هر دو دردانشکاه تهران تدریس می کنند. دو سخنران دیگر، آقایان تریتا پارسی (مدیر پیشین شورای ملی ایرانیان آمریکا و معاون اجرائیانستیتوی کوینسی») و علی واعظ (مسئول پرونده ایران در «گروه بین المللی بحران)،‌هر دو به داشتن «مواضع دوستانه» با جمهوریاسلامی شهرت دارند و بندرت اعمال جمهوری اسلامی را مورد نکوهش قرار داده اندو در دفعات نادری هم اگر سخنی به ظاهرمخالفگفته اند صرفا در شرایط گریز ناپذیری مانند:  گروگانگیری اتباع دو ملیتی یا عدم رعایت غیر قابل انکار مسایل مربوط به حقوق بشر بودهاست تا اعتبار ظاهری آنها آسیب نبیند.

 

نکات کلیدی “حساب شده” در اظهارات سخنرانان کنفرانس

  آقای حسن احمدیان

∙      ریشه «عدم تعادل» و «نابرابری استراتژیک» که در ذات از یکدیگر تغذیه می کنند در منطقه بسیار قوی است و بنوعی محاسباتمنطقه ای را تحت تاثیر قرار می دهند.

∙       علاوه بر این متغیر ها، رقابت های منطقه ای و اقدامات بازیگران بین المللی،‌ نیز نقش موثری درپدیدآمدن این شرایط داشته اند،هرچند که این رقابت ها در پی بهار عربی رو به کاهش نهادند و اخیرا نیز با نشست های  میان نمایندگان ایران و عربستان در بغداد وهمچنین مذاکرات مربوط به برجام در وین ،‌ احتمالا رو به کاهش خواهد بود.

∙      با توجه به این شرایط، اینک فرصت روشنی برای یک حرکت جدید وجود دارد که نباید اجازه داد  به ایجاد خطوط و بلوک هایی بین“کسانی که با ما هستند و کسانی که علیه ما هستند” تبدیل شودبرای نمونه، توافقنامه آبراهام[۱] موانعی ایجاد می کند و رقابت را درمسیرمعکوس توافقنامه تشدید می کند و به این ترتیب بیش از هر چیز دیگری به عدم تعادل در ساختار امنیتی مطلوبی که برای منطقهنیاز است منجر می شود.

      از دید منطقه، احیای برجام، در صورت توافق، اکنون نسبت به سال ۲۰۱۵ عمدتاً به لحاظ  خروج آمریکا در سال ۲۰۱۸ و تنش‌هایمختلفی که پس از آن به وجود آمد خوش‌آمدتر است. بی شک، در صورت رسیدن به توافق، تنش‌ها در منطقه کاهش خواهد یافت و مسیرگفتگوی بیشتر، آسان‌تر و وضعیت منطقه بهتر خواهد شد

∙      در مورد برنامه موشکی بالیستیک ایران، با توجه به اینکه هیچ سابقه تاریخی برای داشتن  نوعی توافق در ارتباط با «کنترلتسلیحات در منطقه» تا کنون وجود نداشته است، برای تهران قابل قبول نیست که از آنها خواسته شود به طور یکجانبه خود را خلع سلاحکند

∙      در ارتباط با سیاست منطقه‌ای ایران نیز همین اصل جاری است و محافل راهبردی در تهران نمی‌خواهند این ادعا را بپذیرند کهاشتباهات موجود در منطقه به سبب منفی بودن سیاست های ایران است. از دید تهران، این افراد دیگری هستند که مسئول افزایش تنشدر منطقه می باشند (به عنوان مثال، سعودی ها در یمن مسئول سوق دادن حوثی ها به سمت ایران هستند).

∙      سرانجام، در پاسخ به بازدارندگی نهایی اسرائیل (یعنی سلاح های هسته ای)، ایران «بازدارندگی نامتقارن»[۲] خود را ایجادکرده است که از عراق تا مدیترانه امتداد دارد. اسرائیل نیز به نوبه خود در تلاش است تا ایران را به روشی متعارف تر محاصره کند. اینامر منجر به واکنش ایران برای ادامه مقاومت شده است که معنای آن «اربیل‌های بیشتر» (حمله موشکی ایران در مارس ۲۰۲۲ به پایگاهاطلاعاتی اسرائیل واقع در کردستان عراق) در آینده در صورت ادامه تحریکات بیشتراسرائیل در سمت و سوی مرزهای ایران، خواهد بود.

  

آقای علی واعظ

(همکار پیشین رابرت مالی، مسئول کنونی پرونده ایران در وزارت خارجه آمریکا و از زمره منتقدین سیاست های ترامپ در قبال ایران)

 ∙      بن بست کنونی در برجام برای همه طرف ها قابل پایداری نمی باشد، به ویژه با توجه به اینکه جنگ جاری در اوکراین شرایطی راایجاد کرده است که در آن، جهان  با دو بحران هسته ای بالقوه روبرو شده است.

∙      نگرانی از این خطر، باعث شده است تا مذاکره کنندگان غربی در برجام هر گونه اشاره ای به ضرب الاجل ها یا زمان بندی ها راکنار بگذارند.

∙      آنچه که زنگ خطر را برای اسرائیل به صدا در می آورد، احتمال زیادی است که ایران  در مدت زمان بسیار کوتاهی به یک “کشورهسته ای مجازی” تبدیل شود.

∙      در نهایت، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با جلسه شورای حکام خود که قرار است در هفته اول ژوئن تشکیل شود، ایران را برایرسیدن به اطلاعات مورد نیاز در مورد کشف اورانیوم در ۳ نقطه تعقیب خواهد کرد. اگر ایران به این درخواست عمل نکند، اوضاع تشدیدمی‌شود و احتمالاً یک سری تحریم‌های جدید، این باراز سوی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران (درصورت عدک وتوی روسیه!) وضعخواهد شد.

 

.  آقای تریتا پارسی

∙      پیمان ابراهیم وجه مشترکی با ابتکارات بی ثمر قبلی دارد،  که تلاشی است برای حفظ ایالات متحده در منطقه (علیرغم تماممواردی که  برخلاف آن گفته می شود) و در عین حال ایجاد بلوک هایی با هدف خاص مهار کردن و منزوی ساختن هر چه بیشتر ایران درخاورمیانه و خلیج فارس.

∙      به این ترتیب، این چیزی جز تکرار تلاش های قبلی که به طور مداوم در ۴۰ سال گذشته شکست خورده است،‌نمی باشد.

∙      رویکرد دیگری که به مراتب کمتر به آن اشاره می شود ولی می تواند در دراز مدت الگوی بهتری برای منطقه باشد، آنچه امروز درمنطقه تحت لوای «گفت وگوی (دیالوگ) بغداد» در حال انجام است،‌می باشد. این اتفاق به این دلیل رخ داده است که تصور عمومیبرخی از بازیگران کلیدی در منطقه این است که آمریکا یا در حال ترک و یا در بهترین حالت،  کاهش تعهدات خودش در منطقه می باشدو در این راستا تصمیم دولت ترامپ برای تشدید نکردن مسائل با جمهوری اسلامی در پی حملات موشکی به عربستان و امارات، نشانهواضحی است که نمی توان به یاری و پشتیبانی آمریکا در مواقع حساس و ضروری اعتماد کرد.

∙      با توجه به هزینه بالای هر گونه درگیری با ایران و این واقعیت که کشورهای عربی نمی توانند همواره پشت قدرت ایالات متحدهپنهان شوند، انتخاب دیپلماسی و گفتگو گزینه مناسب تری بوده است همانگونه که اخیراً در آنچه که میان ایرانامارات متحده عربی، وعربستان سعودیایران صورت گرفته، مشاهده شده است ( و همینطور نمونه های دیگر از قبیل:  اماراتسوریه ، اماراتترکیه وهمچنین ترکیه – مصر).

∙      بر اساس یک سند فاش شده از سوی «بنیاد پیمان ابراهیم» (که عمدتا توسط جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ،‌ اداره می شود)،بقای پیمان ابراهیم به معماری امنیتی تحت رهبری آمریکا وابسته است. به این ترتیب، این تلاشی است برای پیوند دادن بیشتر ایالاتمتحده به منطقه و به این ترتیب برخلاف آنچیزی است که دولت بایدن به آن اشاره می کند.

∙      علاوه بر این، حتی فراتر از موضوع اسرائیل و فلسطین، پیمان ابراهیم برای حل و فصل مناقشات تنظیم نشده است و برعکسموجب طولانی شدن تنش‌ها با ایران است و به این دلیل گفت‌وگو بین ایران و عربستان سعودی را تهدیدی برای خود می‌بیند. از دیدگاهاسرائیل، اگر مذاکرات ایران و عربستان سعودی پیشرفت کند، این امر باعث می‌شود سعودی‌ها تمایل کمتری برای پیوستن به پیمانابراهیم داشته باشند

 

. آقای ناصر هادیان

  در ابتدا و مهمتر از همه، همانطور که توسط مقامات در تهران مشاهده می شود، توجه به این واقعیتات غیرقابل انکار، مهم است:

۱. . این ایالات متحده بود که به دلیل ملاحظات سیاست داخلی تصمیم به خروج از برجام را گرفت.

۲. دولت بایدن تلاش کرده است که همچنان به اهرم تحریم های ترامپ متکی باشد که این یک اشتباه است.

۳. امکان بازگشت دولت بایدن به برجام می شد که  از همان  ابتدای دوران ریاست جمهوری اش، از طریق صدور «دستور اجرایی» میسر شود.

۴. جمهوری اسلامی ایران در پی خروج آمریکا از برجام،‌ بمدت  یک سال به تمامی تعهدات خودش در برجام پایبند ماند.

۵. اروپایی ها و دیگرامضا کنندگان برجام در عمل یه  آنچه که قرار بود انجام دهند، متعهد نماندند.

      اکنون برای مسئولین ایران سئوال این است که آیا بهتر است ایران به سمت یک توافق “طولانی تر و قوی تر” برودچیزی کهایالات متحده با توجه به عمر کوتاه حد اکقر ۳ ساله برجام بهر حال طالب آن خواهد بود،‌وآ یا به برجام قدیم حتی اگر سپاه هم از لیستسازمان های تروریستی خارجی (FTO) خارج شود.،‌بازگردد.

      لذا فرض بر این است که اگر پرزیدنت بایدن بخواهد برای یک توافق طولانی‌تر و قوی‌تربه برجام بازگردد، بهتر است ایران آنچه را کهدر حال حاضر در اختیار دارد (یعنی اورانیوم غنی‌شده و سانتریفیوژهای مدرن) را حفظ کند، تا درصورت آغاز دور دیگری از مذاکرات،دستش خالی و  فاقد هرگونه اهرمی برای چون و چرا نباشد.

      تجزیه و تحلیل منطقی در این شرایط نشان می دهد که انتظار برای معامله طولانی تر و قوی تر با دست پرتر،  گزینه محتاطانه تریخواهد بود و این دقیقا همان سؤالی است که اکنون در تهران مورد بحث و مداقه قرار دارد!

      با توجه به صحبت های فراوانی که در مورد موانع موجود در مذاکرات جاری برجام انجام شده، گزینه های مختلفی برای خروج ازبن بست ،از جمله حذف سپاه و حفظ نیروی قدس در لیست سازمانهای تروریستی پیشنهاد شده است . اما فشارهای سیاست داخلی درایران نشان می دهد که نام سپاه قدس نیز باید از این لیست حذف گردد.

      مقامات ایرانی معتقدند که خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ یک اقدام بدون هزینه برای آنها  بوده استآن‌ها میدانند کهحتی در صورت نیل به یک توافق ، تنها دست آوردی که نصیب ایران خواهد شد آزادی تجارت در غیاب هر توع سرمایه گذاری و دستیافتن به تکنولوژی های مدرن خواهد بود و بس.

      از این رو، نباید گذاشت تا شرایط ناجور قبلی مجددا تکرار شود، به خصوص اگر یک رئیس جمهور از حزب جمهوری خواه  باردیگر در پی انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴ در کاخ سفید حضور یابد.

      پیشنهاد هادیان (که به اطلاع رهبر نیز رسیده است) این بود که تمام اورانیوم غنی شده در ایران تحت نظارت آژانس بین‌المللیانرژی اتمی به عنوان یک عامل بازدارنده برای رئیس‌جمهور بعدی نگاهداری نشود تا او به آنچه که توافق شده پایبند بماند.

      برای جمهوری اسلامی ایران در این مرحله، نجات برجام مستلزم حذف سپاه پاسداران از فهرست سازمان های تروریستی همراهبا عذرخواهی آمریکا به خاطر قتل قاسم سلیمانی به منظور جلوگیری از اقدامات تلافی جویانه بعدی است.

      نهایتا در ارتباط با جنگ در اوکراین، شکافی بین سیاست دولت و احساسات عمومی در ایران وجود دارد. در حالی که توده هایمردم از وضعیت اسفبار مردم اوکراین حمایت می کنند، دولت، هرچند با املاحظاتی خاص، قاطعانه پشت روسیه ایستاده است واقدامات روسیه را به عنوان پاسخی به تحریکات آمریکا و ناتو توجیه می کند.

 

جمع‌بندی و هشدار

شایسته است یادآوری کنیم که انگیزه از طرح این مسایل، نشانه گیری انگشت اتهام  به سوی افراد و سازمان هایی نیست که به دلایلی  در راستای امیال جمهوری اسلامی و به ویژه در مسیر منافع «دولت پنهان»‌ گام می زنند.

بی شک، حس وطن پرستی از یکسو، و انزجار از شرایطی که سبب انزوای ایران در جهان شده که پیامد آن شرایط بسیار دشوار زندگی  میلیونها ایرانی که شاید بیش از ۸۰ درصد آنان اکنون  در زیر خط فقر و فقر مطلق بسر می برند و کوچکترین امیدی نیز به آینده خود وفرزندانشان ندارند از سوی دیگر،‌  این احساس رادر آنان به وجود آورده است که سرانجام باید در مقابل دشمنی های بی رویه ومغرضانه برخی عناصر در غرب، و به منظور دفاع از منافع ملی ایران سر بلند کرد و کوشید تاشاید بتوان با منطق و دلیل برآمده از دانشو فرهنگ ، از مردم و کشور ایران بدون توجه به اینکه چه کسانی مسئول هدایت سرنوشت این مملکت هستند،‌دفاع نمود.

 

در بسیاری از اوقات،‌آنچه که از سوی دانش‌آموختگان و “کارشناسان” مطرح می شود،مانند برخی از استدلال های مطرح شده درگزارش فوقکاملا معقول و منطقی  به نظر می رسد و قابل انتقاد نیست.

اما، با در نظر گرفتن آنچه در ایران می گذرد، و با توجه به بلایی که این حکومت بر سر مردم ایران می آورد،  بکاربردن توانائی ها واستعدادهای شایسته ای که چنین پیمانکاران دانش آموخته ای، برای توجیه حقانیت این رژیم و دولت پنهان آن بکار می برند تنها باعثارائه چهره ای فریبنده و نادرست از حکومتی می شود که هیچ یک از سیاست ها و برنامه های منطقه ای و جهانی اش برای حفظ منافعملی و آسایش مردم ایران و  نسل های آینده آنان پایه ریزی نشده است

یک نگاه گذرا به رویدادهای چند دهه اخیر، این واقعیت را کاملاروشن می سازد که  تلاش این «پیمانکاران» دانش آموخته، پوششیتقلبی با ظاهری فریبنده، برای حفظ و ادامه منافع غارتگرانه «دولت پنهان»‌ فراهم می کند تا  با همان حیله و وعده های واهی که ملتایران را در چهار دهه گذشته بیچاره و مستاصل نموده،‌ بتوانند جهان غرب را نیز بنوعی در گمراهی و  ابهام نسبت به هدف های واقعیاین دارو دسته فاسد و منفور نگاهدارد.

 

پرسش این است که آیا این پیمانکاران دانش آموخته، ازآسیبی که خدمت آنان به مردم ایران می زند ، هنوز هم نا آگاه هستند، و یا دربرخی موارد،‌ فریبندگی پاداشی که دریافت می کنند آن اندازه است که سرنوشت و درماندگی ملت ایران برایشان اصولا مطرح نمیباشد؟

بیگمان، کشورهایی مانند  آمریکا و اسرائیل نیز در واکنش به سیاست ها و کارهای حکومت  ایران  دست به اقداماتی برای دفاع ازمنافع خود، و نه به سود مردم ایران، می زنند که در عمل بیشتر به زیان مردم  تمام می شود تا به زیان حاکمان کنونی

آشکار است که عکس العمل نشان دادن در برابراین واکنش ها  و ارائه طریق به منظور دفاع از منافع ملی  یک  ضرورت، برای هر ایرانیمیهن پرستی است، اما آیا این دانش آموختگان  چرا از پیش کشیدن این سووال در سخنرانی های خود می گریزند که اصولا چرا ملتایران باید در یک جنگ پایان ناپذیرو نابرابر با امثال آمریکا و اسرائیل در گیرهمیشگی باشد و ادامه این شرایط چه دردی از دردهایروزافزون مردم ایران را درمان می کند؟ 

پاسخ به این سئوال کاملا واضح است که اگر «دشمنی با آمریکا و اسرائیل برای مردم ایران آب نیست،اما بی شک برای «دولتپنهان»‌نانی است که نمی خواهند از دست بدهند.

مزدوران به کنار،‌افرادی که به پیروی ازاحساسات ملی و دفاع از حقانیت از مواضع ایران دفاع می کنند و حضورشان رونقی برایاینگونه سازمان های مشکوک می باشد نیز باید بدانند که خونشان پر رنگ تر از پیمانکاران لایق و دانشمندی  چون جواد ظریف نیستندکه با لیاقت و درایت ، دستیابی به توافق  برجام را برای ایران میسر نمود اما بلافاصله به او دیکته شد که از هر گفتگوی دیگری با آمریکابرای پایان دادن به  مشکلات باقیمانده خودداری کند و دیدیم هنگامیکه او سخنانی درباره «غلبه میدان  بر دیپلماسی» بر زبان راند،‌ نهتنها موضوع نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری به کناری نهاده شد، بلکه  بر خلاف خدمات ارزشمندی که برای کشورانجام دادهبود،آماج حملات و توهین های هدایت شده از «دولت پنهان» قرار گرفت . انگار که حضوراو از تاریخ معاصر ایران حذف شده است.

 

نهایتا اینکه، در پی پیروزی انقلاب اسلامی،‌بسیاری از صاحب منصبان و حتی کارمندان عادی در سازمان های دولتی به اتهام واهیمشارکت در «تحکیم مبانی رژیم سلطنتی» بازداشت،  مجازات و حتی اعدام شدند. امید است که آینده پس از جمهوری اسلامی، باعبرت از تجربیات  گذشته، شیوه برخورد متفاوتی را با مخالفانش  به کار گیرد. حتی اگر چنین هم شود، تن دادن به پیمانکاری و مشارکتدر تحکیم مبانی رژیم ولایی و «دولت پنهان»،‌ شرمی است که افراد باید تا پایان زندگی بارآنرا بر دوش بکشند.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)