قشری گری در حاکمیت ولایت فقیه و اذعان به آن
پس از آنکه بیش از ۴ دهه پیش حکومت ولایت فقیه از سوی سازمانهای مخالف سیاسی آن موقع به قشری گری یا بنیادگرایی و ارتجاع محکوم میشد اکنون در درون حکومت ولایت فقیه و رسانههای آن، بر روی کارکرد ارتجاع و قشری گری در حکومت ولایت فقیه انگشت گذاشته میشود.
حکومت برآمده از انقلاب ۱۳۵۷ که توامان با به وجود آمدنش حاکمیت سیاسی را از مردم ایران ربود به موازات عمر خویش از سوی سازمانهای سیاسی مخالف به ارتجاع و بنیادگرایی محکوم شده است.
شاید در راس این سازمانهای سیاسی که به درستی مارک ارتجاع، بنیادگرایی و قشری گری را به حکومت ولایت فقیه میزدند سازمان مجاهدین خلق، سازمان اصلی اپوزیسیون ملاها قرار داشت و دارد.
خمینی ولی فقیه پیشین حکومت ایران در آن موقع در واکنش به موضعگیری و روشنگریهای سازمان مجاهدین خلق در یکی از سخنرانیهای خود عنان از کف داد و به صراحت اعلام کرد که «بله ما مرتجع هستیم ما می خواهیم کشور را به ۱۴۰۰ سال قبل بازگردانیم»!
البته به وضوح عمر بیش از ۴۰ ساله حکومت ولایت فقیه نشان داده است که این سخنان پیرامون افکار و اعمال ارتجاعی و بنیادگرایی در بین قشر حاکم به وضوح دیده میشود هر چند مردم ایران نمودها و تجسد آن را همیشه به چالش کشیده و میکشند.
«قشری گری و تسخیر دولت»
اما آنچه نادر است این حقیقت است که اکنون دیگر محکوم کردن حکومت ولایت فقیه به ارتجاع و بنیادگرایی نه از سوی سازمانهای سیاسی مخالفش، بلکه از داخل حکومت و در رسانههای خودش مطرح میشود.
به عنوان یک نمونه روزنامه شرق در مطلبی در روز ۱۵ فروردین ۱۴۰۱ با عنوان «قشری گری و تسخیر دولت» به تبعات این جنبه از ماهیت و ویژگی حکومت ولایت فقیه و عملکرد آن پرداخته است.
روزنامه شرق با اشاره به اینکه قشری گری ممکن است در همه جوامعه و کشورها و حاکمیتها وجود داشته باشد بر روی این واقعیت انگشت صحه می گذارد که در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه به آن اجازه میدهند که در دولت و نظام تصمیمگیری را تسخیر کند.
قشری گری در حاکمیت ولایت فقیه یک قاعده نه یک مستثنی
البته بیان واضحتر و روشنتر این واقعیت چنین است که راس هرم قدرت در حکومت ولایت فقیه به دلیل ماهیت قرون وسطاییاش خود همواره دچار قشری گری و ارتجاع بوده است و این عوامل از بیرون از حاکمیت به آن تزریق نمیشود بلکه خاصیت و یک ویژگی بدیهی حکومت ولایت فقیه بوده و میباشد.
مطلب روزنامه شرق این گونه استنباط میکند که پیشرفت قشری گری و ارتجاع در حاکمیت ولایت فقیه از آنجا که مردم ایران این طرز اندیشه را برنمیتابند سرانجام به آنجا میانجامد که تودههای غیر سیاسی جامعه را نیز در مقابل حکومتگران قرار داده و میدهد.
یک قلب واقعیت
البته در یک حیله گری آشکار مطلب روزنامه شرق چنین وانمود میکند که این حاکمان و تصمیمگیران اصلی در حکومت ولایت فقیه نیستند که مبتلا به بنیادگرایی هستند بلکه ارتجاع و قشریگری از سوی برخی جریانهای قدرت به آنان دیکته میشود.
این یک قلب واقعیت تاریخی است؛ حکومتگران در ایران به واسطه نحوه و دیدگاه اندیشهای که دارند ماهیتا مجبور به اتخاذ تصمیمات قشری و بنیادگرایانه هستند و اگر روزی بخواهند از این ماهیت خود جدا شوند آنگاه دیگر وجود بیرونی نخواهند داشت و در میان سیل خروشان افکار و خواستههای آزادیخواهانه مردم ایران هضم خواهند شد.
بنیادگرایی تشکیلدهنده جزء جزء ولایت فقیه است
به بیان دیگر قشری گری و بنیادگرایی یکی از ویژگیهای اصلی حکومت ولایت فقیه با همه دستهبندیهای درونی آن میباشد و عملکرد بیش از ۴ دههای این حاکمیت با هر گرایش سیاسی نمودهایی بس مرتجعانه داشته و دارند.
مطلب روزنامه شرق با هشدار و انذار دادن پیرامون این عملکرد در حکومت ولایت فقیه مدعی میشود که این طرز فکر در نهایت به کینهتوزی در میان مردم ایران منجر شده و با دامن زدن به کینهها باعث به وجود آمدن «آلترناتیو زرد» برای حکومت ولایت فقیه میشود.
این نیز قلبی دیگر در تشریح و تبیین ماهیت قشریگرایانه حکومت ولایت فقیه است کینه و دشمنی مردم ایران چنانکه در سالهای اخیر به وضوح در اعتراضات گسترده کشوری نشان دادهاند نه رنگی «زرد» که رنگی سرخ و قرمز دارد و به زودی زود حاکمیت سیاسی موجود را در میان شعلههای خود خواهد گرفت و قشری گری را یکبار و برای همیشه در ایران به زبالهدان تاریخ خواهد سپرد. [دیکتاتوری دینی برای همیشه در ایران پایان می یابد]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.