متن زیر گفت و شنود صمیمانه ای را بین دو سنخ تفکر سیاسی بازتاب می دهد، شما با کدام یک موافقید؟
–         من با تحریم ایران توسط کشورهای غربی مخالفم
–         دلیل تحریم ها چیست؟
–         برنامه ی اتمی ایران
–         راه حل؟
–         ایران می بایست جامعه ی بین المللی و آژانس انرژی هسته ای را قانع کند که برنامه ی اتمی اش جنبه ی نظامی ندارد
–         چگونه؟ به واسطه ی چه کسی؟
–         نمی دانم
–         جلیلی خوب بود؟
–         نه
–         ظریف چطور است؟
–         به نظر من همه ی مهره های این نظام سر و تهِ یک کرباس اند
–         پس چه کار کنیم که تحریم ها از سر مردم کم شود؟
–         باید دولتی دموکراتیک بر سر کار بیاید
–         اکنون آیا چنین امکانی هست؟
–         بله
–         واقعاً بله؟ کدام حزب و گروهی چنین خواسته ای را نمایندگی می کند؟
–         خیلی ها هستند
–         مثلاً؟
–         ما
–         آیا شما، واقعاً چنین پایگاهی را در بین مردم دارید؟ چهره های سیاسی تان کدام است؟ رسانه ی سیاسی اجتماعی شما کدام است؟ کدام کاتاگوری اجتماعی از شما پشتیبانی می کند؟
–         مردم حرف های ما را بشنوند، دنبال ما می آیند
–         چطور حرف شما را بشنوند؟ من می گویم رسانه دارید؟ پایگاه اجتماعی دارید؟ بلوک قدرت دارید؟…
–         ولی، با این همه، روحانی هم راه حل نبود
–         من می گویم، مردم در حوزه ی سیاسی، اخلاقی رفتار نمی کنند، آنها از بین آلترناتیوهای واقعی یکی را بر می گزیند. در این انتخابات سه آلترناتیو در کنار هم بودند: اصول گرایان و ادامه ی وضع موجود، روحانی و تغییرهای کوچک احتمالی، اپوزسیون و تحریم. آنها کدام را برگزیدند؟ من می پرسم مردم چرا با اپوزسیون همراه نشدند؟
–         به خاطر دستگاه ایدئولوژیک سیستم، به این دلیل که مدام بمباران اطلاعاتی می شوند، به این خاطر که سی سال است که شعور زدایی می شوند
–         فکر نمی کنید شاید به این دلیل بود که خودِ اپوزسیون هم اندکی مقصر است؟ چهره ها و شخصیت ها و سلوک سیاسی فعلی شان حال ـ به ـ هم زن است؟
–         یعنی تو طرفدار نظام حاکم هستی؟
–         نه، من طرفدار راه حل های واقعی هستم، من می گویم سیاست امر اخلاقی نیست، نمی توانی آلترناتیو واقعی و عملی برای سیستم در آستین نداشته باشی، با تحریم مخالف باشی و آنگاه به مردم بگویی که رأی ندهند. وقتی مخالف تحریم هستی و رأی دادن را مجاز نمی شماری، در حالی که می دانی نمی توانی سیستم را عوض کنی، در این صورت، عملاً از اصول گرایان پشتیبانی می کنی، یعنی عملاً موافق تحریم هستی.
–         اما ما به دولت های غربی نامه می نویسیم، آکسیون راه می اندازیم، به نهادهای حقوق بشری سر می زنیم تا تحریم ها لغو شود
–         نگفتم رویکرد شما به سیاست اخلاقی ست
–         چطور؟
–         می گویم رفیق عزیز من، شما مسئله را وارونه می بینید، وارونه راه حل صادر می کنید، و وارونه عمل می کنید. در ممکلت خودتان چهار نفر پیدا نمی کنید که به ندای تحریم شما لبیک بگوید، آنگاه دنیا را «خطاب» قرار می دهید!؟ سازمان ملل و دولت های غربی را مؤاخذه می کنید!؟ به جای آنکه با انرژی اتمی مخالفت کنید، مردم را به مخالفت با آن بکشانید، با تحریم مخالفت می کنید!؟ راستی، این مخالفت شما با تحریم بود که مردم را از اصول گرایی و ماجراجویی های اتمی رویگردان کرد یا خودِ خودِ تحریم ها؟ یادمان باشد، که آن اوایل، آن زمان های نه چندان دور، شما هم انرژی هسته ای را حق مسلم می پنداشتید. برای رفع تحریم، باید بر سیاست حکومت خودمان تأثیر بگذاریم، حتی اگر کوچک باشد، حتی اگر احتمالی باشد، حتی اگر باز هم، آخر سر، سر مردم بی کلاه باقی بماند
–         اما ماهیت سیستم چه می شود؟ ما می گوییم این سیستم اصلاح پذیر نیست، باید آن را عوض کرد
–         چگونه؟ از درون یا از برون؟
–         از درون
–         با چه مکانیسمی؟
–         با نیرو و مبارزه ی مردم
–         و شما؟
–         ما هم کنار مردم مبارزه می کنیم
–         واقعاً؟ اگر مردم با شما هم نظر نبودند چه می کنید؟
–         مثلاً؟
–         مثلاً بخشی از مردم ما فدرالیسیم می خواهند، می خواهند که اقلیت های ملی، مذهبی مورد تبعیض قرار نگیرند، مردم ما می گویند: «نه عزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، مثلاً طبقه ی کارگر ما از مهاجران غیر قانونی افغان خوش شان نمی آید، می گویند آنها مزد شکن اند، سطح دستمزدها را پایین می آورند، اجاره بها را بالا می برند، زمان کار را طولانی تر می سازند، شرایط کار را بدتر می سازند…
–         مردم گاهی اشتباه قضاوت می کنند
–         و شما؟
–         ما هم گاهی اشتباه می کنیم
–         همه گاهی اشتباه می کنیم، گاه مردمی به شیوه ی دموکراتیک، با صندوق رای، دموکراسی را از خود و نسل های آتی خود دریغ می دارند (ایران)، ما برای اش هورا می کشیم! گاه مردمی، مسلحانه، بر ضد دیکتاتوری می شورند (سوریه)، ما محکوم اش می کنیم! گاه مردمی به یاری نیروهای نظامی، تندروهای مذهبی را از قدرت می رانند (مصر)، ما تقبیح اش می کنیم! گاه مردمی بر ضد تخریب یک پارک اعتراض به پا می کنند، شجاعانه می جنگند، و حق شان را پس می گیرند (ترکیه)، ما از «انقلاب» حرف می زنیم! مردم گاهی اشتباه می کنند، اما شما همیشه وارونه می فهمید!

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)