ولایت فقیه؛ دولت رئیسی و پایان راه
در آستانه چهل و سومین سالگرد استقرار حکومت ولایت فقیه در ایران شواهد و قرائن حاکی از آن است که ابعاد نارضایتیهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دامنگیر حکومت ولایت فقیه شده است و کشور را در آستانه فروپاشی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی قرار داده است.
شک و تردیدی در این نیست که حکومت ولایت فقیه در حال حاضر در چنبره تضادهای متراکم و عدیدهای گرفتار آمده است که حل آنها از عهده حکومت ولایت فقیه خارج است.
آنچه را که باید مردم ایران میدیدند و یا بهتر بگوییم آنچه را که حکومت ولایت فقیه میتوانست در زمینههای اداره کشور در امور سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ارائه کند، تا کنون ارائه کرده است و ماحصل چیزی شده است که در جامعه امروز ایران شاهد آن هستیم.
ولایت فقیه و اعتراضات رو به تزاید در جامعه ایران
یکی از آثار فروپاشی سیستم حکومت ولایت فقیه در حال حاضر اعتراضات رو تزاید اقشار مختلف مردم ایران در شهرهای مختلف و در زمانهای مختلف است.
به گونهای که جوینده کمتر روزی را در تاریخ کنونی ایران درمییابد که در آن در شهری یا شهرهایی، اقشار مختلف کشور به اعتراض علیه حاکمیت ولایت فقیه برنخواسته باشد اگر نگوییم که هیچ روزی در روزهای بحرانی کشور خالی از اعتراضات نبوده است.
ولایت فقیه و یکپایگی در قدرت سیاسی
خامنهای در راس حکومت ولایت فقیه از انتخابات پیشین مجلس حکومت، آن گونه که برای «گام دوم انقلاب» نوید! آن را میداد، مجلس را یکدست از مهرههای خود کرد.
در ادامه مسیر در یک جراحی آشکار که با خونریزیهای فراوانی همراه بود که هنوز هم گریبان حکومت را ول نکرده است، در راس مجریه رئیسی را گمارد که از نظر سیاسی شاید منفورترین چهره سیاسی در حاکمیت ولایت فقیه میباشد.
حافظه تاریخی مردم ایران از رئیسی چهرهای را به یاد میآورند که در دهه ۱۳۶۰ هزار هزار فرزندان این مرز و بوم را در هیبت «هیئت مرگ» به جوخههای اعدام سپرد.
ولایت فقیه و افلاس در زمینه اقتصادی
در زمینه اقتصادی نیز نیازی به شاهد و گواه نیست که اقتصاد کشور آستانه تباهی و شکست را رد کرده است و تنها به کمک تنفس مصنوعی زنده است. [اقتصاد ایران با درهای قفل شده!]
مردم ایران لحظهمره با گوشت و پوست خود احساس میکنند که چگونه آشفتگی اقتصادی کشور هر روز سفره معیشتی و… آنها را کوچک و کوچکتر میکند و تورم و گرانی بیسابقه نایی برای مردم رنجدیده ایران نگذاشته است.
ولایت فقیه و وضعیت اجتماعی و فرهنگی کشور
در زمینه اجتاعی و فرهنگی نیز مردم ایران در طی دهههای پیشین به وضوح و به عینه مشاهده کردند که حکومت ولایت فقیه با گذشت هر روز کوچکترین آزادیهای اجتماعی و فرهنگی در کشور را از مردم سلب کرده و به جای آن دیکتاتوری مذهبی و مطامع ایدئولوژیک خود را جایگزین کرده است.
ولایت فقیه در پایان مسیر ۴۳ ساله
با کلیاتی که از وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… کشور گذشت میتوان به وضوح دریافت که به رغم اعتراضات گسترده در کشور که در سالهای اخیر در کمیت و کیفیت جدیدی به منصه ظهور رسیدند، آنچه حکومت ولایت فقیه را از سپردهشدن به زبالهدان تاریخ باز داشت، دست یازیدن به قهر و قدرت نظامی عریان بود.
به مفهوم دیگر حکومت ولایت فقیه در سالهای اخیر تنها با سرکوب نظامی عریان، چنانکه گویا به جنگ نظامی به کشور دیگری میرود به استقبال اعتراضات مسالمتآمیز مردم ایران رفت و از کشته، پشتهها ساخت.
با وجود اینکه مردم ایران بهای سنگینی را برای آزادی و رهایی از چنگال حکومت و دیکتاتوری مذهبی پرداخت کردهاند و هنوز هم حاضر به پرداخت بهای آن هستند، قطعیت در تغییر سیستم حکومتی و براندازی دیکتاتوری حاکم بر ایران بسیار بدیهی به نظر میرسد.
این امر دیر یا زود دارد اما سوخت و سوزی در آن وجود ندارد.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.