چهل سال است که آمریکا مدعیست می خواهد حکومت اسلامی را ساقط کند و کارنامۀ مساعیش پیش چشم ماست. ولی همین آمریکا در یک زمینه، موفقیت چشمگیر ـ هرچند نه کامل و مطلق ـ به دست آورده: از حیز انتفاع انداختن اپوزیسیون همین حکومت. می فرمایید چطور؟ عرض می کنم!

تا موقعی که اپوزیسیون ایران که تنها رهبر واقعیش شاپور بختیار بود، معنای درستی داشت، متأسفانه عده ای هم به سودای مال حول و حوش آن می چرخیدند و اگر فرصت دست می داد به صفوفش رخنه می کردند. طبعاً با هزار جور ابراز عشق به میهن و ارادت به رهبری که دوره اش کرده بودند. می آمدند تا حداقل حقوقی به جیب بزنند و اگر فرصت دست داد، لقمۀ چربی به نیش بکشند و اگر دولت مدد کرد بارشان را حسابی ببندند. یکی از دستگاه هایی که از این افراد لطمه خورد، دستگاه بختیار بود، ولی تنها او نبود، همه لطمه دیدند. در عوض کفتار ها فربه شدند و هنوز تماشای رفاهشان مایۀ لبخند آنهایی است که یادشان هست اسباب کار از کجا تأمین شده است.

در آن زمان هیچکدام دستگاه های اپوزیسیون محض کسب مال بر پا نشده بود، هدف و برنامۀ همه ـ البته در سطوح مختلف ـ سیاسی بود، هرچند میزان آسیب پذیریشان در برابر سؤ استفاده متفاوت بود. به هر حال، در همۀ موارد، اصل بر کوشش سیاسی بود و سؤ استفاده امر جنبی، انگلی مزاحم و مضر. اتفاقی که بعد از حذف بختیار افتاد، این بود که اپوزیسیون دیگر شکل و ترکیب اولیه اش را از دست داد و در عمل آن فسادی که قبلاً زائده بود تبدیل شده به بدنۀ اصلی.

تحول به سرعت اتفاق افتاد و پول و مساعی آمریکا که می خواست به این ترتیب مخالفان ایرانی حکومت را آلت دست خود بکند، درانجامش نقش اساسی داشت. مشکل این بود که اپوزیسیون عملاً بی صاحب شده بود و در معرض همه گونه اغوا بود و قوی ترین وسوسه ها از جانب قدرتی عرضه می شد که نه تنها با جمهوری اسلامی دشمنی می ورزید، این دشمنی را که از حد حکومت بسیار فراتر می رفت، زیر گفتار آزادیخواهانه استتار کرده بود و از این گذشته، امکانات مالی فراوان و در مقیاس ایران، سرسام آوری در اختیار داشت که برای بسیاری جذاب می نمود. چه بهتر از اینکه هم رفاهت تأمین شود و هم ژست مبارز بگیری؟ اگر وجدانی بود و اعتراضی کرد، همیشه می توان جواب داد که پول از هر منبعی آمده صرف مبارزه شده و نباید سخت گرفت، پاکی هدف تلافی آلودگی وسیله را می کند…

از آنهایی که اصلاً به سودای مال وارد میدان شده بودند، حرفی نمی زنم چون تکلیفشان روشن بود و با سر به خدمت ارباب جدید شتافتند. گذرا بگویم که جذب این ها و جمع کردنشان دور یک قطب قوی و معین، می توانست به اپوزیسیون کمک کند، چون به این ترتیب نخاله هایش جدا می شدند و در گوشه ای مجتمع می گشتند. ولی داستان به اینجا ختم نمی شد. آنچه سیاست آمریکا می طلبید چنگ انداختن بر کل اپوزیسیون بود، چون وسیله ساختن از آن مستلزم کنترل کاملش بود. اگر قرار بر این م یشد که خدمتگزاران آمریکا یک طرف جمع شوند و باقی در سویی دیگر، کاری به آن صورت پیش نمی رفت.

این سودای انحصار بود که باعث شد دلالان سیاست آمریکا و اسرائیل که می توان نام نو محافظه کار بر آن نهاد، دوره بیفتند تا هر استعداد درجۀ چندمی را هم که جایی به چشمشان می خورد به استخدام سیاستی که مبلغش بودند در بیاورند. در کنار استخدام افراد، رسانه های مستقل نیز که شمارشان چندان زیاد نبود ولی به هر صورت مخل یکدستی بودند، به هر ترتیب شده، از جمله با خریداری با قیمت بالا به قصد تعطیل، از دور خارج کردند تا میدان برای رسانه های رسمی و روزنامه نگاران مزدور خالی شود.

آن چه که امروزه اپوزیسیون می نامند، فقط زیر فشار حکومت اسلامی به این صورت در نیامده. این فشار همیشه بوده و جهت معین هم داشته است، ولی شکل و بردش روشن بوده و هیچگاه توان اینکه ماهیت اپوزیسیون را قلب کند، نداشته است. نداشته چون از موضع مقابل آن عمل کرده و می کند و نفس این امر ـ خواهی نخواهی ـ به حریفش قوام و دوام می دهد. نقش ایالات متحده در ایجاد موقعیت فعلی بزرگتر از جمهوری اسلامی است. چون نه فقط امکانات بیشتر داشته است، از موضعی وارد عمل شده که حکومت نمی توانسته بشود. حکومت نمی توانسته نقش مخالف خود را بر عهده بگیرد و سیاستی را که جهت مخالف با خودش دارد، ترویج کند. آمریکا می توانسته و در این راه سیاست مزورانه ای را که می دانیم پیش گرفته و بسیاری کسان، بخصوص این نوخاستگان سیاسی تازه از ایران آمده را از راه به در برده و کسانی را که باید سرمایۀ اپوزیسیون می شدند، از ما مبارزان جدی دزدیده است. کلاه شرعی مبارزه با استبداد را هم برایشان دوخته تا هر که پا سست کرده و دنبال توجیه میگردد، از آن استفاده کند.

در نهایت آیا این وضعیت اپوزیسیون واقعی باید اسباب تعجب باشد؟ به تصور من خیر! خوب نگاه کنید، مگر دشمنان ملت ایران غیر از این دو هستند؟ چرا باید در مورد اپوزیسیونی که خواستار بهروزی این ملت است، موضعی غیر از این اتخاذ نمایند؟

۲۴ ژانویۀ ۲۰۲۲، ۴ بهمن ۱۴۰۰

این مقاله برای سایت (iranliberal.com) نوشته شده است و نقل آن با ذکر مأخذ آزاد است

rkamrane@yahoo.com

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)