در نوزدهم دسامبر دور دوم انتخابات ریاست جمهوری شیلی پایان یافت. بر خلاف دور اول و برخلاف تبلیغات مدیای طرفدار  کاندیدای راست، این بار “گابریل بوریچ” کاندید ائتلافی از نیروهای میانه وچپ پیروز انتخابات گردید.

رقیب او “آنتونیو کست” یک راستگرای تمام عیار از جنس ترامپ و بولسونارو در برزیل، نوه یک افسر نازیست آلمانی  که در دور اول انتخابات با فاصله نزدیک به سه درصد پیروز انتخابات گردیده بود، در دور دوم با تفاوت آرائی بیش از یازده درصد شکست خود را پذیرفت.

این انتخابات در شرایطی صورت میگرفت که دستکم از اکتبر ۲۰۱۹ آنچه را که “مدل موفق شیلی” در مدیای بورژوازی در همه جهان سرمایه د اری تبلیغ میشد با یک جنبش اعتراضی توده ای از جانب بازندگان این مدل روبرو شده بود.

مدلی که بر فرازش پرچم نئولیبرالیسم در اهتزار بود. اکنون بازندگان این “بهشت” یعنی مزد بگیران، جوانان، زنان، اهالی بومی، مهاجران از سایر کشورهای آمریکای لاتین مصمم گشته بودند که در تعیین سرنوشت خود دخالت کنند. آنان در جنبش اعتراضی خود آن بخش از احزاب و نیروهای دمکرات مسیحی و سوسیال مسیحی را که در شکل و شمایل اپوزیسیون ظاهر میشد ند  را کنار زده و به حاشیه راندند. اکنون این “جبهه وسیع کرامت انسانی” بود که گام به گام صحنه را تصرف میکرد.

دو سال پیش اگر چه راه پیمائی ها با اعتراض علیه افزایش قیمت بلیط مترو، توسط دانشجویان و دانش آموزان آغاز گشت ولی صف آرائی گسترده مردم معترض و از سوی دیگر شدت عمل نیروهای سرکوبگر دولت، یادآور صحنه های کودتای پینوشه علیه دولت سوسیالیستی سالوادورآلنده وهم یاد آور مبارزاتی بود که منجر به سقوط دیکتاتوری فاشیستی بیست ساله پینوشه گردید. در همان روزهای اول و دوم اعتراضات یعنی در روزهای نوزدهم و بیستم اکتبر دست کم سه تن از معترضان کشته شدند. اعلام وضعیت فوق العاده از جانب رئیس جمهور نیز مردم معترض را به خانه ها باز نگرداند.

سرانجام در سومین روز اعتراضات، دولت افزایش قیمت بلیط مترو را لغو کرده، خواهان گفتگو با معترضان شد و موافقت خود را با تشکیل کمیسیونی جهت باز نویسی قانون اساسی که از زمان دیکتاتوری پینوشه همچنان دست نخورده باقی مانده بود، اعلام کرد. کمیسیون مزبور در ماه مه سال جاری کار خود را آغاز کرد.

کمتر از دوماه مانده به انتخابات یکبار دیگر در روزهای هیجدهم ونوزدهم اکتبر خیابانهای شیلی میدان ابراز وجود دههاهزار نفری معترضان در دومین سالگرد شورش چند هفته ای علیه نظم نئولیبرالی سرمایه داری بود.

همه اینها نشان میداد که جامعه به شدت میان طرفداران جریان راست و نیروی چپ ومیانه قطبی گردیده است. در آن زمان تصویر رسم شده از جانب  مدیای بستر اصلی این بود که گویا “دو پوپولیست” در راست و چپ جامعه  صف کشیده اند و زمانیکه بعد از دور اول انتخابات، کاندید چپگرا و کاندید جریان راست به دور دوم راه یافتند، مجله اکونومیست با اعلام خطر، وارد شدن انتخابات به دور دوم را “خطای فاحش رأی دهندگان شیلیائی” نامید.

عدم پیشروی در کمیته بازنویسی قانون اساسی جدید، فرصتی برای جریان راست بود که همه بخشهای بورژوازی شیلی را به دور “آنتونیو کست” متحد کند.  تبلیغات علیه برنامه های اقتصادی کاندید چپگرا، تبلیغات علیه مهاجران از آمریکای لاتین و بویژه علیه مهاجران هائیتیائی، سم پاشی علیه اهالی بومی و بویژه بومیان “ماپوچه” به مثابه “سرچشمه همه تبهکاریها”، انهدام محیط زیست،  تبلیغات علیه دگر باشان جنسی و بالاخره “خطر کمونیسم” معجونی بود که باید تمام جناح های بورژازی شیلی را به دور “آنتونیو کست” به صف کند.

اما ورود جوانان، زنان، و بومیان در مقیاس گسترده به صحنه انتخابات، سرنوشت آنرا رقم زد. سازمانهای زنان در مقابله با برنامه  های به غایت ضد زن “آنتونیو کست” میلیونها زن را به حمایت از ” گابریل بوریچ ” فراخوان دادند. همین مسئله در مورد اتحادیه های کارگری صدق میکرد. “گابریل بوریچ” قول داده بود که خصوصی سازی در بخش بهداشت وبازنشستگی را لغو کند.

در واقع قطبی شدن جامعه ناشی از بحران اقتصادی و سیاسی سالهای گذشته نه تنها تقابل کاندیداهای راست و چپ را به وجود آورده بود، بلکه فراتر از آن، تقابل طبقات اصلی جامعه یعنی مزد بگیران وصاحبان سرمایه را به صحنه سیاسی جامعه کشانده بود.

درست از اینرو علیرغم آگاهی نسبی بر ماهیت رفرمیستی برنامه های “گابریل بوریچ”، مزد بگیران نمی توانستند بیطرف بمانند. برای آنان شکست دادن ” آنتونیو کست ” اولین سنگر برای پیشرویهای بعدی بود. چرا که پیروزی “آنتونیو کست” شکستی برای طبقه کارگر، برای جوانان، برای زنان، برای اهالی بومی، برای شیلی و برای آمریکای لاتین بود.

اکنون برای چپ های رفرمیست، که آمال و آرزوهایشان را به بند ناف پارلمان و بازیهای پارلمانی دوخته اند  انتخاب “بوریچ” یک پیروزی بزرگ است. برای کمونیستها اما هر درجه ای از پیروزی مردم حتی تحت رهبری چپ رفرمیست علیه جریانات راستگرا تنها وتنها یک گام به جلوست، نه چیزی بیشتر و نه چیزی کمتر. بویژه آنکه نباید فراموش کرد که “گابریل بوریچ” رئیس جمهور کشوری میشود که اکثریت نمایندگان پارلمان را کسانی تشکیل میدهند که مدافعین “پینرا” رئیس جمهور کنونی و نمایندگان بورژوازی شیلی در پارلمان هستند.

“بوریچ” در سخنرانی پیروزی انتخاباتی اش از آنهائی هم که به او رأی ندادند تشکر کرد که گویا “تعهدشان به کشورشان را اعلام کردند”. او خطاب به سایر کاندیداها از جمله رقیب اصلیش، همان نماینده مشترک همه جناحهای بورژوازی شیلی میگوید «آینده شیلی به همه ما در یک جهت، در جهت مردم نیاز دارد و من امیدوارم با حساب روی حمایت شما، ایده ها و پیشنهادات شما دولت خود را آغاز کنم. میدانم ورای تفاوتهائی که داریم، بویژه با “خوزه آنتونیو کست” ، درخواهیم یافت که چگونه بین خود پل هائی بسازیم تا هم میهنان و زنان ما پل هائی بین ما باشند تا هم میهنان ما بتوانند بهتر زندگی کنند ، چون آن چه ما را متحد میکند عشق ما به شیلی ومردم آن است».

فارغ از اینکه “بوریچ” از ارسال این پیام چه اهدافی را تعقیب می کند، اتفاقا هیچ منفعت مشترکی بین مردمی که به رای خود “بوریچ” را روانه کاخ ریاست جمهوری کردند، و جناح راست وجود ندارد. خود این تصور که قرار است پلی بین جناح راست بورژوایی ومردم معترض بوجود بیاید ایده خطرتاکی است که میتواند مردم معترض را در مقابله با دشمنانشان به خواب ببرد.

با وجود همه اینها ،این پیروزی برای قاره ای که حیاط خلوت امپریالیسم آمریکا به حساب میآید و تاریخ خونباری از کودتاها و به قدرت رسیدن جریانات دست راستی، راسیستی و حتی فاشیستی از نوع پینوشه را دارد، قاره ای که هر تغییر مثبتی در آرایش طبقاتیش شاخک های پنتاگون وسیا را حساس کرده وآنها را به حرکت درمیآورد و گوشهایشان تیز میشود، بی اهمیت نیست.

با این وجود نباید تجارب موجود در این زمینه وبویژه تجارب سریزا در یونان و پودموس در اسپانیا  را فراموش کرد. در یونان  جنبشی که از دل اعتراضات واعتصابات طولانی  شکل گرفت و”سیپراس” را در رأس “سریزا” به قدرت رساند چگونه به کارگزار همان نظمی بدل گردید که قرار بود به جدال با آن بپردازد.

به جرأت میتوان گفت که روند اوضاع  بستگی به این دارد آن جنبش کارگری و اعتراضی که بر شانه های خود “گابریل بوریچ” را حمل کرده و بر مسند ریاست جمهوری نشاند، تا چه اندازه برتوهماتش غلبه کند و خیابان را تسلیم پارلمان ننماید.

سخن روز” – شبکه تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له

https://alternative-shorai.tv

 

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)