▪️ما، با نوعی فقدان تشکل‌یابی در کنشگری روبه‌رو شده‌ایم. فقدان تشکل‌یابی، یک خودویرانگری جمعی هم با خود به همراه می‌آورد. وضعیتی که شاید اکنون، بیش از پیش فهم شده است. توده‌ای شدن هر چه بیشتر جامعه، یک تقلیل‌گرایی درون هر گونه مواجهه با امرسیاسی را با خود به همراه دارد. چرا که اجتماع توده‌ای، نمی‌تواند بدیلی مترقی برای مقاومت خلق کند و چرخه‌ی تکرارپذیر انقیاد جمعی، ما را درون خود گرفتار می‌کند.

▪️معلمان اما سال‌هاست که در این میانه برای تحقق حقوق فردی و جمعی خود در حال نهاد‌سازی و اعتراضات مستمر هستند؛ در میانه‌ای که معنای فضیلت واژگون شده است و سلبریتی‌سازی و قربانی‌گری، جای آن را گرفته است. اما معلمان، سازگاری با مقتضیات این سیاست جدید و مجازی ندارند و وضعیت خاص خود را با همه‌ی امکان‌هایی که دارند، عرضه می‌کنند. وضعیتی که امر سیاسی و اجتماعی را در هم گره می‌زند.

▪️آن‌ها با همه‌ی محدودیت‌هایی که وجود دارد و علی‌رغم هزینه‌هایی که می‌پردازند، در تمام این سال‌ها به شناخت عمیق‌تری از این رسیده‌اند که معنای آزاد بودن چیست و چگونه آزادی در کنار برابری و‌ رفع تبعیض و سلطه می‌تواند خلق شود.

▪️همانقدر که نگرانی در خصوص سرکوب سخت اعتراضات‌‌ معلمان توسط دولت وجود دارد، نگرانی در خصوص تحریف یا سرکوب گفتمانی خواسته‌های معلمان توسط نیروهای سهمگینی هم وجود دارد که وجود سازوکارهای فرودست‌سازی از جمله خصوصی‌سازی و کالایی‌سازی آموزش را تبلیغ یا دستکم انکار می‌کنند. نیروهای که کنش و کنشگری جمعی معلمان را تنها در سطح مخالفت با دولت حاکم می‌بینند و مسأله‌ی آموزش رایگان را به غم نان، فرو می‌کاهند.

▪️سازوکارهای یکسانی که همزمان کارگران، کشاورزان، دانشجویان و معلمان را به واکنش وادار کرده است؛ واکنش در برابر سیطره روزافزون سیاست‌های خصوصی‌سازی و کالایی‌سازی بر واحدهای تولیدی، دانشگاه‌ها، منابع طبیعی و مدارس‌.

▪️معلمان اما در مواجهه با آنچه که فرودست‌سازی سازمان‌یافته می‌تواند نام گیرد، یک اجتماع را شکل داده و تلاش دارند که تغییر را به اراده‌ی خود هم در تاریخ ممکن کنند و تقدیر‌گرایی و توده‌گرایی را به عنوان دو عنصری که می‌توانند انفعال را نهادینه کنند، از میان بردارند.

*******************

در همین رابطه:

خصوصی‌سازی، راهی به چاه

توئیت «مهرپویا علا» بیشتر از آنکه نشانگر وقاحت او در تعیین و تکلیف برای مبارزه‌ی صنفی-سیاسی معلمان باشد، خبر از ذهنیت ارتجاعی و خطرناکی می‌دهد که همین وضع کنونی را رقم زده است: ذهنیت لیبرال-نئولیبرال.

برای این طرز تفکر، آزادی جامعه در گرو به بنگاه خصوصی تبدیل شدن تمامی حیات اقتصادی است؛ یعنی غیرانتفاعی شدن تمامی مدارس؛ یعنی نه‌تنها بی‌بهرگی معلمان از حداقل دریافتی غیررتبه‌بندی شده‌ی فعلی (که مورد اعتراض است)، بلکه بسیار کمتر از آن و در شرایط از بین رفتن امکان تشکل‌یابی.

از بی‌کفایتی و دزدی‌های حکومت جمهوری اسلامی، بیرون کشیدن این راه‌حل که باید همه چیز را خصوصی‌ کرد، شعبده‌بازی خطرناکی است که نه فقط اصلاح‌طلب و اصول‌گرا، که انواع و اقسام اپوزیسیون راست، از سلطنت‌طلب تا جمهوری‌خواه سکولار هم بر طبل آن می‌کوبند.

باری این همه در حالی است که معلمان خود راه‌حل را پیش‌تر فریاد زندند:
آموزش رایگان/ حق همه مردمان
و این آلترناتیو قطعا از مسیر مدار غیرانتفاعی و پول‌های هنگفت به اسم «آموزش باکیفیت» نمی‌گذرد.
برای آنکه «حق آموزش رایگان» متحقق شود، باید اداره‌ی مدارس در دست «شورا»یی مرکب از معلمان و دانش‌آموزان باشد و روابط مبتنی بر خرید و فروش کالا از جامعه زُدوده شود.

امروز نه فقط در حوزه‌ی آموزش و پرورش، بلکه در هر جای دیگر، راه‌حل نه خصوصی‌ شدن یا که دولتی شدن تولید و خدمات، بلکه واگذاری آن به «شوراهای مردمی» است.

#نه_به_خصوصی‌سازی
#اداره‌ی_شورایی
#معلمان
#آموزش_رایگان

@sarkhatism

فقط و فقط برای توجه معلمان و فرهنگیان

در واکنش به تصمیم امروز نمایندگان مجلس مبنی بر بی‌توجهی به همسان‌سازی واقعی حقوق‌ بازنشستگان و سرهم‌بندی رتبه‌بندی، معلمان ایران به صورت خودجوش برای اعتراضات بعدی در حال برنامه ریزی هستند.

در یک اقدام مهم برای “اطلاع رسانی و جذب حداکثری همکاران برای تجمع بعدی” گروههای واتساپی سراسری تشکیل شده‌است.

شما می‌توانید از طریق “لینک گروه‌های فرهنگیان سراسر کشور جهت هماهنگی و حفظ انسجام” برای هماهنگی به همکاران معترض بپیوندید.

لطفا فقط معلمان و همکاران فرهنگی را دعوت کنید.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)