روز جمعه دهم دسامبر روز جهانی حقوق بشر است. ۷۳ سال پیش در چنین روزی “منشور جهانی حقوق بشر” به عنوان سندی جهانی و لازم الاجرا، به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید.

حقوق بشر عبارتی است که پیش از آن هم مفهومش برای مردم جهان آشنا بود، اما اندیشه تبدیل آن به یک منشور مدون و به تصویب رساندن آن در یک مجمع جهانی بعد از جنگ جهانی دوم مطرح گردید و به تصویب اکثریت دولت های عضو آن زمان سازمان ملل متحد رسید.

مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر به رغم ماهیت و محدودیت های آن حاصل مبارزات کارگران و آزادیخواهان جهان است. هر قدم عقب نشینی نظام سرمایه داری در مقابل آن جز با جانبازی و فداکاری های بسیار میسر نشده است. بورژوازی جهانی نهایتا مجبور شد آن را با آب بندی های لازم با منافع خود هماهنگ سازد و به نام خود در تاریخ خویش ثبت نماید.

این منشور با وجود این که بنیادهای اساسی نظام سرمایه داری را زیر سوال نمی برد و اساس مالکیت خصوصی و استثمار انسان به دست انسان را محترم می شمارد، اما با وجود این، در همین حد هم دستاورد مبارزات انسان ها برای کسب آزادی این عصر است و هنوز حتی در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه داری هم برای اجرای تمام و کمال آن باید مبارزه کرد.

اگر روزگاری اندیشه حمایت از حقوق بشر برخاسته از فجایع ناشی از جنگ و علیه جنگ بود و می خواست حرمت انسان و حقوق انسان را یادآور شود و از تکرار نقض آن جلوگیری کند، اما از همان اولین روزهای تصویب این اعلامیه جهانی، نقض مداوم مفاد آن در بسیاری از کشورها همچنان ادامه یافت و حقوق اولیه مندرج در این بیانیه از سوی امضا کنندگان آن در شرایط جنگی و غیر جنگی مدام زیر پا نهاده شد.

۷۳ سال پیش، اعلامیه جهانی حقوق بشر را بر ویرانه های جنگ جهانی دوم بنیاد گذاشتند تا به اصطلاح شالوده جهانی را پی بریزند که بی حرمتی به حقوق انسان را تحمل نکند. اکنون که بیش از ۷۳ سال از پایان جنگ جهانی دوم و تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر گذشته است، شاید نتوان شاهد زنده ای را یافت که از جنگ و مصائب آن دوران بگوید؛ اما جوانان سوری، عراقی، یمنی، لیبیایی، افغانستانی، بوسنیائی، رواندائی و غیره شاهدان زنده دیگری هستند تا بگویند آنگاه که کودکان خردسالی بوده اند، به اراده همان دولت های امضاء کننده اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر سرشان چه آورده اند و شهر و دیارشان را چگونه با بمب و گلوله شخم زده و چگونه برادران، خواهران و دوستان شان را در کنارشان در خون غلتانده اند.

هنوز در بسیاری از کشورها، آشکارا ابتدایی ترین حقوق انسان ها را که حق حیات باشد، لگدمال می کنند.

نقض حقوق انسان ها در قالب گرسنگی، قحطی، انواع بیماری های واگیردار، تجارت سکس، قاچاق مواد مخدر و غیره حتی در منشور جهانی حقوق بشر نیز مورد اشاره قرار نمی گیرد.

علیرغم وجود این منشور بین المللی؛ هنوز در بیشتر نقاط جهان زنان تحت فشار مردسالاری نه تنها از حقوق یکسان با مردان برخوردار نیستند، بلکه هر روز قربانی خشونت می شوند. زنان کارگر به ازاء کار یکسان مزد یکسان دریافت نمی کنند.

در برخی از کشورهای مسلمان نشین، زن رسما جنس فرودست به حساب می آید. هنوز کودک را آدم کامل با حقوق کامل به حساب نمی آورند، هنوز ملت ها از حق تعیین سرنوشت خود برخوردار نیستند، هنوز بسیاری از کشورها مجازات اعدام دارند، هنوز دینداری و بی دینی انسان ها توسط حکومت ها معیار واقع می شود، هنوز تبعیض جنسیتی و شکنجه در بسیاری از کشورها، توجیه قانونی دارد و هنوز آزادی عقیده و بیان زیر تیغ سانسور است.

در ایران نقض حقوق بشر در بالاترین حد خودش اعمال می شود. یکی از افتخارات رئیس جمهور رژیم اسلامی ایران عضویت در هیئت مرگ هزاران زندانی سیاسی است. در زندان های رژیم اسلامی حاکم بر ایران هزاران انسان شریف به خاطر اندیشه و مرام و عقیده شان در سیاهچال ها محبوس و از کمترین حقوق انسانی برخوردارند و شبح مرگ بر فراز سر بسیاری از آنان در گردش است. شکنجه در زندان ها و شلاق زدن انسان ها در ملاء عام امری روزمره است. جمهوری اسلامی بالاترین رتبه اعدام انسان ها را در جهان به خود اختصاص داده و رژیمی است که کودکان کمتر از ۱۸ سال را به دار می آویزد. در این کشور ستم ملی و جنسیتی و مذهبی رسمیت قانونی دارد.

معیار رعایت حقوق بشر در هر جامعه ای را باید بر حسب برابری انسان ها و برخورداری از موهبت های انسانی محاسبه کرد.

جامعه سرمایه داری بنا به ماهیتش که بر پایه وجود تضاد طبقاتی بنیاد گذاشته شده است، نمی تواند مدافع واقعی حقوق انسان ها باشد. حقوق بشر تنها زمانی متحقق و تضمین می شود که اختلاف طبقاتی در میان نباشد و انسان ها امکان داشته باشند در رفاه کامل با هم برابر باشند و البته این امر در جامعه ای که اساس آن بر استثمار انسان به دست انسان بنا شده و هدف تولید، نه تامین نیاز انسان ها بلکه کسب سود است، تضمین نمی شود.

چنین جامعه ای که از چنین موهبتی برخوردار باشد، تنها جامعه سوسیالیستی است. برای تحقق چنین جامعه ای که در آن حقوق واقعی بشر تضمین می شود باید مبارزه کرد.

اما تا آن زمان که جامعه بشری بطور کامل از شر نظام سرمایه داری رها می شود، رعایت حقوق اولیه انسان ها که بخشی از آن در اعلامیه جهانی حقوق بشر قید شده، امری الزامی است و باید به رسمیت شناخته شود و در عمل رعایت گردد.

اما اعلامیه حقوق بشر با توجه به محدودیت های آن، با توجه به ماهیت بورژوایی آن نمی تواند پرچم مبارزه علیه این بیحقوقی ها باشد. مبارزه علیه خشونت دولتی علیه انسانها، مبارزه برای جدائی مذهب از دولت و علیه دخالت مذهب در عرصه های مختلف حیات اجتماعی انسان ها، تماما خارج از چهارچوب اعلامیه حقوق بشر و تفسیر محدود این اعلامیه از حقوق انسانها قرار میگیرد.

“سخن روز” – شبکه تلویزیون حزب کمونیست ایران و کومه له

https://alternative-shorai.tv

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)