قیام اصفهان و لرزه‌های آن برای حکومت ایران

به دنبال قیام اصفهان که فراتر از کشاورزان دیگر اقشار این استان را نیز در بر گرفت، وحشت در اظهارات و رسانه‌های حکومت ایران دیده می‌شود.

قیام اصفهان در سال ۱۴۰۰ تفاوتی کمی و کیفی زیادی با دیگر قیام‌های مشابه در استان اصفهان و بر سر آب داشت.

گستردگی طیف معترضان در قیام اصفهان اولین وجه ممیزه‌ی این اعتراضات با اعتراضات پیشین مشابه بود.

با وجود اینکه اعتراضات کشاورزان و مردم اصفهان در اعتراض به کم‌آبی و بی‌آبی و حقابه، ده سالی می‌شود که جریان دارد اما قیام اخیر اصفهان نشان داد که طیف‌های بسیار گسترده‌تری از مردم اصفهان از اقشار مختلف به کشاورزان معترض پیوسته‌اند.

تفاوت دیگر و بارز قیام این بار اصفهان در ایستادگی و خالی نکردن میدان حتی در مقابل نیروهای امنیتی و لباس شخصی و در برخی موارد درگیری با آنان و حمله و هجوم به سوی آنان بود.

این اقدامات از سوی اقشار زحمتکشی مانند کشاورزان که خواسته‌های به حق و مشروعی چون حقابه و آب برای معیشت خود می‌خواهند می‌‌تواند سرآغاز سلسله‌ای از اقدامات مشابه برای اقشار دیگر باشد در جایی که حکومتگران نه تنها به مطالبات به حق کشاورزان جواب نمی‌دهند بلکه جواب آنان را با خشونت و گلوله می‌دهند! [خامنه ای! چشم هایم کو؟]

کما اینکه وقتی اعتراضات کشاورزان در بستر خشک زاینده رود با تهاجم نیروهای انتظامی و لباس شخصی مورد هجوم قرار گرفتند این اعتراضات از بستر زاینده رود به بستر خیابان‌های اصفهان تغییر مسیر داد و نسل جوان و شورش‌گری را وارد میدان کرد که حکومت از آنان وحشت دارد.

بهانه حکومت ایران برای سرکوب قیام اصفهان

حکومت ولایت فقیه برای سرکوب قیام اصفهان از حربه «دست داشتن دشمنان خارجی» در این اعتراضات استفاده کرد.

این امر که همیشه از سوی حکومت ایران برای سرکوب اعتراضات به حق و مردمی به کار می‌رود، شاید بتواند برای مدت زمان کوتاه و مقطعی برای فرو نشاندن خشم معترضان کارساز باشد اما هم‌زمان می‌‌تواند نگاه‌های خیل معترضان را به سوی خارج از مرزها سوق دهد.

افزون بر اینکه خشونت به کار رفته در این اعتراضات خونبار بیش از آنکه برای حکومت ایران مفید فایده باشد، برای معترضان به بی‌آبی اتحاد و یکدستی در مقابل حکومت ولایت فقیه فراهم خواهد آورد.

در جایی که چهره خونین پیرمردی کشاورز که به جای مطالبه‌اش یعنی حقابه، گلوله دریافت کرده و چهره‌اش خونین شده است، قطع یقین نمی‌توان برنده این صحنه را هر چند قیام اصفهان موقتا رو به پراکندگی بگذارد را به نفع حکومتگران تعبیر کرد.

آتش زدن چادرهای کشاورزان و آتشی که در انتظار حکومت است

از سوی دیگر حکومت ایران برای متفرق کردن قیام اصفهان و کشاورزان اصفهانی اقدام به آتش زدن چادرهایی کرد که کشاورزان برای گذران شب‌های سرد برای خود بر پا کرده بودند.

اینگونه اقدامات نیز همانند اعمال سرکوبگرانه دیگر علاوه بر این که بر اتحاد کشاورزان و خشم ‌آنان می‌افزاید، آتش خشمی را در ناخودآگاه بسیاری از ایرانیان که در شبکه‌های اجتماعی شاهد این تصاویر بودند شعله‌ور می‌سازد.

آنان به این خواهند اندیشید که در جایی که فریاد حق‌خواهی مردمان زحمتکشی چون کشاورزان برای گرفتن حقابه مشروع، با آتش و گلوله پاسخ می‌یابد چاره برای مقابله با این حکومت از جنس دیگری باید باشد.

قیام اصفهان ادامه خواهد داشت

در جایی که کانون بحران یعنی بی‌آبی که با معیشت هزاران هزار نفر از کشاورزان و مردم استان اصفهان سر و کار دارد به قوت خود باقیست، احتمال قیام‌های دیگری از این سنخ در آینده‌ای نه چندان دور بعید نمی‌نماید.

اما نکته کلیدی در این بین آن است که در صورت تسری قیام اصفهان به استان‌ها دیگر از جمله چهار محال و بختیاری، لرستان و… می‌تواند کار را از اینکه هست برای حکومت ایران دشوارتر سازد.

به نظر می‌رسد روزهای سختی در انتظار حکومت ولایت فقیه است.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)