قسمت اول
به یاد دارم که رهبر عالی ایران در یکی از سخنرانی های خود – که در زمان انتخابات رنگ و بوی انتخاباتی می گیرد و صرف ارائه الگو به کاندیداها و مردم می شود – از الگوی انتخاباتی آمریکا دم می زد.
آیت الله خامنه ای این بار دو حزب جمهوری خواه و محافظه کار آمریکا را به عنوان الگو مطرح کرد . وی از رقابت شدید این دو حزب در زمان چند ماهه انتخابات و سپس همدلی و همیاری آنها در بعد از انتخابات گفت و از احزاب ایران هم خواست اینگونه رفتار کنند.
همانگونه که می بینید کارشکنی هر یک از دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب علیه یک دیگر نگرانی های بسیاری را بر انگیخته تا جایی که رهبر عالی ایران را هم به واکنش وا داشته .
لازم است در اینجا به این نکته اشاره کنم که آیت الله خامنه ای تنها در مواقعی به ابراز عقیده و ارائه رویکرد های خویش می پردازد که مساله را برای امنیت جمهوری اسلامی جدی بپندارد. برای مثال یادآور می شود زمانی که ارتش عربستان سعودی وارد بحرین شد انتظار می رفت آیت الله خامنه ای که به عنوان رهبر شیعیان جهان شناخته می شود واکنش جدی از خود نشان دهد , ولی در اولین سخنرانی بعد از این واقعه ایشان هیچ اشاره ای به این واقعه نکرد گویی هیچ اتفاقی نیافتاده است .
به سادگی دیده می شود کارشکنی احزاب مختلف در نظر آیت الله خامنه ای حاکمیت جمهوری اسلامی را بیشتر از فعالیت های نظامی عربستان سعودی تهدید می کند.
اما باید دید این کار شکنی ها چگونه صورت می گیرد.
در مناظره سال 88 بین احمدی نژاد و موسوی ؛ محمود احمدی نژاد خطاب به مردم ایران افشا کرد که هاشمی در ملاقات با یکی از پادشاهان حاشه خلیج گفته است این حکومت شش ماه هم دوام نمی آورد.
با روحیه ای که همه از هاشمی سراغ داریم واضح است که این حرف صرفا یک پیش بینی نبوده بلکه در واقع وعده انتقام هاشمی از جوانی که این گرگ باران دیده میدان سیاست را شکست می دهد , بوده است .
در سال 92 هم حیدر مصلحی وزیر اطلاعات احمدی نژاد در پاسخ به هاشمی که گفته بود “قبلا همه این اوضاع را پیش بینی کرده بودم”
گفت : شما پیش بینی نکرده بودید بلکه تهدید کرده بودید و تنها کاری که کردید این بود که تهدید خود را عملی کردید.
آری حقیقت این است که با پیروزی انقلاب در ایران و سپس در دوران سازندگی هاشمی و فرزندان متعددش ؛ به قطب های اقتصادی ایران تبدیل شدند. آن قدر قدرتمند که به زعم خود شش ماهه می توانند حکومت محمود احمدی نژاد را ساقط نمایند.
اما احمدی نژاد فردی که آن زمان برایمان ناشناخته بود نشان داد که با رندی می تواند شش سال در مقابل هاشمی دوام بیاورد.
– در این مورد که چرا این مقاومت شش سال و نه کل زمان ریاست جمهوری وی به طول انجامید بعدا بحث خواهم کرد –
اما واقعا فقط احمدی نژاد توانست مقاومت کند . تمام فشار ناشی از این مقاومت بر دوش مردم بود . مردم فارغ از دیدگاه سیاسیشان. تمام مردمی که در ایران زندگی می کردند ؛ چه اصلاح طلب چه اصولگرا و چه خنثی. آری گران شدن کالاهای اساسی مردم بر همه اثر میگذارد بر بعضی کمتر و بر بعضی بیشتر.
هاشمی و فرزندانش با در در دست داشتن قدرت اقتصادی در ایران تلاش می کردند با بالا بردن قیمتها با شیوه های گوناگون اینگونه به مردم القا کنند که تمام این مشکلات اقتصادی ناشی از ناکارآمدی احمدی نژاد است.
در این میان احمدی نژاد سعی می کرد برای برخورد با هاشمی و دار و دسته اش یا به قول خودش باند ثروت و قدرت از قوه قضاییه و مقننه کمک بگیرد. غافل از این که اخوان لاریجانی هم یار هاشمی اند.
سال 88 انتقام جویی هاشمی به اوج خود رسید . قدرت و ثروت این بار در خدمت منتقدان و مخالفان قرار گرفت . از رونامه نگار و دانشجو گرفته تا گروهک های مسلح.
این روند ادامه داشت تا جایی که دیگر آملی لاریجانی رئیس دستگاه قضایی ایران هم نتوانست از هاشمی دفاع کند و سرانجام مجبور به محاکمه دو تن از فرزندان وی یعنی فائزه و مهدی گردید.
روند رویارویی احزاب بیرون از حاکمیت با قوه مجریه همچنان ادامه داشت . اما بعد از حوادث امنیتی سال 88 و اقدامات متقابل وزارت اطلاعات , اطلاعات سپاه و بسیج این رویارویی فقط منحصر به اقتصاد گردید.
در این دوره بارها محمود احمدی نژاد تهدید به افشای “مفسدان اقتصادی” نمود. اکنون همه با بگم بگم های معروف احمدی نژاد آشنا هستیم . می دانیم مطمئنا احمدی نژاد دلیل خوبی برای افشا نکردن این مفسدان اقتصادی داشته است . شاید ترس از سرنوشت شوم خود…
با فرا رسیدن موسم انتخابات دیگر شکی باقی نماند که تمام فشارهای اقتصادی و گرانی ها نتیجه انتقام جویی دار و دسته هاشمی است و نه تحریم های فلج کننده ایالات متحده.
قبل از ثبت نام هاشمی صرافی ها نرخ ارز و طلا را به بعد از ثبت نام وی در انتخابات ریاست جمهوری موکول می کردند.
فقط با حضور هاشمی در وزارت کشور جمهوری اسلامی قیمت طلا و دلار و خودرو پراید که قبل از انتخابات به طرز عجیبی افزایش یافته بود کاهش یافت . به طوری که مردم به شوخی از هاشمی می خواستند که هر روز به وزارت کشور برود و ثبت نام کند!
بعد از 24 خرداد و با اعلام پیروزی حسن روحانی یار گرمابه و گلستان هاشمی , همان فردی که حامل کلید هاشمی بود – کلیدی که گفته می شود کلید خزانه هاشمی است – این روند نزولی همچنان ادامه پیدا کرد.
به طور مثال قیمت طلا با کاهش ششصد هزار تومانی به یک میلیون رسید .
ممکن است اینجا سوالی پیش بیاید. آیا باند قدرت و ثروت که سال های سال نبض اقتصاد ایران را در دست دارد و حتی فردی با روحیات احمدی نژاد و در پست ریاست جمهوری هم نمی تواند مقابل آن بایستد چنین اقدام ناشیانه ای انجام می دهد؟ یعنی به این راحتی نقاب از چهره بر می دارد؟ طوری که تمام مردم به این واقعیت که قدرت در دست آنهاست و هر تلاشی برای مقابله با آنها محکوم به شکست است پی ببرند؟
تنها پاسخی که به ذهن می رسد این است که بله . این جریان نقاب از چهره برداشته اما نه از روی ناشی گری بلکه تعمدا و برای گرفتن زهر چشم. آنها تجربه تلخ هشت سال جنگیدن با حاکمیت را در کوله بار خود دارند. هشت سالی که برایشان به اندازه هشت سال جنگ با عراق هزینه بر بوده است. و خود هاشمی این هشت سال را با هشت سال جنگ تحمیلی مقایسه می کند.
آنها می خواهند این گونه به مردم القا کنند که با انتخاب مجدد اصولگراها در واقع به فشار اقتصادی و گرانی رای می دهند. ابایی هم از دستگاه قضایی فشل ایران ندارند. دستگاه قضایی که با یک دزد موتور سیکلت شدیدتر از دزد 3000میلیاردی برخورد می کند.
چنین دستگاه قضایی قاعدتا یارای مقابله با چنین باند بزرگ و قدرتمندی را نخواهد داشت , حتی اگر – تاکید می کنم اگر – قصد مقابله داشته باشد.
اما در مقابل این همه فشار که از طریق گران شدن کالاهای اساسی و احتکار و هزاران ترفند و راهکار دیگر بر مردم ایران تحمیل می شود تا فقط آنها را از انتخاب فردی مغایر با خواسته های آنها باز دارد چه عکس العملی صورت می گیرد.
در مقابل کار شکنی تشنگان قدرت , شیفتگان خدمت چه می کنند؟ اصولگراها در زمان حکومت اصلاحات چگونه سنگ اندازی می کنند؟
هدف از این متن با توجه به نزدیک شدن دوران سنگ اندازی اصولگراها در واقع پاسخ به سوال بالا می باشد . اما به علت طولانی شدن بماند برای قسمت بعد…
فقط در همین حد اشاره کنم اصولگراها با نفوذ در سیستم های امنیتی و اطلاعاتی و اعمال فشار از این طریق به سنگ اندازی می پردازند.
تنها بازنده این کش مکش های بر سر قدرت مردم ایران هستند.
کش مکش ها به حدی جدی است که رهبر ایران هم احساس خطر می کند….

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)