پنجم اسفند در فرهنگ ما روز زن بوده است که ریشه از روزگاران کهن دارد
درگاهشمار ایرانی که دوازده ماهسال سی روزه اند جشن زن از نخستین روز اسفندآغاز میگردیده و دراین پنج روز کارهای خانه به دوش مردان بوده تا سختی کار زنان را دریابند و گرامی اش بدارند. تا پیش از آلوده شدن باورهای ایرانی با توراتیان ؛ زن جایگاهی ارجمند داشته است.
اشوزردشت می گوید:
فروهر زنان و مردان پارسا را می ستایم و نمی گوید:
مردان برزنان برتری دارند زیرا خداوند برخی را به برخی برتری داده است.
از دوران هخامنشیان که گروههایی از یهودیان در ایران ماندگار می شوند آرام آرام نگاه زن ستیز آنان در موبدان نیز رخنه و به جایگاه زن آسیب میرساند؛
تا بدانجا که هنگامی تخت و تاج شاهی به بوراندوخت دختر خسرو پرویز می رسد او در سخنرانی اش می گوید:
مهم نیست که شاه زن باشد یا مرد مهم آن است که کشور را چگونه اداره کند.
بهر روی برای زنان ایران جشن روز زن نمادیست ارزنده تا بدانند در سرزمین شان از چه جایگاهی برخوردار بوده اند. سروده ام را به همه زنانی که در این سر زمین پهناورکه در درازای زمان بخش ها یی را سیاست از ما جدا ولی هنوز با این فرهنگ و باورهایش زیسته و میزیند پیشکش می دارم.
زنم من
گوهر اندیشه هستی
زن و زایندگی با زندگی
پیوند مزدایی ست
دراین خاک اهورایی
دراین فرهنگ شیدایی
که عرفان ریشه در ژرفای جان دارد
زلال دلنشین واژه های گاتها هستم
ریشه ام را در زمین پاک ایرانویج می جویم
همین خاکی که روییده ست
ریواس بلند زندگی
با مشی و مشیانه
من از مشیانه ام حوای زن بابا
به زور دشنه در زنجیر خود آورد
نیایم از گُل خوشبوی ریواسند
نه از آدم
زمُشتی خاک آب آلود
نه از حوا
که آماسید زیر دنده ی آدم
مرا هرمزد آن بیانگر هستی
خردمند خردمندان
مرا بانوی زیبا پیکر آناهید
ایزد فرمانروای آبهای بیکران پشت است
و مِهرِ تابناک آن زیرک دانا

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.