ما هر روز،هرساعت ، هر دقیقه و ثانیه بمباران خبری می شویم . عموم مردم بدون راستی آزمایی به مراجع در دسترس اعتماد می کنند و براین مبنا خبرها را قورت می دهند و به پرسش نمی گیرند و دربست قبول می کنند غافل از آنکه این خبرها فکر آنها را شکل می دهد.

 علاقمندان جدی سیاست اهل استدلال اند وبا موضع گیری سیاسی که دارند آن خبر را به چالش و ارزیابی می کشند، منبع خبر را زیر سؤال می برند و درستی و نادرستی آن را می سنجند و پی آمدهای آن را حدس می زنند و این که با سیاست کدام حزب و دسته ای تطبیق می کند. به عبارت دیگر این گروه عمیق تر به مسایل می اندیشد اما مردم عادی که درگیرزندگی روزمره هستند مشکلات روزانه برایشان مطرح است . گرانی ، ترافیک ، زندانی ها ، زورگویی ماموران دولت ، دارو و بهداشت و … و در این رابطه خبرها را هرچه اغراق آمیزتر و احساسی تر، زودتر می پذیرند .

نتیجه این ساده نگری اینست که کمتر کتاب و مطلب جدی می خوانند و به آسانی طعمۀ تبلیغات می شوند . اگر هم گاهی چیزی به چشمشان بخورد به خواندن یکی دو تیتر اکتفا می کنند و در جمع به شنیدن تمایل بیشتری دارند. دنیای دیجیتال هم این شیوه را ترویج می کند به ویژه در میان ما ایرانیان که فرهنگ نقالی همچنان باقی و محبوب است. موبیل را باز می کنی و به سرعت می توانی در یکی دو دقیقه چندین تیتر خبر را بخوانی و آن را ببندی.

 البته این که ما با چه کسانی در شبکه های اجتماعی دوست هستیم و در کجا اطلاعات جمع آوری می کنیم هم در سرازیر شدن خبرهای یکسان و بسته بندی شده مؤثر است و همینها، بر ما و نظرات ما تأثیر می گذارد که باور کنیم به حقایق دست یافته ایم.

اخبار مغشوش اختلاف می آفریند

امروزه می بینیم که اختلافات و تفرقه ها به مراتب عمیق ترشده است. قبلاً تنوع منابع خبری محدود بود و هر کدام این منابع نوعی یکدستی ، یعنی هویت کمابیش روشنی داشت. اما اکنون با حجم عظیمی از اطلاعات از منابع مختلف با اهداف کاملاً متفاوت رو به رو هستیم. پیامد آن اینست که ما درک های متفاوتی از قضایا پیدا می کنیم و حتا دیدگاه های یکدیگر را نمی شناسیم یا نمی فهمیم. بویژه که در شرایط تاریخی بسیار حساسی هستیم و سال هاست در مناقشۀ جمهوری اسلامی با آمریکا بسر می بریم و رادیو و تلویزیون های متعددی برای شکل دادن افکار عمومی ما سازماندهی شده  که تعهد چندانی به خبررسانی درست ندارد و تبلیغات خود را میکند. تبلیغات ما را به طور حساب شده و مداوم شستشوی مغزی می دهد تا تجاوز بیگانه به کشورمان را با میل بپذیریم. چند نفر مزدور هم استخدام می کنند تا تبلیغ بمباران کشور را بکنند.

امروزه فاصلۀ فکری بین ما به حدی زیاد است که در بسیاری از موارد حتی تصویر یکدستی از امورجاری و واقعیت ها نداریم. بدین ترتیب مباحثات و مناظرات ما بر اساس این اختلاف نظرها موجب می شود که به توافق نرسیم، کار حتا بدشمنی و دوقطبی شدن می انجامد. امروز اتفاق و یگانگی رسانه های غرب در عادی نشان دادن تحریم ها و تجاوزها تا آنجا رفته که عده ای گرسنگی مردم راعادی بدانند و یا فقط عامل آن را جمهوری اسلامی بدانند. شاهد بودیم همین نوع تبلیغات در هموار کردن راه جنگ افغانستان ، عراق ، لیبی و سوریه عمل کرد.

شبکه های اجتماعی قانون و اخلاق ندارند

 نسل امثال من تبلیغات جنگ سرد را به یاد دارد و می داند که دو طرف تا چه اندازه دروغ گفتند و البته این را هم به یاد می آورد که مناقشات طرفداران دو اردوگاه چگونه به جدل و دعوا می کشید. امروز یادآوری آن خاطرات گاهی مضحک است ولی نمی تواند تلخی آن ایام را کاملاً پاک کند.

تازه این متعلق به زمانی است که دستکم در کشورهای دموکراتیک، روزنامه نگاری توسط قانون و از طریق قواعد اخلاق مطبوعاتی تنظیم شده بود. ولی امروز شبکه های اجتماعی چنین تعهدی ندارند و قانونی هم بر نظارت آنها موجود نیست. امروز شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک ، توئیتر و یوتیوب از برکت تکنولوژی جدید به میلیاردها پول دست پیدا کرده اند وخدا راهم بنده نیستند و فقط پی کسب درآمد هستند و در پی اهداف خاصی و برآوردن نیازهای اربابان زور و پول عمل می کنند و سایت هایی که تصویر و فیلم سربریدن حملات داعش را علناً به نمایش گذاشته بودند از گذاشتن یک عکس تازه مثلاً شلاق زدن بعنوان ترویج خشونت جلوگیری می کنند.

کشورهای غربی مدعیند که ترویج دروغ و انتشاراخبارجعلی را خطری برای دموکراسی تلقی می کنند ولی کار در عمل صورت دیگری دارد. مهم این است که شما بتوانید تصمیم بگیرید که چه راست است و چه دروغ. برای ما این تبلیغات هدفمند بیزاری از وطن راتبلیغ می کند. برای ما چنین وانمود می کند که این مملکت چنان آخوندزده شده که به هیچ درد دیگری جز بمباردمان نمی خورد. در تصویرها و فیلم ها هرچه بدبختی و نکبت است به ایران و ایرانی نسبت می دهند و هیچ نکتۀ مثبتی نمی بینند. انقدر پیش می روند که شما قید کشورو مردم را بزنی و بگویی گور پدر همه کرده یک بمب بیندازند که این کشور نابود شود یعنی عدمش به ز وجود.

فقط ما با جعل خبر روبرو نیستیم بلکه با سانسور و تغییر خبر یا تیتر بدون محتوا هم روبرو هستیم. تیتر تغییر یافتۀ جنجال افرینی که هیچ ربطی با اصل خبر ندارد ولی تأثیر خود را می گذارد و با احساسات مردم بازی می کند و سر بزنگاه آنها را به بیراهه میکشاند.

دو نمونۀ تبلیغات جعلی

چندی پیش هیأت پخش شبکه “بی‌بی‌سی” انگلیسی اعتراف کرد که فیلم مستندی که سال گذشته از این شبکه درباره حمله شیمیایی سال ۲۰۱۸ به شهر “دوما” در سوریه پخش شد حاوی اطلاعات اشتباه و ادعاهای کذب بود‌ه‌است.

ریام دالاتی خبرنگار شبکه بی‌بی‌سی طی تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۹ از بیمارستان شهر دوما در روز حمله شیمیایی ادعایی غرب به دست آورده بود به این نتیجه رسیده که حقیقت ماجرا یک جنگ روانی و گمراهی بین‌المللی علیه دولت دمشق بوده‌است و هیچگونه گاز “سارین” در شهر دوما استفاده نشده ‌است.

آنانی که جنگ های سوریه و مخالفانش را تعقیب می کردند بخاطر دارند که هر از گاهی با این صحنه سازی ها چقدر مردم دنیا را فریب دادند تا حمله به سوریه را موجه نشان بدهند. البته شیوۀ حمله همواره به دیکتاتور بودن رهبران این کشورهاست که حقیقتی غیرقابل انکاراست ولی پرسش اینست مگر داعشیانی که با اسد دیکتاتور می جنگد دموکرات و آزادیخواهند؟

بیاد بیاوریم که صدام حسین هم سلاح کشتار دستجمعی نداشت و آنچه که عنوان شد و حتا در سازمان ملل ادعا شد تماما دروغ بود. یادآوری کنم که وجود استبداد دروغگویی را توجیه نمی کند.

چندی پیش تلویزیون CNN این خبر را منتشر کرد که ایلان ماسک ، موسس تسلا ، این شرکت را ترک می کند تا در عوض در یک شرکت فناوری جدید سرمایه گذاری کند. اخبار معتبر به نظر می رسید و با نشان و آدرس CNN مطابقت داشت ولی دروغ بود. به این ترتیب یک عده از سرمایه داران گروه دیگری از سرمایه داران را فریفتند و متضرر کردند.

وضع ما چیست؟

از این مثال ها ده ها یا شاید سدها می توان زد. یک فرهنگ دروغگویی رایج شده که هیچ کس از آن مصون نیست و برای همین باید همواره هر خبری را با احتیاط بررسی کرد. مهم این است که موقعیت ایرانیان موقعیت عادی نیست که بتوان به راحتی در این مورد اغماض کرد یا دامنۀ کار و خطرش را محدود فرض کرد. می خواهند کشور ما را از هم بپاشانند و در این شرایط برد خبر دروغ در حد ضرر مالی یا از این قبیل نیست. بی اعتنایی به این دستگاه بزرگ دروغپردازی که همه گونه وسیله برای موجه جلوه دادن خویش دارد، می تواند بسیار گران تمام شود و متأسفانه کمتر کسی به این خطر آگاه است و در برابر آن هشدار می دهد. بخش بزرگی از مبارزۀ ما، نه فقط برای آزادی وطن که برای حفظ موجودیتش، در میدان رسانه ها جریان دارد و وطن خواهان نه در داخل و نه در خارج رسانه ای ندارند تا به آن متکی باشند.

فکر می کنید فقط با نظام اسلامی طرف هستیم؟ اشتباه می کنید.

۲ مهر ۱۴۰۰

۲۰۲۱-۰۹-۲۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)