اصل بر این نیست که به اسم اسلام حکومت شود!

ولی فقیه سوم؛ خطری  که در کمین است! شماره  (۶۴)

[حکایت حکومت ولایت فقیه در سرزمین ایران

فصل دوم (۲۱)

تصویب اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی(اول) تا دوره ی  «مطلقه»]

تدوین و تحقیق از: محمد شوری (نویسنده و روزنامه نگار)   

   @shourimohammad

 

سوال:

ممکن است بطور اجمال نظرخودتان را درباره ولایت فقیه و مفهوم  و نتایج حاصله از آن در امر حکومت برای خوانندگان تشریح بفرمائید؟

سوال:

اصولا به نظر شما فقیه در شرایط و اوضاع و احوال کنونی به چه کسی اطلاق می شود و برای فقیه چه شرایطی از حیث احاطه به امور و حوادث واقعه وجود دارد؟

سوال:

باتوجه به اینکه اسلام مرز نمی شناسد و مرز اسلام عقیده است و ولایت فقیه نیز منوط به تابعیت او نیست، چرا از مجتهدین و فقهای سایر بلاد اسلامی و خصوصا شیعه برای تدوین قانون اساسی دعوت نشده است؟

 

[دکتر ابوالحسن] بنی صدر:

آنرا باید از خود فقها پرسید. از نظر من این تفکیک قوا برای همین است که مجموعه ای بوجود بیاید. کسی که فقه را خوب بلد است، کسانی که در مسائل گوناگون تخصص دارند، این ها با هم تصمیماتشان، تصمیماتی باشد که هم با نظر اسلام مطابقت داشته باشد. چون ما می خواهیم اسلام حکومت کند . اصل بر این است که اسلام پیاده شود. اصل بر این نیست که به اسم اسلام حکومت شود. تا مجموعه ای باشد که همه باشند. و با هم تبادل افکار بکنند. و به نتیجه ای برسند.  آن به ولایت فقیه نردیک تر است. آن امام معصوم  جامعیتی داشت که  در غیر معصوم آن جامعیت پیدا نمی شود. بهتر این است که مجموعه ای باشند که در این مجموعه تا حدودی بدست آید.

آن نظر فرق می کند. به نظر من فقاهت به تنهاهی ولایت نمی آورد. برای اینکه  در خود قرآن هم هست که پیامبران ولایت نداشته اند. امام نبودند. حال آن که فقاهت داشتند. پیامی که برایشان می آمد ابلاغ می کردند. علاوه بر اینکه لازم [است] فقیه یعنی کسی که استنباط حکم شرعی را می کند و برای حوادث و مسائل روز راه حل های متناسب با ضوابط شرع می آورد، این کار خودش ملازمه ولایت ندارد.اما اگر چنانچه کسی خواست ولایت دینی پیدا کند، لاجرم که باید این فقاهت را هم داشته باشد. پس این ولایت در ولایت هم فقاهت لازم دارد. و هم علاوه بر فقاهت  شرایطی دیگر لازم دارد که  یکی از این شرایط توانایی اداره و مدیریت  است. حالا آن فقاهت که در زمان ما لازم است یکی اینکه باید نظام را بشناسد. دوم آگاهی  بر روایت و  حدیث و سنت و آیات قرآنی  کفایت نمی کند. بلکه باید خود نظام اسلامی را بشناسد. بعد هم بتواند اموری را که در آیه و روایت موضوع حکم قرار می گیرد این ها را هم از جهت علم اقتصاد، جامعه شناسی بشناسد و یا لااقل کسانی  بشناسند و به او بگویند که موضوع چیست .خوب موضوع را برایش روشن کنند. و بعد از اینکه آن اصول را خوب شناخت  و فمهید نظام چیست و این مسائل هم برایش روشن شد شاید بتواند که نظر تفقه بکند!

دعوت نشد. اولا اینکه لازم نیست که تمام علما  و فقهای شیعه در تدوین قانون اساسی شرکت کنند.  اکثر فقها هستند. درست است مرز اسلام عقیده است. و ملیت نبست. و اگر عقیده است، آن هایی که اهل عقیده اند پیش نویس را دیده اند،(مراجع دیده اند. علما دیده اند) و حالا هم که مجلس خبرگان است اکثر خبرگان از علما هستند.

[روزنامه انقلاب اسلامی ۱۰ شهریور ۱۳۵۸. ولایت فقیه و نتایج آن در امر حکومت]

ادامه دارد…

۸ شهریور ۱۴۰۰

نه به ولی فقیه سوم!

پیشگیری بهترین درمان. علاج واقعه قبل از وقوع.

t.me/shourimohammad 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)