به محض اینکه کوچکترین جریان نارضایی در ایران شکل میگیرد، دسته ای که کوچک نیست و از نظر سیاسی هم هویت واحد ندارد، شروع می کند به تشویق مردم به حضور هر چه بیشتر در خیابان ها و ترغیبشان به اعتراض خشونت آمیز. پیام ها هم بیشتر بی هویت است، یعنی اسم گروه یا کمیته ای در آن میاید که اصلاً ناشناخته است و احتمالاً وجود خارجی هم ندارد و فقط برای اینکه پیام به جایی منسوب باشد در پایین آن آمده است.

ما بار ها هشدار داده ایم که نباید به این نوع پیام ها توجه کرد. اگر کسی یا گروهی حرف و رهنمودی دارد، باید هویت مشخص داشته باشد و در نهایت در مورد سخنانش مسئولیت بر عهده بگیرد. وقتی اینها نیست، حرف از اساس قابل اعتماد نیست، چون هر کسی می تواند هر حرفی بزند و مردم را به هر کاری تشویق کند و در نهایت ناشناس بماند بدون اینکه پاسخگوی احدی باشد.

این پیام هایی که در هر فرصت روی اینترنت سرازیر می شود و کسی از ضربشان در امان نمی ماند، فقط محض تفریح یا مردم آزاری سر هم نشده. جهت مشخص، بسامد بالای تکرار آنها و یکدستی کلی شان نشان می دهد که با برنامه انجام می پذیرد و اگر این طور است، پس هدفی هم در ورای آنها هست که به صراحت بیان نمی گردد.

تشویق یکسرۀ مردم به تخریب در هیچ برنامۀ سیاسی معقولی جا ندارد. هدف از کار سیاسی ایجاد تغییر است نه تخریب صرف. تخریب در جایی معنا دارد که شما بدانید جایگزین این چیزی که می خواهید تخریب کنید، چیست. اگر این جایگزین به شما عرضه نمی گردد و فقط به القای این امید واهی بسنده می شود که قرار است همه چیز خودش درست شود، باید در حسن نیت مشوقان خرابکاری به جد شک کرد.

دو هدف می توان برای این ندا های نامعقولی که بلافاصله به گوش و چشم مردم می رسد، تصور کرد. یکی داشتن جایگزین و پنهان نگاه داشتن آن است. به این ترتیب که شما شلوغی و اغتشاش ایجاد کنید، تا ما با سؤ استفاده از موقعیت مناسب، در لحظه ای که باید، جایگزینی را خود مایلیم و انتخابش هم به شما ارتباطی ندارد، به شما تحمیل کنیم. راه دوم تخریب صرف است به قصد ویران کردن کشور که از قبلی ساده تر است و البته فجیع تر.

می دانیم که هر دوی اینها کمابیش در دستور کار کشور هایی که ایران و ایرانی را دشمن می دارند و می خواهند به هر ترتیب که شده کشور را به فلاکت بیاندازند و اگر شد، نابودش سازند، جا دارد. تحمیل حکومت استبدادی جدید به ایران که زمزمه هایش به گوش همه خورده و لیبی سازی از کشور که عده ای در راهش کوشا هستند، تنها نتایجی است که میتواند از ابراز خشونت کور حاصل گردد.

عمل سیاسی بدون داشتن برنامۀ سازندگی عملیست لغو و بینهایت خطرناک. نگذارید که در پوشش اینکه باید کاری کرد و این کاریست که می توان کرد و باید کرد تا نتیجۀ درست حاصل گردد، شما را به این راه خطا بکشند. در انقلاب، مردم تصور می کردند که خمینی که در بارۀ اینکه وضع مملکت باید به چه صورت در بیاید با آنها هم عقیده است. توهمی بود که تاوان بسیار سنگینی برایش پرداخت شد. بدانید و با هر کس که شما را به حرکتی ـ چه خشونت آمیز و چه نه ـ تشویق می کند،  طی کنید که مقصد کجاست. بی خیال سوار ماشینی نشوید که کسی جز راننده مقصدش را نمی داند.

۷ اوت ۲۰۲۱، ۱۶ مرداد ۱۴۰۰

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)