آمارهای منتشره از طرف وزارت بهداشت رژیم حکایت از این دارند که شمار جانباختگان کرونا هر روز نسبت به روز گذشته فزونی یافته و بر تعداد مبتلایان نیز افزوده میگردد. طبق این گزارشات اگر در روز پنجشنبه این رقم معادل ۴۳۰ اعلام شده بود در روز جمعه ۴۵۸ نفر و در روز شنبه ۵۴۲ جان خود را از دست داده ورقم مبتلایان به مرز ۴۰ هزار نفر در روز میرسد.

البته همه میدانند که رقم قربانیان ومبتلایان بسیار بیشتر آمار اعلام شده است. در این فاصله بیش از ۴ میلیون مبتلاء و بیش از ۹۳ هزار نفر جان خود را از دست داده اند. بر اساس اعلام وزارت بهداشت رژیم در حال حاضر ۲۸۵ شهر در وضعیت قرمز، ۱۱۰ شهر در وضعیت نارنجی، ۵۳ شهر در وضعیت زرد قرار دارند. رئیس دانشگاه علوم پزشکی می گوید: ” بیماری کرونا در استان خوزستان به وضعیت بحرانی رسیده و در ۲۴ ساعت اخیر تعداد ۷۲۰۰ بیمار به مراکز درمانی مراجعه کرده‌اند که در تمام طول اپیدمی کرونا بی‌سابقه بوده است؛ ویروس با سرعت در حال گردش در جامعه است و به راحتی همه را گرفتار می‌کند”.

به گفته او: ”شرایط در مناطق عملیاتی نفت بسیار بدتر است و نگرانی های کارکنان اقماری شرکت های نفتی در استان خوزستان بالاخص کارکنان اقماری شرکت ملی حفاری ایران در خصوص ابتلا به این ویروس منحوس بسیار بیشتر از کارکنان ستادی است“.

این کارگران از اقصی نقاط کشور به دکل حفاری محل کار خود مراجعه می کنند و همه آنها در کاروان های حداقل پنج نفره چهارده روز تمام را سپری می کنند و در اینصورت جای تعجب نیست که خطر ابتلاء آنان به ویروس کرونا بسیار بالاتر است.

یک متخصص بیماری‌های عفونی در گفت‌وگو با ایسنا، درباره وضعیت کرونا در کشور، گفت: “در حال حاضر در پیک پنجم کرونا هستیم و وضعیت بیمارستان‌ها اسفناک است. یعنی تخت خالی گیر نمی‌آید و با سختی پیدا می‌شود. آی‌سی‌یوها و ظرفیت پذیرش پر است”.

همه اینها در شرایطی است که سران رژیم همانند سال گذشته خود را برای ماه محرم آماده می سازند، ماهی که ماشین تبلیغات خرافی رژیم شتاب میگیرد و متولیان عقب مانده ترین وکهنه ترین باورها افیون دین خود را به جامعه تزریق میکنند و در این میان آنچه که ارزش ندارد جان میلیونها انسانی است که در دل این نمایش تهوع آور قربانی خواهند شد.

هنوز فراموش نکرده ایم که چگونه رژیم برای رونق دادن به مضحکه انتخابات مجلس، شیوع ویروس کرونا را مخفی کرد.

سران رژیم در حالیکه آمارهای دروغین را در بلند گوهای خود جار می زدند، تصاویر گورهای دستجمعی، گزارشات پزشکان و پرستاران از بیمارستانها به یمن شبکه های گسترده اجتماعی به اطلاع مردم رسید.

دیدیم همه آنهائی که از تاریک ترین گورهای تاریخ بیرون آمده و روزهای متوالی مردم را به حضور یافتن در امام زاده هاشان فرا میخواندند تا از اثرات ویروس در امان باشند، همه آنهائی که با بیشرمی تمام سخن از تب اسلامی میزدند، همه آن عجوزه های پیر وپوسیده تماشگر این شدند که طب اسلامیشان یاوه هائی بیش نبود، که امام زاده هایشان نه تنها شفا نمیدادند که مرکز شیوع ویروس گشتند و با ناباوری دیدند که آخرین توهمات خرافی دارد به همراه مقدساتشان به زباله دان تاریخ افکنده می شود.

ابله ترینشان گفتند که این بلا ظاهر شده است که تا امام زمانشان ظهور کند و اگر همه این خرافات میتوانست مسکنی برای عقب مانده ترین پایه های اجتماعیشان باشد تا آلام خود را تخفیف دهند، ولی برای اکثریت مردم، حس انزجاری بود که هر لحظه عمیقتر میشد.

از اینرو رژیمی که بیش از چهار دهه این جامعه را بسوی تلاشی اقتصادی رانده و مردم را به فقر و فلاکت کشانده بود، تنها راه چاره را در سپردن وظیفه “مدیریت کرونا ” به رئیس ستاد کل نیروهای مسلح دید واقدام به مدیریت آن توسط نیروهای مسلح را ”رزمایش دفاع بیولوژیک” نامید, تا از این رهگذر میلیتاریزه کردن جامعه را توجیه کند، چرا که هنوز چند ماهی از خیزش آبان نگذشته بود وشبح آن بر فراز سران رژیم همچنان در حرکت بود.

اگر خامنه ای وسپاه ظاهرا خود را برای مقابله با “جنگ بیولوژیکی دشمن” و در واقع مقابله با شورش گرسنگان آماده میکردند، روحانی بیشرمانه از ”حفظ جان وتأمین نان” سخن می راند و حتی شرم نداشت که بگوید “ایران میتواند مدل منحصر به فرد میان الگوهای کره جنوبی، چین و اروپا به دنیا عرضه کند”.

اکنون با گذشت نزدیک به یک سال ونیم هم کوس رسوائی آن ستاد “مدیریت کرونا ” و هم سیاست ”حفظ جان وتأمین نان” درهمه جا به صدا درآمده است.

مردم در این فاصله تورم بالای شصت در صدی را تجربه کردند، مردم فلاکت تحمیل شده را در بیکاری شاغلین بسیاری از کارگاههای کوچک و بزرگ و اقتصاد غیر رسمی، در سیمای کودکان کار، در چهره فقر زده میلیونها حاشیه نشین دیدند.

اگر برای مدتی کوتاه حضور نیروهای سرکوبگر در خیابان و خطر شیوع ویروس اجازه حضور مردم در خیابان را نمی داد ولی آشکار بود آن خشم و انزجاری که مردم در درون خویش انباشته بودند، آن ظرفیت انفجاری که در زیر پوست جامعه انبار شده بود در اولین فرصت صحن کارخانه وخیابان را اشغال خواهد کرد، و چنین هم شد.

بیش از ۱۰۵ هزار کارگر پروژه ای و پیمانی در بیش از صد و هفده شرکت وکارگاهها درست در زمانی که سران رژیم به اصطلاح پیروزی برگماردن یک قاتل را بر اریکه قوه مجریه به یکدیگر تبریک می گفتند، خروش برآورده و با صدای رسا گفتند که این سیاست اقتصادی شما، این بی حقوقی تحمیل شده به ما، این غارت نیروی کار ما توسط غارتگران را دیگر نمی خواهیم تحمل کنیم.

اگر تا دیروز کارگران قهرمان هفت تپه تأمین واکسن همگانی، سریع و رایگان را به یکی از مطالبات خود تبدیل کرده بودند، اگر تا دیرور سندیکای واحد همین مطالبه را در اطلاعیه های خود مطرح می کرد، اگر تا دیروز “کانون صنفی معلمان” خواهان واکسن همگانی بودند، اکنون این کارگران نفت بودند که پژواک صدای میلیونها انسان این جامعه میگردیدند، بویژه در استانی که سیاستهای انهدام محیط زیست رژیم مردم را به سوی فاجعه بزرگ بی آبی رانده بود.

واقعیت این است که ویروس کرونا همچنان قربانی می گیرد، کارگران عمدتا روز مزد و موقت بیکار شده و به حال خود رها شده اند.

این کارگران باید در میان دو راهی کار و اضافه کاری اجباری در محیط های آلوده و خطر ابتلا به کرونا یا بیکاری و گرسنگی تا سر حد مرگ، یکی را انتخاب کنند.

بدون تردید جنبش اعتصابی پر قدرت کارگران و جنبش اعتراضی موجود در خیابان میتوانند واکسیناسیون رایگان وهمگانی را به رژیم اسلامی تحمیل کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)