کلیشه‌های به جا مانده از نگرش‌های مذهبی که بر مرثیه‌سرایی و نوحه‌خوانی متکی هستند، ظاهراً عادات بدی را در واکنش‌های عمومی اجتماع ما به جا گذاشته است.

این نگرش‌های سوگ‌زده تمایل دارند هر پدیده‌ی جمعی و فردی را با نیروهای کاهش دهنده، اندوهناک و ناشاد آلوده کنند و در پس هر چیز تنها مرارت و سقوط‌اش را ببیند.

همانطور که روایت‌های خاص مذهبی عمدتاً از دریچه‌ی سوگواری، شکست را تبدیل به امری ستایش آمیز می‌نمایند، این نوعی فرآفکنی مهلک نیز تبدیل به عادت‌واره‌ای رایج گشته است.

در اثنای اعتراضات اخیر خوزستان و خصوصاً در واکنش به بازنمایی‌های تصویری آن اعتراضات این تمایل به نوحه‌خوانی و مرثیه‌سرایی به وضوح آشکار بود.

اما نکته‌ی مهم در این واکنش‌ها مستقیماً به تناقضی که میانِ جهانِ عینیِ معترضان و جهانِ ذهنیِ تماشاچیان وجود دارد، بازمی‌گردد.

معترضان خود در بطن اعتراضات هلهله می‌کنند، کِل می‌کشند و می‌رقصند اما تماشاچیان و ناظران با نگاهی اندوه‌زده و مصیبت‌بار با چاشنی ترحم آنها را همچون بیچارگانی سودازده تماشا می‌کنند.

هرچند در حقیقت آنکه سودازده و اندوهگین است ما تماشاکننده‌ها و ناظران این اعتراضات هستیم نه آن جان‌های آزاده.

آنکس که تن نمی‌دهد و صدایش را در برابر هر فُرمی از ستمکاری بلند می‌کند پیوند وثیقی با زندگی دارد و چنین موقعیتی ذاتاً حسادت برانگیز است نه ترحم آور.

رقص از رنج زائیده می‌شود.

رقص در هر فُرم و در هر حالتی اساساً شکل هوشمندانه‌ای از اعتراض است.

در رقص بدن خودش را از تنگنا و کنترل تمام جلوه‌های دست و پاگیر خلاص میکند و بدن را به گونه‌ای نامرسوم آزاد و رها می‌نماید.

این وجه از رقص دقیقاً همزاد با اعتراض است.

به همین جهت رقص و اعتراض در طول تاریخ مقاومت‌ها، قیام‌ها، انقلاب‌ها و جنبش‌ها همواره به هم پیوسته‌ بوده‌اند.

درست همانگونه که در اعتراضات خوزستان معترضان از «یزله» به عنوان یک فرم اعتراضی بهره می‌برند.

در تعریف رقص «یزله» آمده است که:

«یزله در زمانهای برخورد و رویارویی با شدائد و سختى‌هاى روزگار، با هدف ارتقای عزم و اراده، و به هنگام رویارویی با دشمن در میان نبرد به قصد افزایش خودباوری و کاستن از روحیه دشمن، اجرا می‌شود. این رقص، در زمانهای پیروزى بر دشواری‌ها و یا غلبه بر عدو نیز به نمایش درمی‌آید.»

این ویدئو ستایش کوچکی از وجه شادمانه‌ی اعتراضات خوزستان است. چراکه شادی برخلاف تعریف مرسومی که وجود دارد، همانا رهایی روان و بدن از سلطه‌ی قوانین سخت و مزاحم سیاسی، فرهنگی و حتی تمدنی است.

متن و ویدئو از کانال ئاشوب
@aashuob

#لن_نستسلم_ننتصر_أو_نموت
#بپا_شویم_به_یک_قیام_مردمی

@sarkhatism

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)