روز پنج شنبه ۳۱ تیر ماه و در هشتمین روز پیاپی اعتراضات توده های مردم خوزستان ادامه داشت و شهرهایی از دیگر استانها را نیز دربر گرفت.

پاسخ جمهوری اسلامی به خواست و مطالبات مردم تشنه و به جان آمده همچنان شلیک گلوله و کشتار و بگیر و ببند بوده است.

بنا به اخبار منتشر شده تا کنون حداقل هفت نفر جان خود را از دست داده، بیش از ۱۳۰ نفر زخمی شده و تعداد زیادی هم دستگیر شده اند.

در اعتراضات شامگاه پنج شنبه در الیگودرز نیز یک نفر بر اثر شلیک گلوله مزدوران رژیم جانباخت و شماری نیز مجروح شدند.

اما علیرغم اقدامات شدید امنیتی جمهوری اسلامی و اعزام تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر، اعتراضات و تظاهرات های مردم خوزستان به بعضی دیگر از استانها از جمله اصفهان، بوشهر کرمانشاه، کهگیلویه و بویر احمد، لرستان نیز گسترش یافته است.

در این میان حسن روحانی که خود از چهره‌های امنیتی جمهوری اسلامی بوده و در بسیاری از جنایاتی که جمهوری اسلام در حق مردم مرتکب شده سهیم بوده است، اینک در مقام “رئیس جمهور” برای مردم خوزستان اشک تمساح می‌ریزد.

او روز پنج شنبه ۳۱ تیر ماه در تماس تلفنی با قاسم سلیمانی دشتکی استاندار رژیم در خوزستان گفت: “تحمل بی آبی و گرمای بالای ۵۰ درجه بسیار سخت و طاقت فرسا است و مردم حق دارند به شرایط موجود اعتراض کنند. دولت گوش شنوای صدای اعتراض بحق آنان است”.

روحانی که تا کنون بارها همانند اسلافش عاجزانه بر بی قدرتی رئیس جمهور در ساختار جمهوری اسلامی اذعان نموده است و دو هفته بیشتر به پایان دولتش باقی نمانده است در رابطه با اعتراضات وسیع و دامنه دار خوزستان در کمال وقاحت می گوید: ”دولت تمام تلاش خود را برای حل سریع مشکل بی آبی که ناشی از خشک سالی و انباشت مشکلات باقی‌مانده است، به عمل خواهد آورد”.

البته تمام تلاش او که در این سخنان به آن اشاره نمود، این بود که “به معاون اول رئیس جمهور دستور داده‌ام که فردا خودش به خوزستان سفر کند و از نزدیک بار دیگر خوزستان را ببیند و اگر مشکلی هست، همانجا تصمیم گیری کند و اگر لازم شد با من در تماس باشد”. با این حال روحانی نگران از سرنوشت جمهوری اسلامی در شرایط گسترش اعتراضات، مردم را از اعتراض علیه رژیم برحذر می‌دارد و آنان را برای حل مشکلاتشان به راههای قانونی حواله داد تا به قول او دشمنان نظام خوشحال نشوند.

البته مردم خوزستان نیز همانند تمام مردم ایران می‌دانند که “رئیس جمهور” در موقعیتی نیست که بتواند مشکلات بی آبی و مطالبات انباشته شده و اساسی آنان را برطرف نماید.

مشکلات معیشتی و خدماتی مردم خوزستان تنها مربوط به امسال و خشک سالی نیست تا در عرض دو هفته مانده به عمر دولتش با سفر معاون او برطرف گردند. اگر روحانی و دولتش می توانستند یا می‌خواستند چنین اقدامی بعمل آورند می بایست در طول هشت سال صدارتش این کار را انجام می دادند.

به همین دلیل در تظاهراتهای این دوره، مردم خوزستان روحانی را شایسته هزینه کردن یک “شعار مرگ بر روحانی” نیز ندانسته و در همه جا با شعارهای ” مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای، مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر جمهوری اسلامی” رأس قدرت و کلیت حاکمیت ضد انسانی جمهوری اسلامی را هدف گرفته اند.

آنچه امروز موجب نگرانی روحانی و بقیه سران و کارگزاران رژیم شده تداوم و گسترش این اعتراضات است.

اعتراضات مردم خوزستان که ادامۀ منطقی و در راستای خیزشهای ۹۶ و ۹۸ است، کل جمهوری اسلامی را به مثابه یک رژیم فاسد و ورشکسته و غیر قابل اصلاح که صلاحیت اداره جامعه را ندارد هدف گرفته است.

بی جهت نیست که مقامات و نهادهای حکومت اسلامی از خامنه ای تا دیگر کاربدستان و مزدوران قضایی، امنیتی، نظامی و دستگاه فاسد روحانیت نیز کارگران؛ جوانان عاصی و بیکار؛ و زنان و کودکان و مردم ستمدیده و تشنه را آشوبگر، تخریبگر، اغتشاش گر، دشمن، عوامل شرور بیگانه و معاند می‌خوانند و به کشتار آنان کمر بسته اند.

در مقابل این یاوه گویی ها، توده های مردم معترض در خوزستان، تهران و بقیۀ جاها با صدای رسا و بدون نگرانی و هراس چنین شعارهایی سر می دهند.

جمهوری اسلامی که از لحاظ سیاسی و اقتصادی به بن‌بست رسیده و در آستانه ورشکستگی قرار گرفته است، درمقابل اعتراضات وسیع مردم ایران غیر از تهدید و توسل به ابزار سرکوب راه دیگری ندارد.

اما روند رویدادهای یک ماه گذشته نشان داد که سرکوب رژیم نتوانسته مؤثر واقع شود و کارگران و مردم تهیدست جامعه دیگر تاب تحمل زندگی فلاکتباری را که جمهوری اسلامی به آنان تحمیل می‌کند، ندارند.

اگر درآوردن نام رئیسی جلاد از صندوقهای رأی یکی از اهداف و اقدامات رژیم در سفت کردن کمر بند امنیتی و نشان دادن عزم رژیم برای گسترش سرکوب و ارعاب بود، این اقدامات بلافاصله با اعتصاب و اعتراضات کارگران صنایع نفت و پتروشیمی و پس از آن اعتصاب مجدد کارگران شرکت نیشکر هفته تپه و دیگر مراکز کارگری و اعتراضات اخیر توده های مردم تشنه و به جان آمدۀ خوزستان پاسخ گرفت.

اعتصاب و اعتراضات مردم خوزستان و اعتصابات کارگران با اعلام حمایت و پشتیبانی وسیع و بی‌نظیری از جانب کارگران و دیگر اقشار زحمتکش و شریف جامعه روبرو شده است.

هر روزه تشکلها و نهادها کارگری، بازنشستگان، معلمان، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه با صدور بیانیه و اطلاعیه اعلام می‌کنند که خود را درکنار مبارزات مردم خوزستان و کارگران نفت و پتروشیمی و هفت تپه و دیگر کارگران و اقشار تهیدست جامعه می‌بینند و سیاستهای سرکوبگرانه و توطئه گرانه رژیم را محکوم می نمایند.

اما حمایت و پشتیبانی از این اعتراضات به تنهایی کافی نیست.

برای به عقب نشاندن این رژیم ضد انسانی لازم است اعتصابات کارگری و اعتراضات توده ای سراسری شوند.

لازم است کارخانه و خیابان به هم بپیوندند.

مردم خوزستان و کارگران اعتصابی در صنایع نفت و پتروشیمی و هفت تپه درد و رنج همه کارگران و مردم رنجدیده ایران را فریاد می زنند.

مردم قهرمان خوزستان همه استانها و شهرهای ایران را به پیوستن به خیزش حق طلبانه خود فراخوان می دهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)