در مثل است که دروغ، دروغ می آورد و مراد این است که همه چیز از یک دروغ کوچک شروع می شود و بعد دروغی بزرگتر برای داستان از این قرار است که برخلاف ادعای رضا پهلوی مبنی بر ارائه و ثبت شکایتش در دادگاه لاهه، محمد مصطفایی اخیرا اعلام کرده است که هیچ شکایتی از رضا پهلوی در دادگاه لاهه ثبت نشده است و به این ترتیب یکی از بزرگترین دروغ های شاهزاده مبنی بر ثبت شکایت از علی خامنه ای در دادگاه لاهه پس از ماهها برملا می شود. لابد می پرسید که زنجیره دروغ های دادگاه لاهه از کجا شروع شد و چرا به اینجا ختم شد؟ برای پاسخ به این پرسش باید مروری کوتاه داشته باشیم بر پرونده دادگاه لاهه از آغاز تا به امروز.

ماجرا از آنجا شروع شد که پس از خروج محمد مصطفایی وکیل ایرانی از کشور، ناگهان خبر رسید که رضاپهلوی و محمد مصطفایی در صدد هستند که اسناد جنایتهای جمهوری اسلامی را گردآوری و بر اساس آن علی خامنه ای را به دادگاه لاهه بکشانند. از همان ابتدا حقوقدانان برجسته مختلف نسبت به ناپختگی این طرح و عدم امکان تحقق آن هشدار دادند اما در واقع هدف رضاپهلوی به نتیجه رساندن این طرح نبود. بلکه هدف این بود که با کارت حقوق بشر، یک بازی تبلیغاتی با محوریت شاهزاده رضا پهلوی شکل گیرد و این وسط حقوق بشر بازیچه ای بیش نبود. بر این اساس، همان موقع در مقاله ای تحت عنوان «شکایت از علی خامنه ای در دادگاه لاهه؛ مانور تبلیغاتی یا پیگیری حقوق بشری» دلایل عدم امکان موفقیت این طرح ناپخته که بیشتر از آنکه حقوقی باشد تبلیغاتی بود را بررسی کرده و در مقاله ای دیگر تحت عنوان « بندبازی سیاسی با طرح شکایت از علی خامنه ای در دادگاه لاهه» نسبت به تبعات سو استفاده از مسائل حقوق بشری در این پرونده مواردی را متذکرگردیم. جالب آنکه خود رضا پهلوی نیز از عدم امکان طرح این شکایت در دادگاه لاهه مطلع بوده و در مصاحبه با العربیه می گوید: «متاسفانه ایران عضو پیمان رُم نشده است تا بتوان رهبرى آن را به دادگاه لاهه کشاند. ولى مى توان از طریق شوراى امنیت در همین زمینه فعالیت کرد.» محمد مصطفایی نیز در پاسخ به انتقادهای وارده در مقاله ای توضیح می دهد که این شکایت به هیچ عنوان به صورت مستقیم به دادگاه دادگاه بین المللی کیفری ارائه نخواهد شد بلکه «این شکایت در شورای امنیت مطرح خواهد شد و تلاش هایی نیز صورت خواهد گرفت تا کشوهای عضو شورای امنیت به شکایت مطرح شده توجه نمایند.»

اما از آنجا که شورای امنیت سازمان ملل فراتر از این بازیهای خام بود و امکان بازی تبلیغاتی شاهزاده را فراهم نمی کرد، سرانجام و بر خلاف ادعاهای اولیه، رضا پهلوی راهی هلند شد تا پرونده شکایت از علی خامنه ای را مستقیما تقدیم دادگاه لاهه کند. آنچنان که گفتیم رضا پهلوی همانطور که از مصاحبه هایش برمی آید خود بهتر از همه می دانست که چون ایران به اساسنانه دادگاه نپیوسته است، این شکایت در دادگاه لاهه قابلیت طرح مستقیم ندارد. پس هدف چه بود؟ در واقع به خاطر وعده های دروغینی که درباره به دادگاه کشاندن علی خامنه ای داده شده بود، اینک شاهزاده مجبور بود تحرکی تبلیغاتی انجام دهد حتی اگر بر بی ثمر بودنش از پیش آگاه بوده باشد. بنابراین ماحصل این سفر چیزی نبود جز چند عکس با دروازه ورودی دادگاه لاهه و جا زدن یک سخنرانی در یک کافه به جای سخنرانی در صحن علنی دادگاه لاهه!

زنجیره این دروغ ها به همین جا ختم نشد. حدودا یک سال پیش شاهزاده در بیانیه ای رسمی اعلام نمود که « در راستای ارسال شکایت نامه رسمی علیه علی خامنه ای، به تاریخ ۱۵ ژانویه سال جاری (۲۵ دی ماه ۱۳۹۰) به تمام مراجع ذیربط (کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، دبیرکل سازمان ملل متحد و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد) و ثبت آن به تاریخ ۳۰ ماه مه سال جاری (۱۰ خرداد ۱۳۹۱) در دادگاه کیفری بین المللی لاهه و دیدار من با لوئیس مورنواوکامپو –دادستان کل دادگاه لاهه- در ارتباط با جنایات علی خامنه ای در ایران و سوریه، از مدافعان حقوق بشر سوریه دعوت به عمل می آورم تا گزارشی از جنایات اعمال شده علیه شهروندان سوریه و نقش مستقیم عوامل سرکوبگر علی خامنه ای در سرکوب مردم سوریه را به مراجع مربوطه ارسال نمایند.» محمد مصطفایی که در ابتدای این پروژه ، نقش اصلی را در تنظیم این شکایت نامه داشت با مشاهده این وضعیت و ادعاهای غیرواقعی شاهزاده متوجه شد که این پروژه یک مانور تبلیغاتی بیش نیست و می تواند اعتبار حرفه ای او را زائل کند. بنابراین اعلام می کند که « تمام صحبتم این است که قانون این اجازه را نمی دهد که پرونده ایران در دادگاه کیفری بین المللی مطرح گردد آن وقت چطور می تواند با وجود قانون چنین شکایتی مطرح کرد؟!» و بعد وقتی که مورد سوال قرار می گیرد که پس چرا رضا پهلوی ادعا می کند که این شکایت در دادگاه لاهه ثبت شده است، به صورت تلویحی اعلام می کند که دیگر ارتباطی با رضا پهلوی ندارد و محتاطانه پای خود را از این قضیه بیرون کشیده و پاسخگویی در این زمینه را به خود رضا پهلوی موکول مینماید: « این شکایت توسط آقای پهلوی ارائه شده نه اینجانب. و من در خصوص ارائه این شکایت هیچ اطلاعی نداشته ام بنابراین ایشان خودشان می بایست در این خصوص پاسخ دهند.»

حالا حدود یک سال از آن داستان ها می گذرد. رضا پهلوی بهره تبلیغاتی خود را از این داستان برده است و حالا درگیری بازیهای جدید شده و دیگر نه خودش مایل است داستان دادگاه را بیش از این «کش» دهد و نه هوادارانش به خود این اجازه را می دهند که از مقام همایونی اش سرانجام داستان دادگاه لاهه را پیگیر شوند و نه رسانه هایی چون صدای آمریکا و بی بی سی که پیش از این به پوشش این مانور تبلیغاتی پرداخته بودند حاضر به پیگیری این داستان هستند. اما داستان محمد مصطفایی متفاوت است. قاعدتا پاسخ های قبلی محمد مصطفایی مبنی بر کنار کشیدن بی سر و صدایش از این پرونده برای کسانی که به اعتبار او به این شکایتنامه اعتماد مرده بودند قانع کننده نبود و این توقع وجود داشت که ایشان مسولانه تر برخورد کند. بنابراین چند وقت پیش محمد مصطفایی که به منظور شرکت در جلساتی به دادگاه لاهه رفته بود برای روشن شدن داستان اعلام می کند که طی بازدیدی که از دادگاه لاهه داشتم « از مسول ثبت، دفتر دادستان و دادگاه پرسیدم که آیا آقای رضا پهلوی درخواست و یا شکایتی در این دادگاه ثبت کرده اند که همگی اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند تاکنون درخواست و شکایتی از ایشان به دست ما نرسیده است. » و به این ترتیب دفتر شکایت تبلیغاتی از علی خامنه ای به دادگاه لاهه به پایان می رسد، اما حکایت دروغ های شاهزاده همچنان باقی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)