من به لحاظ فلسفی، با دیدگاه راسل زاویه و فاصله دارم و نگاهم به مسئله وجود، با خدازدایی همراه نیست، اما به شکاکان خردمند و صلح جویی چون او که یک عطسه اشان به اوراد هزاران زاهدنمای مستبد می‌ارزد، ارج می نهم . برتراند راسل در این گفتگو روی خدا و باورهای الوهی خط می کشد اما کفرش، عطر خرد و مدارا دارد. کفرش نوعی ایمان است و ذکر چنین ایمانی نوعی نیایش و آن دوست، که نزدیکتر از من به من است، این نیایش را دوست دارد
در این ویدیو، بخشهایی از مصاحبه برتراند راسل یا «سی بی اس» و «بی بی سی» و گاردین ترجمه شده و در پایان من به قوری کیهانی برتراند راسل، اشاراتی کرده ام.

هل سباحت را رها کن کبر و کین

نیست جیحون نیست جو، دریاست این

وانگهان دریای ژرف بی‌پناه

در رباید هفت دریا را چو کاه

دستاوردهای تکامل و فیزیک می‌گوید که سخت ترین، سنگ ترین و چگال ترین صخره ها و سنگها، (که مغز ما می‌شناسد و جامد و نفوذناپذیر تعریفش می‌کند)، پر از «خالی» است و چون نسیم سحرگهان لطیف و سبکبال. اما دستهای ما که با مغزمان بده و بستان دارند، سیخکی رفتار کرده و لطافت و خلاء عظیم درون سنگ سخت را حّس و باور نمی‌کنند. اصلاً به آن راه ندارند. تکامل آدمی آنگونه نبوده که بتواند در دنیای اتم ها چرخ بزند و فضاهای خالی و بیکرانه اش را دُور بزند.
راز و رمز این جهان زنده و زیبا و این «همه نقش عجب در گردش پرگار»، آنقدرها هم ساده و پیش پاافتاده نیست که با یک قوری چای حل و فصل شود و اژدهای گاراژ و اسب نامرئی تک شاخ و اسپاگتی پرنده ریش ریش، حرف آخر را بزند.
نیزه بازی اندر این گوهای تنگ
نیزه بازان را همی آرد به تنگ

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)