تو نمی دانی نگاه بی مژه محکوم یک اطمینان
وقتی که در چشم حاکم یک هراس خیره می شود
چه دردی است.
تو نمی دانی مردن
وقتی که انسان مرگ را شکست داده است
چه زندگی است.

در نهایت اندوه باخبر شدیم دوست و هم بندی سابقمان جناب آقای افشین اسانلو که در زندان رجایی شهر کرج در اسارت به سر می بردند زندگی را بدرود گفته اند. ایشان به رغم تمامی فشارهای وارده در طول مدتی که در کنار ما به سر می بردند از سلامت نسبی جسمی برخوردار بودند. این واقعه در حالی اتفاق می افتد که مرگ زندانیان به ویژه زندانیان سیاسی در زندانها بر اثر فشارهای وارده و عدم رسیدگی مناسب پزشکی و بی مبالاتی های مسوولین مسبوق به سابقه است، از جمله در مورد درگذشت زنده یادان اکبر محمدی، امیر حشمت ساران، زهرا بنی یعقوب، امید میرصیافی، هدی صابر، محسن دکمه چی، ستار بهشتی و بسیاری دیگر از زندانیان.
ما جمعی از دوستان و همبندیان سابق زنده یاد افشین اسانلو در بند ٣۵۰ زندان اوین که از نزدیک شاهد رنج ها و مصائب فراوانی که بر وی روا داشته شد، بوده ایم، رهایی جانسوز وی را از زنجیر اسارت به خانواده محترم ایشان و به ویژه مادر دردمندشان تسلیت می گوییم و امیدواریم هرگز در آینده شاهد رخدادهای تلخی از این دست نباشیم.

رضا شهابی زکریا، سعید متین پور، عبدالفتاح سلطانی، محمدصدیق کبودوند، امیرخسرو دلیرثانی، رویین عطوفت، محمد رضایی، مهدی خدایی، نصور نقی پور، بهنام ابراهیم زاده، سعید جلالی فر، فریدون صیدی راد، وحید علیقلی پور، یاشار دارالشفا، سعید حائری، داور حسینی وجدان، غلامرضا خسروی، هانی یازرلو، اصغر قطان، مجید اسدی، هوتن دولتی، محمد صائمی، محمد ولی غلام نژاد، عبدالرضا قنبری، سید محمد حیدری، اسداله اسدی، اسداله هادی، علی معزی، رسول حیدرزاده، کامران ایازی، شاهین دادخواه، فردزاد روحی، محمدرضا نوری، بهادر علیزاده، وحید اصغری، علیرضا سیدیان.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)