پژمان از تهران می‌گوید:

ساعت 3 صبحه و من تازه از ونک رسیدم خونه. همه چیز بود. رقص، آتیش، سوت، همه اسمی اومد. از توهین به احمدی نژاد بگیر تا یاد ندا و زندانیان. برق شادی تو چشم مردم خیره کننده بود. باورش برایم سخت بود که اینا همون مردمین که دنبال بهانه ای برای فریاد بر سر هم هستند؟! خبرنگار ژاپنی که به فارسی شعارهارو گزارش مینوشت، واسش جالب بود که روحانی برنده شده و کماکان همه شعارها حول موسویه. میدان ولیعصر پر بود از نیروهای چیده شده لباس شخصی و ماموران اطلاعات در میان جمعیت به وفور پخش بودن. بیشتر انگار نگران بهم خوردن امنیت بودن، چون تندترین شعارهارو میشنیدن و سر هم نمیگردوندن و فقط مرتب جابجا میشدن. نمیدونم امشب چند میلیون تو شادی نهضت احیای حق ما حضور داشتن. ولی…

از همه اینها بگذریم من خیلی نگرانم. از این آزادی نگرانم. بوی خون میده شادی ما. شاید همه اش بخاطر شادی قبل انتخابات 88 و خون بعدش باشه. ولی من خوب میدانم این آزادی در قد و قواره این نظام نیست، مگر منفعتی بزرگ بر خود و مضرتی بزرگتر بر ما باشد.

 

سمانه از تبریز می‌گوید:

سلام ، دیشب در تبریز هم جشن و سرور بود ، مردم با ماشین هاشون ریخته بودن تو خیابون و با بوق ماشین و نشون دادن وی به هم شادیشونو ابراز می کردن , در چهار راه آبرسان تجمع مردم خیلی زیاد بود ، توده ی مردم حتی بالای پل هم زیاد بود ، شعار یا حسین میر حسین گاهی از وسط جمعیت شنیده می شد ، ولی متاسفانه همراهی نمی شد ،متاسفانه پان ترک ها سعی می کردن با شعار های تراکتور و مربوط به آذربایجان جمعیت رو به اون سمت بکشونن ، گاهی هم موفق می شدن
چون جمعیت به اندازه ی تهران نبود پلیس موفق می شد زودی جمعشون کنه و سرباز های زیادی به بهانه ی کنترل جمعیت و باز کردن راه ماشین ها اومدن ولی با توجه به شنیده شدن شعار های بی شرف بی شرف و ولش کن ولش کن ، حدس می زنم عده ای رو هم گرفتن
سرباز میرحسین موسوی می گوید:

سلام.

من تا ساعت دو صبح توو ولیعصر بودم و هنوز جمعیت زیادی توو خیابون بودند. شعارها هم اغلب به جنش سبز مربوط بود تا شخص آقای روحانی.
ما از میدون هفت تیر حرکت کردیم به سمت میدون ولی عصر و از اون جا هم به سمت چهار راه ولی عصر. در طول مسیر خیابون ها کاملن مملو بود از مردم و شعارهای «یا حسین؛ میرحسین»، «زندانی سیاسی؛ آژاد باید گردد»، «موسوی، کروبی؛ رأیتو پس گرفتم» و «عالیه! عالیه! جای ندا خالیه» اصلی ترین شعارهایی بود که فریاد شد. شعارهایی نظیر «برادر رفتگر، محمودو بردار ببر» هم در نوع خودش جالب بود. ولی جالب تر از اون حضور گسترده ی نیروهای امنیتی بود، نیروهایی که جرأت حمله به جمعیت گسترده ی مردم رو نداشتند و فقط تماشا می کردند. البته توو یه صحنه توو هفت تیر درگیری پیش اومد و اشک آور هم زدند و مردم رو به طرف مترو فراری دادند، ولی سیل جمعیت بیش تر از اونی بود که بشه وادار به سکوتشون کرد.
سر شب هم توو نارمک تا حدودی شلوغ شد و مسیر هفت حوض تا چهار راه سرسبز پر از طرفداران حزب پیروز انتخابات بودند.

یا حسین، میر حسین
سرباز میرحسین موسوی

 

سحر از تهران می‌گوید:

«تا رسیدم میدون ولیعصر نتیجه نهایی اعلام شد. مردم یه گوشه شروع کردن به سرود یار دبستانی خوندن. گریه ام گرفت. آلما رسید. با مردم راه افتادیم و در عرض چند دقیقه جمعیتی عظیم کل عرض ولیعصر رو اشغال کرد و به سمت شمال به راه افتاد. شادی مردم منقلب کننده بود. از ساعت هشت و نیم تا نیمه شب از ولیعصر تا ونک شعار یاحسین میر حسین دادیم . گلوم درد می کنه. شعار اصلی بود. شعارهای هاشمی-روحانی که تک و توک بعضی سعی می کردن بگن اصلا نمی گرفت و تکرار نمی شد. شعرهای فراوون دیگه: زندانی سیاسی آزاد باید گردد. موسوی کروبی آزاد باید گردد. موسوی رهنورد آزاد باید گردد. احمدی بای بای. گروه اولی که باهاشون راه افتادیم کارشون درست بود و شعار نسرین ستوده آزاد باید گردد ما رو هم گفتند و حتی یه بار شعار نان مسکن آزادی .ولی در بقیه مسیر که جامون عوض شد دیگه کسی تحویل نگرفت این شعارها رو. مردم دایم از وضعیت اقتصادی می نالن این روزها ولی انگار یه مانعی هست سر ورود چنین شعارهایی به ادبیات تظاهرات سبزها. شعارهای دیگه که با استقبال روبرو می شد: عالیه عالیه جای ندا خالیه. رای ما رای ما رهبر در حصر ما. اون آخرا یه گروه چند نفره ای بودن که چند بار شروع کردن گفتن اکبر شاه اکبر شاه! ما که درست نفهمیدیم یعنی چی. مردم هم که تشنه رقصیدن و بعضی دلی از عزا درآوردن وسط خیابون . همه جور آدمی بود. پلیسی هم دیده نمی شد. کسایی که تو ماشین مونده بودن وسط خیابون (و احتمالا ساعت ها موندن) وضع بدی داشتن ولی خیلی هاشون با بوق همراهی می کردن. امشب من رو خیلی یاد شبی که اوباما انتخاب شده بود تو نیویورک انداخت. شادی مردم از پایان یه دوره وحشتناک. اون شب هم من بین شادی مردم گریه ام گرفت هرچند امیدی به اوباما نداشتم و رای هم نداده بودم بهش .خیلی زود امید خیلی های دیگه که بهش رای داده بودند هم نا امید شد. داستان روحانی هم شاید همین شود ولی مردم به این شب شادی نیاز داشتند و روحیه دوباره ای گرفتند. ببینیم شب های دیگری هم می توانیم خیابان را شعارگویان گز کنیم.»

 

* نظرات شهروندان بدون دخل و تصرف ارائه شده است.

خواندن 54 دفعه

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)