یادداشت کارگری هفته

درآستانه اول ماه مه سال ۱۴۰۰

 

تقریبا روزی نیست که صدای زحمتکشان دیروز و معترضان امروز یعنی بازنشستگان سر فراز را در این جا و آن جای جغرافیای اعتراض ایران نشنویم . سیمای آتش زنه بازنشستگان نه فقط دربازنشستگان تامین اجتماعی – نیروی لشکری و کشوری بلکه بازنشستگان کارگری- فرهنگی- فولادی- معدنی وبازنشستگان سخت وزیان آور متجلی است . این نیروها گاها توامان و و گایه بشکل مشخص این جا وآنجا کف خیابان را نه تنها درکلان شهرتهران  و یا درسطح استان های آذریایجان – اصفهان – مشهد – شیراز – کرمانشاه – کرمان – اهواز – بلکه درکرج – قم – قزوین – اراک – یزد – رشت – ایلام – خرم آباد –  بجنورد- شوش دانیال و هفت تپه – کاشمر – نیشابور- بهشهر مازنداران – نوشهر – شوشتر- اندیمشک – زنجان – دزفول  و…. به پیکاربی امان خود درسرما وگرما، برف وباران به نمایش درمی آورند!.   

بازنشستگان دردل ومتن جامعه ایران نه تنها برای وصول مطالبه خویش یعنی امر همسان سازی حقوق وبالا بردن مقرری ماهیانه خود دربرابرگرانی وتورم افسارگسیخته کشوربا تلاش ومبارزه گسترده ای که برای رهایی ازمناسبات ضدانسانی حاکم برخویشتن خویش می بینند،درنمایش مبارزات سریالی دربرابرحاکمیت و به هیچ گرفته شدن حقوق اجتماعی و مسلم خود به ستیز می نشینند. جدا از این، اعتراض به دستگیری وزندانی نمودن فعالین ورهبران جنبشهای مطالباتی رابه یکی ازپرچم‌های اصلی اعتراضات خیابانی خود بدل نموده اند وهریکشنبه وبخشا درشهرهای مختلف روزهای دیگررا هم درخیابان اند. تحولات همین روزهای اندک ازشروع سال ۱۴۰۰ نشان میدهد که سال جاری، سال تلاش جامعه برای آزادی زندانیان سیاسی وعقیدتی در کنار مبارزه عمومی وگسترده برای دفاع ازامنیت شغلی وجسارت بخشیدن به بهبود معیشت و افزایش دستمزدها و رودررویی با حاکمیت برای مبارزه کشاندن آنها درمقابل سیاست خصوصی سازی و شرکت های پیمانکاری وسایرمطالبات خواهد بود و مجموعه این خواسته ها درشرایط سخت وسهمناک کرونایی دربطن مبارزه ومطالبات اول ماه مه امسال یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ، چنانچه در برابر تهاجم، بازداشت و زندان حاکمان به خیابان کشیده نشوند ، دهن بازمی کنند و نمامی سال کارگران و زحمتکشان روستایی و شهری را به صفی واحد بدل می نماید. 

بطوری که دراعتراضات اخیرویکپارچه بازنشستگان‌ درسراسرکشور، حضورمعلمان وکارگران ودیگراقشارمزد وحقوق بگیردرکناریکدیگرنشان داد که تنها راه رهایی از شرایط سخت واسفبارکنونی فریاد دادخواهی واعتراض می باشد بطوری که ادامه اعتراضات مستمربازنشستگان تامین اجتماعی،لشکری وکشوری،کارگران وفرهنگی و دیگران دست آورده هایی حداقلی بجا گذاشته که درسالهای گذشته هیچ پیگیری ونامه نگاری چنین دست آوردی نداشته است.

چنانچه بخواهیم روند مبارزه بازنشستگان گروهبندی های مختلف اجتماعی را دنبال کنیم برخلاف تصویرساخته وپرداخته و رایج خبرگزاری های نظام و حتی رسانه های بزرگ جهانی همچون بی بی سی فارسی، خواسته اصلی بازنشستگان کارگری تنهاهمسان سازی حقوق ورفع تبعیض طبق ماده ی ۹۶ تامین اجتماعی است .صد البته خواسته ی ” اجرای قانون” دارای سرشت نفی قانون زدایی تعدیل ساختاری حاکمیت است.

نگاهی به چند نکته از قدرت عمل بازنشسته ها مثلا جمعیت شرکت کنندگان و ضربآهنگ حرکت شان ازطریق کاستن فرماسیون زمانی ازپانزده روز یا ده روزیکبار به یکشنبه های اعتراض، نشان میدهد که ترس ازتجمعات خیابانی باهمگانی شدن شعار: ” تنها کف خیابون / به دست میاد حقمون” فروکاهیده یعنی عنصرترس و محافظه کاری دربین بازنشستگان تقلیل پیداکرده است.

دیگراینکه شکل اعتراض نیزتغییرپیدا کرده است. شکل اعتراض تا قبل ازسال جدید تجمع درمکان های ثابت بود. الان درمواردی به شکل راهپیمایی اعلان نشده همراه است . در تهران ازجلوی مجلس میروند تا مقابل سازمان برنامه یا ازجلوی وزارت کاردرخیابان آزادی میروند تا مقابل سازمان تامین اجتماعی حرکت می کنند . عین همین حرکت در شوش هم دیده شده است .

نوعیت حرکت هم درسطح شهرهایی تغییرکرده است . نظیرآنچه درتبریز و رشت دیده شده است . در رشت مقابل دستگیری های صورت گرفته به اعتراض در کف خیابان نشستند ومانع حرکت ون ها شدند و درتبریز به درون سازمان تامین اجتماعی رفتند و چندین ساعت آنجا را اشغال کردند و دو باره به خیابان بازگشتند .  می توان گفت ؛ هر سطح تحول درشکل اعتراض محصول رادیکال شدن حرکت بازنشستگان است .

موضوع بعدی بازنگری حول شعارهای بازنشستگان است. تظاهرات ۱۵فروردین همراه با شعارهای جدیدی بود که بیان گرخشم ونفرت بازنشسته های تامین اجتماعی و کارگری ازتداوم قانون زدایی حاکمیت بود.

اینباربازنشستگان درکنارشعارهای همیشگی شان ازجمله :  

تا حق خود نگیریم/  از پای نمی نشینیم.  

بازنشسته می میرد/ ذلت نمی پذیرد. 

فقط کف خیابان / به دست میاد حق مان.

این همه بی عدالتی / هرگز ندیده ملتی. 

خواسته بازنشسته / حقوق طبق تورم و . . . 

گرانی تورم بلای/ جان مردم

در پانزدهم فروردین یعی دوره جدی تحرکات سریالی ،به شعارهای جدید روی آوردند. شعار هایی که گویای بالا گرفتن خشم و نفرت بازنشستگان در برابر سیاسی تعدیل ساختاری و قانون گرایی و در برابر قانوزدایی عامرانه نظام طرح گردید . ازجمله :     

فقر و فلاکت/ دزدی و غارت 

حق طلبان زندانند/ غارت گران آزادند

دولت ورشکسته/ دشمن بازنشسته

نوبخت بیا پائین/ بدبخت بیا پائین

همسان سازی کجا رفت/ تو جیب زالوها رفت

ولی به هیمن حد بسنده نکردند ومصادیق پُرمضمون تری را برای سر ریز کردن ، مطالبات خویش در مضمون نه به انتخابات گه خود شعار های اخطاری به حکیت است سر دادند از جمله :

 از بس دروغ شنیدیم / دیگه رای نمی دیدم

ما دیگه رای نمی دیم / عدالتی ندیدم

بی عدالتی دیدیم/ دیگه رای نمی دیم

ما دیگه رای نمی دیم / از بس دروغ شنیدیم 

مرگ بر دروغ گو. 

 کارگر زندانی/  آزاد باید گردد. 

 اسماعیل گرامی / آزاد باید گردد .

ادای همین شعارهای ساده وفکرشده بازنشستگان (ازبس دروغ شنیدیم / ما دیگه رای نمی دیم ) که به زبان های مختلفی و در فواصل حرکت های دیگر اجتماعی واعتراضی خیابانی شنیده است،بیان این واقعیت استکه؛رهایی اجتماعی محصول جمع بندی گام به گامِ عملِ جنبش های اجتماعی واقعا موجود است نه محصول ایده های ناب مجردِ مجموعه بازیگران با نقاب وبی نقاب جناح های حاکمیت که درمیان بازنشستگان مطالبه گر، عملکردشان نخ نما شده وهیچ جایی ندارند.امروزطرح شعار: ” تهدید وزندان دیگه اثر ندارد” ، نمای واقعی نمایش قدرتی است که که یک سوی آن بازنشستگان مستقل و دیگر سوی آن، همه سوداگران حاکمیتی ایست که بیش ازچهاردهه برهستی وجان ،امنیت شغلی کارگران پای گذاشته اند !                                                                           

 دربرابرپیشرفت وجوه یاد شده فوق ازجانب بازنشستگان، درمقابل شکل برخورد حاکمیت هم تند تر و سرکوب گرانه ترشده است. پیشترما شاهد این بودیم  که درتجمع سراسری ۱۷ اسفند بازنشستگان آقایان اسماعیل گرامی – اسد مفتاحی دستگیرشده وکامیارفکور روزنامه نگارکه به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی وی را با ضرب و شتم شدید دستگیر کرده‌اند،را بازداشت کرده بودند. دو نفر اولی را فردای آنروز آزاد کردند ولی کامیارفکور را بعد ازظهر۲۷ اسفند، پس از ده روز، به قید وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.بعبارتی هرقدرپیشروی بازنشستگان را شاهدیم،فشارحاکمیت مستبدیرا نیزنظاره گریم که بازدر دوره اخیرفروردین ماه با حمله به منزل اسماعیل گرامی بازنشسته شناخته شده به بازداشت وی منتهی گردید و درهفته قبل نیزتهاجم به اجتماع شهررشت وانداختن گاز فلفل به جمع معترضین را نیزشاهدیم . درتهران نیزبه یکی اززنان درتجمع بزرگ حمله ورشدند واورا مورد ضرب وشتم قراردادند. جدا ازاین دردرون خود سازمان تامین اجتماعی،سیاست سرکوبگرانه حاکمیت شروع شده به آزار کارگرانی که سابقه کارگری دارند وجزء سازمانگران حرکت ها هستند، ابتداء شناسایی شده ومرتبا احضارشان می نمایند تا آنها را به دست اندازهای اداری بیندازند.

نکته بغایت مهم اعتراضات یک ماه اخیربازنشستگان درسراسرکشورنشان می دهد، وابستگی کانون های نوکیسه به سیاست های رژیم علنی ترشده و این دامن نفوذ آنها را در نزد بازنشستگان مستقل خیلی کم کرده است . چرا که این جماعت در دفاع از سالاری- دولت – سازمان تامین اجتماعی و نوبخت دروغ پخش نمودند که همسان سازی صورت گرفته و درحقوق فروردین ماه اعمال شده وحداقل حقوق به چهارمیلیون و دویست هزار تومان برای حداقل بگیرها رسیده است ومیانه بگیرها به بالای هفت میلیون و بالا بگیرها به ده میلیون میرسد. تمام این حرفها دروغ بوده وموجی ازانزجار را دربین بازنشستگان برانگیخته است. دراین میان برای بازنشسته های تامین اجتماعی ثابت شده که این حرف ها دروغ بوده واینها نمی خواهند پولی به بازنشسته ها بدهند. بدین ترتیب روشن شد که سازمان بازنشستگی ابزارهای حقوق بگیرسازمان تامین اجتماعی و خود فروخته اند. این جماعت درسال گذشته تلاش کردند که علیرغم میل خود به خیابان بیانید تا بتوانند حرکت های موجود خیابانی را جمع وکنترل آنها را دردست خود بگیرند تا بتوانند مهار حرکات سریالی به عهده گیرند که موفق نشدند. درسال جدید این پدیده کاملا شکست خورده است. بنابراین حرکت های سریالی بازنشستگان باعث بی اعتباری کانون های بازنشستگی وشکست آنها درمصادره نارضایتی ومهارحرکت های بازنشستگان مستقل شده ومی توان باصراحت گفت: نقش گرایشات غیرحکومتی که ازجناح های رژیم مستقل عمل نمایند در فراخوان های  اعتراضی که بازنشستگان می دهند، بغایت برجسته شده است .

درعین حال و درست درچنین شرایطی با وجود شکاف هایی که بین جناح های مختلف بازنشستگان است، مانع این نشده است که آنها جدا از هم عمل بکنند.می توان گفت :گرایش به اتحاد دربین صفوف بازنشستگان ازگذشته بیشترشده است . این گرایش حول دو پایه یکی اجرای مطالبه ماده قانون ۹۶ تامین اجتماعی وآن دیگری حقوق برپایه تورم صورت گیرد.

ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی هم می گوید: سازمان مکلف است میزان کلیه مستمری های بازنشستگی،ازکارافتادگی کلی ومجموع مستمری بازماندگان را درفواصل زمانی که حداکثر از سالی یکبار کمتر نباشد باتوجه به افزایش‌هزینه زندگی با تصویب هیات وزیران به همان نسبت افزایش دهد. هر چند این دو محور که پایه اجماع گروههای بازنشستگان محسوب می گردد نه دقیق ونه کافی به نظر نمی رسند ولی لازم اند .

کافی نیستند بدین معنی که نرخ اعلام شده بانک مرکزی، نرخ واقعی نیستند ونکته بعدی اینکه اجرای همین ماده ۹۶ درواقع از دولت و تصویب هیات وزیران خواسته می شود . تحقق این امردرشرایط فعلی با توجه به ورشکستگی مفرط بحران اقتصادی دراساس محلی ازاعراب ندارد .

درست درپیچ وخم چنین اوضاع نابسامانی،ما به جانب اعتراض سراسری بازنشستگان و سردادن ازادی اسماعیل گرامی و دیگر زندانیان سیاسی و طرح دیگر مطالبات آنها در یکشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۰  می رویم !  

============

روز شمار کارگری هفته  شماره های ۳ و۲ را از سایت

روزشمار کارگری ،لینک زیر می توانید دنبال کنید !

http://karegari.com/maghalat/2021/04/17/Roozshomar%20kargarI%202,3%20AmiR.pdf

 

 

 

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)