وقتی سیاست را در دستگاه دولت خلاصه کنیم، ناخواسته خودمان را در حد یک «تکنیسین قدرت»تقلیل می‌دهیم.

مقاومت سیاسی بدون مقاومت اخلاقی، بازی در زمینی‌ست که همه قواعدش را قدرت برتر تعیین کرده است.

جنبش سبز برای تکنیسین‌های قدرت، «زائده اصلاح‌طلبی»ست چرا که بازی با قواعد قدرت برتر را نپذیرفته بود.به عبارتی دیگر، کنشی بود که معطوف به کسب سهمی در دستگاه دولت نبود و از اینرو در این دستگاه فکری کنشی غیرسیاسی و زائد محسوب می‌شود.

مقاومت مدنی دانشجویان،کارگران،بازنشستگان و فعالین حقوق‌زنان و اقلیت‌ها باعث شده، «دستور زبان سیاست» در ایران رنگی مدنی‌تر بخود بگیرد و با مفاهیم حقوق‌ بشری همنوای بیشتری نشان دهد.

فصل انتخابات و هم‌زمانی‌اش با ظهور شبکه‌ اجتماعی جدیدی به نام کلاب هاوس در ایران،باعث شده گفتگو‌های سیاسی دوباره رونق بگیرد،اما عدم حضور چهره‌های مدنی در این گفتگوها باعث شده دستور زبان سیاسی چرخش چشم‌گیری به سمت قدرت محوران داشته باشد.قدرت محوران حامی نظام و قدرت محوران برانداز که به دنبال کسب دستگاه دولت از طریق دیگری هستند.

تخفیف جنبش سبز و مبارزات مدنی بدون خشونت، از سوی این دو جریان سیاسی قدرت محور( به ظاهر متضاد)، آشکار کننده نزدیکی دستگاه فکری آنها در فهم امر سیاسی است.تقدیس یک گروه از مردم و اعتراضات مردمی در هر شکلی، و نهی گروه دوم از هر نوع تکیه و رجوع به قدرت مردمی، بزرگ‌ترین اشتراک آنها در نفی مقاومت مدنی بدون خشونت است.

امثال فرید مدرسی با همان دستگاه فکری جنبش سبز را زائده اصلاح‌طلبی می‌دانند که براندازان آن‌را جنبشی رانتی و حکومتی میدانند، چرا‌ که رهبرانش تسخیر قدرت را در اولویت جنبش قرار نداده‌اند،بلکه در پی تغییر مناسبات قدرت‌اند،امری زمان‌بر و پیچیده.

سیاست با دستور زبان مدنی سیاستی است مبتنی بر اخلاق و ارزش‌های حقوق بشری.برای تکنسین‌های قدرت در جناح برانداز، تحریم فرصتی است و چرا که امکان برانداختن و کسب قدرت را تسهیل می‌کند؛ولی برای فعالین مدنی تحمیل رنجی‌است که نیرو‌های مدنی را تضعیف می‌کند و طبقات محروم را محروم‌تر، و شکل‌گیری کنش اعتراضی بدون خشونت را ‌سخت‌تر.

سیاست با دستور زبان مدنی به‌دنبال دامن زدن به بازی عشق و نفرت با انتخابات نیست.بلکه درپی خلق امکان‌های سیاسی است برای تقویت جامعه مدنی از طریق گسترش شبکه‌های مدنی و «هم‌یابی نیروهای اجتماعی» حول مطالبات ممکن(نه شعارهای مطلوب ولی ناممکن).

انتخابات می‌تواند فرصتی باشد تا دستور زبان مدنی در سیاست، تمایزات خود را با دستور زبان قدرت محور بیشتر آشکار کند و در پی گسترش نگاه اخلاقی، اصولی و راهبردی به امرسیاسی باشد تا دامن زدن به بازی عشق و نفرت در دوگانه تحریم یا مشارکت.

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)